اعلامیه ی سبز

پایگاهی برای مقالات سیاسی-اجتماعی

جنبش آزادیخواهانه ایران نیاز به ستون فقرات دارد، از پتانسیل ها درست استفاده کنیم (بخش اول)/ جمهوری اسلامی مدت هاست که در اذهان اکثریت مردم ایران سقوط کرده است

خلاصه: مقاله ای از ققنوس وطن: جمهوری اسلامی مدت هاست که در اذهان اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران سقوط کرده است چیزی که این جرثومه فساد را سر پا نگاه داشته ، نبودن ستون فقراتی است که مبارزان بیشمار و گمنام راه آزادی کشورمان را دور خود جمع نموده و آنها را حول یک هدف مشخص هماهنگ سازد. چندی است که جنگ باند احمدی نژاد و علی خامنه ای علنی شده است و به زودی بالا خواهد گرفت. مثال جمهوری اسلامی به مثال گرگهایی می ماند که به ظاهر با یکدیگر متحدند، حلقه زده اند و منتظرند و یکدیگر را رصد می کنند به محض پلک زدن یکی،  بقیه دسته جمعی بر سر او آوار شده و او را از گردونه خارج کرده و می درند. موضع ما به راستی چیست؟

اعلامیه سبز: فروردین 1389 هم گذشت و حکومت جمهوری اسلامی همچنان از لحاظ فیزیکی پا برجاست. جنبش آزادیخواهانه کشورمان فراز و نشیب بسیاری را در این دو سال گذشته پشت سر گذاشته است. چه بسیار روزهای پر فروغی که رژیم جمهوری اسلامی تا به پرتگاه سقوط، عقب رانده شد؛ ولی عدم انسجام، ضعف رهبری و خط کشی های بی مورد سیاسی، این  فرصت های طلایی را از بین برد. بارزترین این روزها عاشورای 88 بود، عربده کشی رژیم، بعد از عاشورای 88 را هر رهبر تیزهوش نه تعبیر به قدرت آن بلکه نشانه زوال آن باید می یافت. چیزی که شاید رهبران در بند جنبش سبز نیز آن را بهتر از هر کس دیگری دریافتند. مهمترین دلیل بر این مدعا را می توان در باز شدن فضای تلویزیون در عین عربده کشی اربابان قدرت در پس از عاشورای 88 دید که نشان محرزی از سردرگمی رژیم داشت. از پس از انتخابات 22 خرداد 88 تا کنون کدام مقطع تاریخی را سراغ دارید که رژیم جمهوری اسلامی از طریق رسانه رسمی و از خلال برنامه هایی با نام » دیروز ، امروز و فردا » به چهره های منتقد داخل نظام اجازه اظهار نظر داده باشد. بارزترین این برنامه ها مناظره آقای دکتر جواد اطاعت از کادر رهبری حزب اعتماد ملی با زاکانی، نماینده مجلس فرمایشی بود. آقایان کروبی و موسوی در چنین شرایطی که رژیم در موقعیت ضعف کامل قرار داشت به جای حمله نهایی، در یک اشتباه استراتژیک (به نظر نگارنده) به یک عقب نشینی محرز دست زدند و آقای موسوی در بیانه تحلیلی خود که با چندین هفته تاخیر در مورد حوادث عاشورا صادر شد عملاً دولت کودتا را به رسمیت شناخت. به نظر این حقیر، این اشتباه استراتژیک از آنجا ناشی شد که این عزیزان در آن ایام همچنان دل در گرو اصلاح این لکه ننگ تاریخ کشورمان داشتند. پیامد مستقیم چنین عقب نشینیی، حاکم شدن حدود یک سال ناامیدی ، تسلیم خیابان به رژیم جهل و جور و ریزش نیروهای فداکار جنبش که به کمتر از سقوط رژیم راضی نیستند، بود.

بعد از حکومت یزید و وقایع عاشورای سال 61 هجری قمری که در آن پیشوای سوم شعیان به شهادت رسید ، در تاریخ اسلام حکومت جمهوری اسلامی ، تنها حکومتی است که قداست مذهبی روز عاشورا را حفظ نکرد و در چنین روزی دست به جنایت زد.  فردای روز عاشورا می توانستیم با واکنش سریع و اعلام عزای عمومی در سوگ شهادت بیش از 38 نفر از هموطنانمان در تهران و پافشاری بر مجازات عاملان و عامران این جنایت شوم، حمله نهایی برای سقوط کل دیکتاتوری را آغاز کنیم . این حمله می توانست با پافشاری بر خواسته حداقلی عزل و مجازات سرکرده نیروی انتظامی آغاز شده و تا فروریزی کل دیکتاتوری پیش رود. متاسفانه عملاً این فراز تاریخی از مبارزات مردم میهنمان فرصت سوزی شده و نتایج محسوسی را به دنبال نداشت.

تجربه عاشورا این باور را صحه گذاشت که جمهوری اسلامی اصلاح پذیر نیست. جمهوری اسلامی می تواند سالیان متمادی به حیات خود ادامه دهد اگر ما باور کنیم که اصلاح پذیر است.  یک بار برای همیشه باید مرز خود را با رژیم مشخص کنیم. جمهوری اسلامی به تعبیری امپراطوری دروغ است با امپراطوری دروغ نمی توان با روشهای کلاسیک اصلاحات مقابله کرد. امپراطوری دروغ در عرض چند ساعت می تواند چنان رنگ عوض کند که به آسانی قابل شناخت نباشد. آنچه می تواند مانع غلطیدن در دامهای کثیف این حکومت جهل و جور شود یک شعار کلیدی و یک مرز مشخص با آن است ، باید باور کنیم به این حقیقت تلخ که » افعی کبوتر نمی زاید». آری ، جمهوری اسلامی اصلاح پذیر نیست و این بارها و بارها آزموده شده است.

هر مبارزه آزادیخواهانه با هر حکومت سرکوبگری نیاز به ستون فقرات دارد. هر چه این حکومت ددمنش تر، نیاز به استحکام این ستون بیشتر. جمهوری اسلامی مدت هاست که در اذهان اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران سقوط کرده است چیزی که این جرثومه فساد را سر پا نگاه داشته ، نبودن ستون فقراتی است که مبارزان بیشمار و گمنام راه آزادی کشورمان را دور خود جمع نموده و آنها را حول یک هدف مشخص هماهنگ سازد. ستون مبارزه ای که استوار با برنامه ای روشن هدف برچیده شدن دیکتاتوری جمهوری اسلامی را فریاد برآورد و در عین حال تکلیف خود را یک بار برای همیشه با اصلاح پذیری جمهوری اسلامی یکسره نموده و با برنامه ای روشن آزادی ایران را فریاد برآورد. در 25 بهمن 89 با هوشیاری آقایان موسوی و کروبی ، آب از جوی رفته در عاشورای 88 به جوی بازگشت و استمرار آن حرکت اعتراضی در 1 اسفند و سه شنبه های اعتراض نوید خبرهای خوش بعدی را داد. در این میان و پس از دستگیری و حبس خانگی آقایان موسوی و کروبی، گروهی به نام  «شورای هماهنگی راه سبز امید» سعی در پر نمون خلاء رهبری ایشان را دارند که متاسفانه در بیانه ای که به مناسبت آغاز سال 1390 منتشر نمودند تعبیراتی را مورد استفاده قرار داده که به خواننده اینگونه القا می کند که این عزیزان مجدداً تمایل دارند که آزموده را دوباره بیازمایند و با اعتقاد به اصلاح پذیری جمهوری اسلامی پا به عرصه گذاشته و با استفاده از تعابیر پوسیده ای که سالیان سال از بوقهای تبلیغاتی جمهوری اسلامی شنیده شده است، سعی در راندن بخش عمده ای از فعالان جنبش در داخل و خارج کشور و ایجاد اختلاف در داخل جنبش آزادیخواهی را دارند. الزام به چهارچوب قانون اساسی و عدم خشونت در واقع خلع سلاح خود است. در مقابل امپراطوری دروغ روش مبارزه را ما انتخاب نمی کنیم ، روش مبارزه را حکومت جهل و جور به ما تحمیل می کند ، ما خواستار برقراری حکومت قانون و رعایت حقوق بشر به هر قیمتی در کشور هستیم. اگر حاکمیت خواستار حکومت بر ما به هر قیمتی باشد آیا مشی ما باز هم عدم خشونت است؟ الزام به چهارچوب قانون اساسی و گدایی حقوقمان از اربابان قدرت نه شایسته مردم این مرز و بوم است و نه متناسب با پتانسیل نارضایتی در جامعه کنونی ایران. مطلبی که شک نگارنده را بر عملکرد شورای راه سبز امید می افزاید، انفعال این شورا در محکومیت جنایت رژیم پوسیده بشار اسد در سوریه و عدم اعلام همبستگی با مردم سوریه است. شورای هماهنگی چگونه است که با مردم مصر و تونس اعلام همبستگی می کند و در مقابل مردم سوریه موضع انفعال پیش می گیرد.

چندی است که جنگ باند احمدی نژاد و علی خامنه ای علنی شده است و به زودی بالا خواهد گرفت. مثال جمهوری اسلامی به مثال گرگهایی می ماند که به ظاهر با یکدیگر متحدند، حلقه زده اند و منتظرند و یکدیگر را رصد می کنند به محض پلک زدن یکی،  بقیه دسته جمعی بر سر او آوار شده و او را از گردونه خارج کرده و می درند. موضع ما به راستی چیست؟ اتحاد با خامنه ای برای دفع احمدی نژاد یا اتحاد با احمدی نژاد برای دفع خامنه ای ؟ اگر شما به جریان اصلاح طلبی معتقدید نمی توانید بیطرف باشید، اصلاح طلبی در چهارچوب نظام یعنی این واقعیت تلخ که انتخابات منجر به انتخاب نمایندگان واقعی مردم، باید توسط یکی از این دو باند قدرت به انجام برسد. کدامیک از این حضرات می خواهند انتخابات آزاد را برگزار کنند ؟ مقام عظمای ولایت و یا سردار رشید اسلام برادر محمود احمدی نژاد؟ چه خوشمان بیاید چه نیاید ، در واقعیت کنونی صحنه سیاسی کشورمان، قدرت در دست این دو باند متمرکز است. اگر ما به اصلاح ناپذیری جمهوری اسلامی باور بیاوریم، آنگاه می توانیم از جنگهای داخلی رژیم به منظور سقوط کل آن استفاده کنیم ولی تا هنگامی که دل در گرو اصلاح این رژیم داریم مجبوریم وارد این بازی ادامه دار شویم. از این رو به نظر نگارنده «شورای هماهنگی راه سبز امید» نیاز به بازنگری کلی در مشی  خود داشته و با مشی کنونی نمی تواند به عنوان ستون فقرات جنبش آزادیخواهانه مردم ایران ایفای نقش نماید. چرا که هنوز دل در گرو اصلاح این حکومت اصلاح ناپذیر دارد و به جای برقراری اتحاد در میان نیروها، به کاشتن تخم تفرقه مشغول است.

مروری بر پتانسیل های موجود در جامعه سیاسی ایران که بتواند نقش محوریت مبارزات را بر عهده بگیرد بی شک نام » شورای ملی مقاومت» و «سازمان مجاهدین خلق» را نیز به ذهن متبادر می کند. جمهوری اسلامی در اولویت بندی دشمنان خود سازمان مجاهدین خلق را به عنوان دشمن شماره یک خود قلمداد می کند و این نه به خاطر محبوبیت این گروه در داخل کشور که بیشتر به خاطر ترس از پتانسیل سازماندهی و ایفای نقش ستون فقرات در مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران است. شاهد این مدعا حمله همه جانبه رژیم چه به صورت حذف فیزیکی و یا شکنجه های روانی و روحی شدید به اعضای این سازمان در زندانها ( تمامی اعدامهای سیاسی پس از انتخابات یا متعلق به عزیزان کرد و یا اعضای سازمان مجاهدین و در تعدادی موارد انجمن پادشاهی بوده است) و چه به صورت ترور شخصیتی این سازمان با ارسال مقالات و تبلیغات مسموم در فضای مجازی و ادعاهای بی اساس در مورد مشی این سازمان می باشد. جمهوری اسلامی از آشنایی و تمایل جوانان این مرز و بوم با ایرانی که شورای ملی مقاومت در قانون اساسی موقت خود و برنامه دقیقی که به منظور انتقال قدرت و برگزاری انتخابات آزاد پس از جمهوری اسلامی ارائه کرده است، وحشت دارد. جمهوری اسلامی می ترسد که جوانان این مرز و بوم با تشکیلات وسیع و منسجم شورای ملی مقاومت در خارج کشور پیوند بخورند و از این رو در یک برنامه ریزی حساب شده، سعی در حذف پتانسیل های موجود در افق سیاسی ایرن ولو به قیمت زیرپا گذاشتن تمامی اصول اخلاقی و لجن پراکنی های خلاف واقع را دارد.

سازمان مجاهدین از سازمانهای پیشرو انقلابی در سال 57 بود. دعوای اصلی سازمان مجاهدین با جمهوری اسلامی از حق انتخابات آزاد و برگزاری آزاد راهپیمایی و تجمعات آغاز گردید. در ابتدای انقلاب وضعیت کنونی کشور عیناً تکرار گردیده است. دوستانی که طعم چماق و باتوم را چشیده اند بدانند جوانان اول انقلاب هم عیناً و صد پله بدتر از چوب و چماق و باتوم را تجربه کرده اند. جمهوری اسلامی از ابتدا، بنای خود را بر سرکوب مخالفان و حتی حذف فیزیکی آنان قرار داد و حمله به تجمعات گروها اعم از ملی ، چپ و مذهبی از همان آغاز در دستور کار این حکومت جنایتکار قرار داشته است که در این بین سازمان مجاهدین خلق نیز مستثنی نبوده است. تا قبل از خرداد 1360 مشی سازمان نسبت به انقلاب 57 مثبت بوده و مبارزه با خودکامگی شخص خمینی را علیرغم خشونت طرف مقابل از طریق مبارزات مسالمت جویانه تعقیب می کرده است. پس از به رگبار بستن تظاهرات مسالمت جویانه اعضا و هواداران این سازمان در تهران در خرداد 60 که منجر به کشته و زخمی شدن بسیاری از هموطنانمان شد، این سازمان علی رغم نفوذ گسترده ای که به خاطر عقاید آزادیخواهانه خود در میان دانشجویان و روشنفکران زمان خود داشت در یک اشتباه استراتژیک (به نظر نگارنده) و با عدم توجه به شرایط جنگی در کشور و همچنین بافت مذهبی جامعه و نفوذ کلام شخص خمینی در سطح توده ، وارد فاز مسلحانه در مبارزه با رژیم شد. این مبارزه خونین به قصد مبارزه با دیکتاتوری نوپای خمینی با وجود تلفات سنگین از هر دو طرف به ثمر نمی نشیند که علت اصلی آن را ناآگاهی توده از ماهیت ناآشنای جمهوری اسلامی در آن زمان می توان ارزیابی نمود. در واقع با مرور وقایع آن روزها اینگونه به نظر می رسد که گردانندگان جمهوری اسلامی ، آگاهانه سازمان مجاهدین خلق را به سمت یک مبارزه مسلحانه سوق میدادند تا شرایط را برای سرکوب شدید آن فراهم آورند. پس از خرداد 60 ، جمهوری اسلامی هزاران نفر از اعضا و هواداران سازمان را دستگیر و به حبس های طولانی مدت و یا اعدام محکوم نمود. از دلایل عمده ادامه جنگ ایران و عراق و مخالفت جمهوری اسلامی با طرح صلح اعراب را میتوان ادامه وضعیت فوق العاده در کشور و خفه نمودن صدای هر مخالفی (به بهانه شرایط جنگی و در واقع تثبیت دیکتاتوری جمهوری اسلامی) در داخل کشور تعبیر کرد. شاید این جمله خمینی که «جنگ برای ما نعمت بود» شاهد محکمی بر این ادعا باشد. در سال دوم جنگ و پس از فتح آبادان ، اعراب طرح صلح خود را که تضمین پرداخت تمامی خسارات وارده به کشور را در بر داشت ، ارائه نمودند که متاسفانه با تعابیر ابلهانه شخص خمینی که «صدام یک سیلی خورده است و باید یک سیلی دیگر هم بخورد» یا «جنگ ، جنگ تا پیروزی و رفع فتنه از عالم» و یا تعبیر مشهور «راه قدس از کربلا می گذرد» عملاً کشور را وارد 6 سال  دیگر جنگ بیهوده نمود.

مجاهدین خلق پس از تنگ شدن عرصه فعالیت در داخل کشور به پاریس رفته و تشکیلاتی به نام «شورای ملی مقاومت» را سازمان دهی نمودند که هدف اولیه آن جمع آوری کلیه گروهها و نیروهای مخالف جمهوری اسلامی در زیر یک چتر واحد بود. می توان از جمله احزاب این شورا به حزب دموکرات کردستان و از اشخاص این شورا به آقای ابوالحسن بنی صدر نخستین رئیس جمهوری ایران اشاره نمود. حکومت جمهوری اسلامی که عمده ترین خطر برای ثبات خود را از جانب این شورا احساس می کرد برای از هم پاشیدن آن، اقدامات متعددی انجام داد که از جمله ی آنها، نفوذ در شورا به منظور ایجاد اختلاف در آن و همچنین استفاده از باجهای سیاسی و اقتصادی به منظور ترغیب کشورهای اروپایی به دستگیری و بازپس فرستادن رهبری سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت به ایران از طریق پلیس اینترپل بود. این اقدامات جمهوری اسلامی موثر افتاد و چندین شخصیت و حزب سرشناس از این شورا خارج شدند، همچنین عرصه بر فعالیت های خارج کشور در اروپا تنگ و تنگ تر گردید. در این میان، مجاهدین خلق در دومین اشتباه استراتژیک خود (به نظر نگارنده) در سال 1365 و با این استدلال که پس از بازپس گیری آبادان  و رد طرح صلح اعراب و کشاندن جنگ به خاک عراق عملاً ایران تجاوزگر جنگ محسوب می گردد، وارد عراق شده و از حمایت صدام برخوردار شدند. که آثار تبلیغی بسیار بدی را به همراه داشت و جمهوری اسلامی از این اشتباه سیاسی حداکثر استفاده را به منظور تخریب چهره این سازمان برد و در واقع «حق برگزاری آزاد تجمعات »  که اصل موضوع و محل شروع نزاع بین این سازمان و جمهوری اسلامی بود را به حاشیه راند و همچنین جنایات خود در به گلوله بستن تظاهرات مسالمت آمیز خرداد 60 و اعدام هزاران زندانی سیاسی در سالهای آغازین دهه شصت را توجیه نمود. پس از پذیرش آتش بس در سال 67 توسط خمینی ، مجاهدین خلق در تابستان 67 در عملیاتی به نام فروغ جاویدان به منظور براندازی بساط جور و زور در کشور از طریق جنگ کلاسیک اقدام نمود که علیرغم موفقیتهای چشمگیر در آغاز و آزاد سازی بخشهای وسیعی از مناطق کرمانشاه، به دلیل عدم برخورداری از پشتیبانی نیروی هوایی نتوانست پیروزیهای اولیه را ادامه دهد و با تلفات سنگین مجبور به عقب نشینی گردید ، جمهوری اسلامی که از مدتها پیش مقدمات قتل عام زندانیان سیاسی را فراهم می آورد  فرصت را مغتنم شمرده و قتل عام زندانیان سیاسی را آغاز نمود که به روایتی 4300 و بر اساس شواهدی دیگر تا 30,000 زندانی سیاسی را در زندانهای جمهوری اسلامی در سراسر ایران و در محاکمات سه دقیقه ای به اعدام محکوم نمود و در گورهای دسته جمعی دفن کرد. گورستان خاوران یادآور همیشگی این جنایت علیه بشریت است.

فعالیتهای سازمان مجاهدین در داخل ایران با توجه به جو سرکوب شدید، از آن پس محدود تر گردید و درنتیجه، توجه این سازمان به فعالیت در خارج کشور معطوف شد. مجاهدین از معدود گروهایی بودند که انتخابات خرداد 76 را با درک صحیح از ماهیت اصلاح ناپذیر جمهوری اسلامی تحریم نمودند. پس از به قدرت رسیدن اصلاح طلبان حکومتی، دولت وقت امریکا (کلینتون) و اتحادیه اروپا در یک باج سیاسی مشهود به دولت ایران، سازمان مجاهدین خلق را در لیست تروریستی خود جای دادند. دولت ایالات متحده و اروپایی ها به اصلاحات و تغییر مشی حکومت ایران امید فراوان بسته بودند. امیدی که گذشت زمان، پوچی آن را به وضوح نشان داد. در سال 1381 سازمان مجاهدین با درک شرایط جهانی و جمع بندی اوضاع، تغییر مشی مبارزه مسلحانه خود را به مبارزه مدنی اعلام نمود. پیش از آن، عمده فعالیتهای مجاهدین در داخل کشور ترور عوامل بدنام رژیم جمهوری اسلامی از جمله لاجوردی بازجو و شکنجه گر معروف اوین در دهه شصت بود. شخصی که خود مستقیماً تیر خلاص بر صدها زندانی سیاسی زده و فجیع ترین شکنجه های فیزیکی را در قبال زندانیان بی دفاع در بند روا می داشت. او شخصی بود که برای شلاق زدن ، ناخن کشیدن و زجر دادن زندانیان بی گناه وضو می گرفت. پس از حمله امریکا به عراق، سازمان مجاهدین خلع سلاح گردید و عمده فعالیت خود را به سازمان دهی مجدد نیروها در داخل کشور، افشا گری در خارج کشور و تلاش بر خروج از لیستهای تروریستی اتحادیه اروپا و آمریکا متمرکز ساخت. تلاشی که در سال 1387 از طریق مجامع حقوقی اروپا به ثمر نشت و درنتیجه، نام این گروه سیاسی از لیست اتحادیه اروپا خارج گردید. این کارزار برای خروج از لیست امریکا همچنان ادامه دارد.

هم اکنون سازمان مجاهدین خلق گسترده ترین و منسجم ترین سازمان سیاسی خارج کشور می باشد و شورای ملی مقاومت که مجاهدین خلق عمده ترین عضو این شورا است با برملا کردن پروژه اتمی جمهوری اسلامی به حق، یکی از بزرگترین خدمات را به ایران و جامعه بشریت نموده است. چرا که حکومتی که در کاربرد خشونت به مردمان خود ابایی نداشته باشد هیچ تضمینی وجود ندارد که در راستای منافع کثیف خود از سلاحهای کشتار جمعی علیه مردم دنیا و یا مردم خود استفاده نکند.

مجاهدین در حال حاضر به صورت گروههای چند نفره در سازمان دهی تظاهرات داخل کشور نقش عمده ای را در کنار دیگر گروهها ایفا می کنند ، اعضای مجاهدین خلق جزو اندک گروههای مذهبی هستند که به جدایی دین از دولت و برابری حق زن و مرد ایمان داشته و آزادی پوشش را به رسمیت می شناسند. نگارنده در عین نگاه مثبت به این گروه، منکر عدم مقبولیت این گروه در اذهان عامه مردم ایران نیست که علت آن را وجود جو سرکوب و خفقان شدید در داخل کشور می داند. در واقع مجاهدین به علت حضور مخفی و زیر زمینی در داخل کشورنه تنها امکان تبلیغ عمومی را نداشته بلکه از طرفی مورد حمله همه جانبه حکومت اسلامی و سمپاشی های مامورین وزارت اطلاعات -چه در فضای مجازی و چه در فضای حقیقی- نیز قرار دارند. شناخت اکثر جوانان میهنمان از سازمان مجاهدین، بر اساس سمپاشی های رسانه های جمهوری اسلامی حاصل گردیده است. جمهوری اسلامی از پیوند اعتراضات گسترده داخل کشور با یک رهبری سازمان یافته و قاطع در شورای ملی مقاومت در هراس است و از این رو سعی در تخریب هر چه بیشتر این شورا و این سازمان می نماید. جمهوری اسلامی به درستی دریافته است که به راحتی می تواند بر مردمان نامتحد، حکمرانی کند؛ پس در استراتژی بلند مدت خود بر فریب مردم، از طریق موهومی به نام اصلاحات پای می فشارد. تا وقتی امید به اصلاح جمهوری اسلامی زنده بماند تفرقه در بین نیروهای مخالف وجود خواهد داشت و جمهوری اسلامی خواهد ماند.

نباید منکر اشتباهات سازمان مجاهدین در گذشته شد ولی اگر انصاف به خرج داده شود اولین گروهی که 30 سال پیش و در شرایط اول انقلاب انحراف آن را تشخیص داد و جانانه برای اصلاح آن اقدام کرد سازمان مجاهدین خلق بود. اصل دعوای جمهوری اسلامی با مجاهدین بر سر آزادی اندیشه و حق تجمعات و انتخابات آزاد بوده است. کسی که این را بداند به راحتی سم پراکنی های جمهوری اسلامی را باور نخواهد کرد.  پس از گذشت 30 سال صحبت درباره اینکه چه استراتژیی درست بوده است یا نبوده، کاری  بسیار ساده  است. ذکر این نکته ضروری است که یک سازمان سیاسی باید در زمان تصمیم بگیرد و عمل کند و هر کس عمل می کند از اشتباه مبرا نیست. آنکس که عملی انجام نمی دهد قطعاً پاک ترین کارنامه را دارد. این نوع نگاه است که میتواند فاصله ها را از بین برد و با این نوع نگاه است که سکوت موسوی در قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67 را می توان نادیده گرفت و اشتباهات کروبی در مسایل کاروان حج و بنیاد شهید را مورد اغماض قرار داد و با همین طرز تفکر است که می توان گناهان بسیاری از اصلاح طلبان منتقد حکومت که اکنون در زندان به سر می برند را بخشید. ما یک هدف داریم » آزادی ایران به هر قیمتی» و در این راه «ما همه با هم هستیم». به عنوان کسی که در تمامی تظاهرات سال 1388 و تظاهرات 25 بهمن و اول اسفند 1389 از نزدیک، جوانان مبارز بیشمار کشورمان را رصد و در این دو سال با مردم این کشور زندگی نموده ام به شما عزیزان مژده می دهم که جمهوری اسلامی مدتهاست که سقوط کرده و آنچه آن را هنوز سر پا نگاه داشته، نبود  اراده برای عبور از این لاشه ی رو به مرگ است. به نظر نگارنده در مبارزه با جمهوری اسلامی نیاز به یک ستون فقرات بسیار محکم به شدت احساس می شود که نیروهای منفرد بتوانند حول آن متحد شده و مبارزه را تا سرنگونی کامل دیکتاتوری اسلامی به پیش ببرند. سراب اصلاح طلبی در رژیم ولایت فقیه حربه ایست که توسط عوامل خود رژیم، تبلیغ می گردد و عده کثیری از همرزمان جنبش سبز نیز بدون توجه به ماهیت اصلی جمهوری اسلامی با این نوا همراه می شوند، سوال اساسی این است که اگر جمهوری اسلامی حاضر به حکومت به اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران به هر قیمتی باشد ، راهکار ما چیست؟ جمهوری اسلامی اصلاح پذیر نیست و تاریخ به زودی درستی این فرضیه را نشان خواهد داد.

مقاله ای از ققنوس وطن- 3 اردیبهشت 1390

برای مشاهده ی قسمت دوم مقاله اینجا را کلیک کنید.


انتشار این مقاله در هر وبسایتی با ذکر حتمی منبع آن (وبسایت اعلامیه ی سبز) بلامانع است.

Advertisements

23/04/2011 - Posted by | مقاله, مقاله ی اختصاصی, مقالات چند قسمتی | , , , ,

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: