اعلامیه ی سبز

پایگاهی برای مقالات سیاسی-اجتماعی

جنبش آزادیخواهانه ایران نیاز به ستون فقرات دارد، از پتانسیل ها درست استفاده کنیم (بخش دوم و پایانی)/ مردم شخص علی خامنه ای را بارها و بارها در خیابان عزل کرده اند.

برای مطالعه ی قسمت اول این مقاله اینجا را کلیک کنید.

اعلامیه ی سبز: پس از گذشت سی و سه سال از برپایی رژیم ولایت فقیه و حاکمیت خرافه ، دروغ و ریا و بویژه پس از حدود دو سال اوباش سالاری مطلق در کشورعزیزمان،  به نظر می رسد، رایحه خوش آزادی در سال پیش رو به مشام خواهد رسید. جنبش آزادیخواهی اکنون با در برگیری تمامی اقشار جامعه و با همراه سازی اکثرقریب به اتفاق گرایشات سیاسی تبدیل به یکی از پرقدرت ترین جنبش های آزادیخواهانه در تاریخ این سرزمین کهن گشته است. اگرچه خط کشی های بی مورد سیاسی که بویژه پس از حبس خانگی آقایان موسوی و کروبی شدت پیدا نموده عملاً ایجاد یک شورای رهبری قاطع و فراگیر و انسجام در تصمیم گیری را مانع شده است، ولی جنبش آزادیخواهی در داخل کشور به گسترش خود ادامه داده و یکی پس از دیگری خاکریزهای دشمن پلید و رسوا را درمی نوردد و رژیم آدمخوار ولایت فقیه را در زیر ضربات پیاپی لحظه به لحظه به زباله دانی تاریخ نزدیکتر می کند. رادمردیهای جوانان غیور میهن و زندانیان سیاسی از گرایشات مختلف در دخمه های تاریک و نمور رژیم منحوس ولایت فقیه باید چراغ راه خارج نشینانی باشد که داعیه دار رهبری این حرکت عظیم هستند.

زندانیان سیاسی اعم از مجاهد، فدایی، مشروطه طلب، اصلاح طلب، روزنامه نگار، دانشجو، دانش آموز، وکیل، کارگر و از همه مهمتر جوانان گمنامی که فارغ از هر گونه گرایش سیاسی با آرمان آزادی وطن پای در سیاهچالهای رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی گذاشتند از یک طرف و امواج میلیونی مردم در کف خیابانهای کشورمان از طرف دیگر به معنای واقعی کلمه شعار راهبردی «یکی برای همه و همه برای یکی» را بارها و بارها به نمایش گذاشته اند و خونهای پاک جوانان آزاده این مرز و بوم که پنجه در پنجه هیولای ولایت انداخته اند، بزرگترین و آموزنده ترین کلاس آموزشی را برای رهبران خارج نشین به تصویر کشیده است…

روی سخن بار دیگر با عزیزان شورای هماهنگی راه سبز امید است که به نظر می رسد همچنان پایبند اصلاح این اصلاح ناپذیر بوده و شعار راهبردی «مرگ بر اصل ولایت فقیه» را که بارها و بارها از حلقوم مبارزان آزادیخواه این مرز و بوم فضای خفقان شهرها را درنوردیده و خواب سلطان ولایت را آشفته نموده مبنای کار خود قرار نداده اند. همانگونه که در بخش قبلی اشاره گردید «جمهوری اسلامی به درستی دریافته است که به راحتی می تواند بر مردمان نامتحد، حکمرانی کند؛ پس در استراتژی بلند مدت خود بر فریب مردم، از طریق موهومی به نام اصلاحات پای می فشارد. تا وقتی امید به اصلاح جمهوری اسلامی زنده بماند تفرقه در بین نیروهای مخالف وجود خواهد داشت و جمهوری اسلامی خواهد ماند» ، این عزیزان آگاه باشند که دانسته یا ندانسته در راستای استراتژی بلند مدت جمهوری اسلامی گام برمی دارند. خوشبختانه جمهوری اسلامی نیز مانند هر حکومت جور اشتباه تاریخی خود را انجام داد و با دور ریختن اصلاح طلبان حکومتی که سالها مانع از آشکار شدن ماهیت پلید و خونخوار او شده بودند،  پای در سراشیبی سقوط گذاشت. سوال اساسی پیش رو این است که در حال حاضر از این نظام چه مانده است که شما عزیزان به دنبال اصلاح آن هستید؟ نظام جمهوری ولایت فقیه ، وقاحت را به درجه اعلی رسانده و در فاز نهایی خود، تبدیل به یک حکومت اوباش سالار به مرکزیت علی خامنه ای شده است. اطراف او را تعدادی اوباش احاطه نموده است، امام جمعه او فریاد برآورده که در مسله حجاب باید خون ریخته شود، ریس قوه قضای آن آخوندکی کم مایه است که غلام حلقه به گوش علی خامنه ایست، جنتی دبیر شورایی است که کار آن دستچین کردن وکیل والدوله های بیت خامنه ایست، ریس قوه مجریه آن کودتاگری منحوس است که چندی است با ولی نعمت خود درگیر شده، ریس سپاه پاسدارانش کودنی به تمام معناست که او راآفریده اند تا مجیز علی خامنه ای را گوید. ریس دستگاه اطلاعاتی سپاه پاسدارانش کسی است که پرونده تجاوز او به شهید راه آزادی، ترانه موسوی، همچنان مفتوح است. فرمانده و جانشین فرمانده نیروی انتظامی آن دستانشان تا آرنج در خون جوانان این مرز و بوم آلوده است، کوس رسوایی جنایات فرمانده بسیج آن عالم گیر شده است و … آخر از این نظام منحوس چه مانده که شما به دنبال اصلاح آن هستید؟ قصد اصلاح چه چیزی را دارید ؟ خانه از پای بست ویران است. برنامه شما برای عبور از ولایت فقیه چیست؟ شما عزیزان که هشت سال با در اختیار داشتن مجلس و ریاست جمهوری خود را تدارکاتچی نامیدید به چه ظرفیت قانونی این نظام پلید دل بسته اید؟ چرا برنامه روشن و مرحله به مرحله برای گذار به دموکراسی ارائه نمی دهید؟ چرا ناشناخته حرکت می کنید؟ چرا فتیله مبارزات مردم را بالا و پایین می کشید؟ چرا سخنگویتان را دست کم معرفی نمی کنید؟ تا کی حرکت با چراغ خاموش را در دستور کار دارید. شما که خود را مشاوران کروبی و موسوی خطاب می کنید چرا از رویه آقایان موسوی و کروبی در استفاده از تمام ظرفیت های نیروهای مخالف بهره نمی جویید؟ چرا به خط کشی های بی مورد سیاسی می پردازید؟ اخطار می شود که اعتبار شما به عملکرد شماست، تا مدتی کوتاه می توانید با استفاده ابزاری از مردم، سیاست کثیف چانه زنی در بالا و فشار از پایین را ادامه دهید. مردم جمهوری اسلامی نمی خواهند، رژیم ولایت فقیه که به نوعی توهین به شعور این سرزمین است را نمی خواهند، مردم شخص علی خامنه ای را بارها و بارها در خیابان عزل کرده اند. آب در هاون نکوبید و با جریان اصیل مردمی همراه شوید. باز تاکید می شود که جمهوری اسلامی مدتهاست که سقوط کرده است و آنچه آن را حفظ کرده، نبود اراده برای عبور از این لاشه ی رو به مرگ است، منکر محبویت کنونی شما عزیزان نباید شد، که آن را نیز نه به برکت خودتان که وامدار آقایان کروبی و موسوی هستید ولی هشدار می دهیم که اعتبار شما با رویه ای که در پیش گرفته اید به سرعت رو به افول است. جنبش آزادیخواهی ایران استوار به پیش می رود و هرآنکس در مقابل آن بایستد زیر ضربات پرقدرت آن له خواهد شد.

عزیزان شورای هماهنگی راه سبز امید،

 مبارزان بیشمار راه آزادی کشور مدت مدیدی است در انتظار پیوستن شما به صف عظیم تحول طلبانی هستند که مدت هاست تکلیف خود را با اصلاح پذیری نظام جمهوری اسلامی یکسره کرده اند. شما آخرین حلقه از مبارزان آزادی این وطن هستید که به صف مبارزانی خواهید پیوست که ازفردای انقلاب 57 ، خود را فریب خورده ملعونی به نام خمینی دیدند. مبارزانی که پرچم مبارزه با این بزرگترین دروغگوی تاریخ را از فردای انقلاب 57 برافراشتند و شمع این مبارزه را در کوران حوادث این سی سال با بذل جان خویش روشن نگاه داشتند تا سرانجام آن شمع کوچک تبدیل به آتشفشانی بزرگ شود و طومار فریب و ریا و دروغ را در کشور درهم بپیچد. بیرق مبارزه ای که توسط جریانات چپ برافراشته شد و با پیوستن دیگر گرایشات سیاسی اعم از جریانات ملی و مشروطه طلب در این سی سال، سال به سال پرقدرت از سال پیش جلو آمد و در این دو سال اخیر با پیوستن اکثر جریانات اصلاح طلب اصیل به منتهی الیه قدرت خود رسید، اکنون بی صبرانه پیوستن شما عزیزان را انتظار می کشد. ولی به یاد داشته باشید این انتظار ابدی نیست و بازنده این حرکت شتاب گیرنده کسانی هستند که سوار بر قطار آزادی کشور نشده و یا در جهت انحراف آن گام بردارند. زینهار، که این قطار پس از طنین انداز شدن شعار محوری «مرگ بر اصل ولایت فقیه» در عاشورای 88 دیگر انحراف پذیر نیست.

عزیزان شورای راه سبز امید،

از پرده به در آمده و برنامه دقیق خود را برای دوران گذار ارائه نمایید، قانون اساسی موقت را تهیه کنید و در اختیار عموم قرار دهید، به جای خط کشیهای بی مورد سیاسی بر روی ایجاد یک بستر دموکراتیک با تمام گروههای فعال در صحنه اعتلاف کنید ، به معنای واقعی کلمه «شورای هماهنگی » باشید و از خود در برخورد با جمهوری اسلامی قاطعیت به خرج دهید و به جای گدایی حقوق اساسی این ملت ، حاکمیتی که از هم پاشیدگی آن روز به روز بر همگان آشکارتر می شود، را به پرتگاه سقوط رهنمون سازید. آرزو می کردم شما عزیزان ستون فقرات این جنبش آزادیخواهانه متکثر باشید نه شورایی سردرگم با رویکردی انفعالی. اگر صادق هستید و سودای آزادی این وطن را در سر می پرورانید، فعالانه وارد گود شوید که تغییر روند موجود در کشور مستقیماً به رشادت و از خودگذشتکی بی کران کسانی پیوند می خورد که ستون فقرات جنبش آزادیخواهانه کشور را تشکیل دهند. اگر می توانید این گوی و این میدان و اگر نمی توانید کنار رفته و فضا را برای پتانسیل های موجود دیگر باز نمایید. پس از اعلامیه شما عزیزان در حمایت از راهپیمایی پر فروغ 25 بهمن 89 موجی از شادی در بین مبارزان این سرا برانگیخته شد، چرا که رژیم پلید و منحوس جمهوری اسلامی را آچمز نمود و این موج شادی با دعوت به تظاهرات یک اسفند فزونی گرفت. سخنی که با شما می گویم حرف دل مبارزان داخل کشور است، ما از بالا و پایین کشیدن فیتیله مبارزات مردمی به نفع سیاست فشار از پایین و چانه زنی در بالا به هیچ عنوان حمایت نمی کنیم. تحلیل ما از وضعیت اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و بویژه اقتصادی حال حاضر کشور چیزی جز سقوط نزدیک نظام را تداعی نمی کند و این سقوط چه با شما و چه بی شما محتوم است.

مردم این سرا از بهمن 57 به این طرف، چوب یک اشتباه تکراری را بارها و بارها خورده اند و آن چیزی نیست جز گذاشتن تمامی تخم مرغها در یک سبد، چه از حمایت نااگاهانه  توده ها و به خصوص روشنفکران از شخص خمینی در انقلاب 57 و چه از امید واهی بستن به شخص خاتمی در خرداد 76 ، اشتباه تاریخی ما ملت اعتماد بی علت و بدون بررسی به واقعیاتی است که ما از ظن خود همراه آنها شده ایم. در افق سیاسی ایران در حال حاضر دو گزینه برای ایفای نقش تاریخی ستون فقرات جنبش آزادیخواهی متصور است، یکی ظرفیت بالفعل «شورای هماهنگی راه سبز امید» و دیگری ظرفیت بالقوه «شورای ملی مقاومت » است. به نظر می رسد اولی از محبوبیت ویژه در بین عموم برخوردار ولی فاقد برنامه روشن و حتی سخنگویی شفاف و سابقه مبارزاتی و تشکیلاتی است و دومی دارای برنامه روشن و تشکیلاتی منسجم ولی فاقد محبوبیت فراگیر است. به نظر نگارنده هدف همه آزادیخواهان و گروههای فعال در صحنه، باید ترغیب هر دو پتانسیل موجود به نزدیکی با یکدیگر بوده و هیچکدام از دو پتانسیل موجود را نفی نکرده و به اصطلاح، تخم مرغها را در یک سبد نگذاریم. علیرغم تمامی نقد های مطرح شده، نگارنده هزاران بار آرزو می کند که شورای راه سبز امید رویه غلط خود را تصحیح نموده و از محبوبیت کنونی خود به منظور گذار به دموکراسی حد اکثر استفاده را ببرد. همچنین در عین حال به پتانسیل های جایگزین دیگر نیز می اندیشد و بر این باور است که از تمامی پتانسیل های موجود در راستای تحقق هدف بزرگ همه ما که همانا آزادی ایران است باید بهره جست. به امید فردایی بهتر و ایرانی برای همه ایرانیان.

مقاله ای از ققنوس وطن- 7 اردیبهشت 1390

 انتشار این مقاله در هر وبسایتی با ذکر حتمی منبع آن (وبسایت اعلامیه ی سبز) بلامانع است.

Advertisements

27/04/2011 - Posted by | مقاله, مقاله ی اختصاصی, مقالات چند قسمتی | , , , ,

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: