اعلامیه ی سبز

پایگاهی برای مقالات سیاسی-اجتماعی

در جنگ گرگها در جمهوری اسلامی قطب نمای ما شعار محوری «مرگ بر اصل ولایت فقیه» است

اعلامیه ی سبز: جنگ باندهای قدرت در جمهوری اسلامی همچنان که انتظار می رفت، بالا گرفته است. از پس از کودتای انتخاباتی خرداد 88 که همان نیم بند نظم این نظام پوسیده را نیز بر آب داد و نظام ولایت فقیه به معنای واقعی کلمه تبدیل به یک نظام اوباش سالار گشت و بویژه پس از پایداری جانانه مردم که به انصاف می توان آن را جانانه ترین مبارزه مدنی تاریخ این سرزمین کهن نام نهاد، این چنین روزهایی متصور بود. جمهوری اسلامی در این مدت دو سال هر خدعه و نیرنگی که در آستین داشت، رو نمود تا آتش آزادیخواهی مردم این سرزمین را خاموش کند و سعی نماید به تعادل نیم بند قبل از کودتای خرداد 88 باز گردد. از تحریف ماجرای شهادت شهدای راه آزادی، ندا آقا سلطان و ترانه موسوی گرفته تا دستور صوری مقام عظمای ولایت بر پیگیری جنایات کهریزک و کوی دانشگاه 88 (که سرانجام این پیگیریها نیز کم شباهت به پیگیری ماجرای کوی دانشگاه در تیر 78 نداشت که در انتهای آن تنها یک سرباز به جرم دزدیدن یک ریش تراش مجرم شناخته شد) تا اعلام سیاست جذب حداکثری و دفع حداقلی که سردار سرلشکر فیروزآبادی نمونه بارز و عملی آن است !!!  تا پاره کردن عکس خمینی و نمایش عمومی آن در رسانه ملی تا استفاده ابزاری از عاشورا در راستای نمایش مضحک 9 دی و جمع آوری جمعیتی 60 تا 70 هزار نفری با زور اتوبوس و متروی مجانی  و تعطیلی ادارات و سازمانها و وعده ساندیس و کیک، تا توهمات  یک ساله از واکسینه شدن نظام در مقابل میکروبها و بمباران تبلیغاتی از سایتهای وابسته و رادیو و تلویزیون ، تا خطبه های ولی فقیه مبنی بر بصیرت اهالی نظام، تا سفرهای مکرر او به قم برای بدست آوری مشروعیت از دست رفته ، تا دزدی شهدای جنبش و یک شبه بسیجی نمودن آنها،  تا حذف هاشمی رفسنجانی، این چوب دو سر طلا، تا روی آوری به خرافه محض درباره یا علی گفتن خامنه ای هنگام تولد و نشاندن او بر مسند سید خراسانی و… جمهوری ولایت فقیه و امپراطوری دروغ، همه و همه راهها را رفته و هربار به در بسته خورده است و به قول یار دربند جنبش آزادی، شیخ شجاع، هر بار عده ای دیگر از این کشتی زورق گشته، پیاده شده اند…

اگر به شامورتی بازیهای این نظام پوسیده در دو سال گذشته، تا جایی که حافظه این حقیر یاری می کرد و در بالا بدان اشاره شد نگاهی گذرا بیندازیم. مشهود است که در گذر زمان و با مقاومت جانانه ملت ایران حتی از کیفیت فنی این دست و پا زدن های بی فایده نیز هر بار کم شده و امپراطوری دروغ در فاز نهایی و فروپاشی چنان نمایشات مسخره ای را به راه می اندازد که بلافاصله به مضحکه بچه های دبستانی تبدیل می شود. دختر برادرم که کلاس پنجم است تعریف می کرد که روی سطل زباله دبستانشان نوشته اند «بیت رهبری» ، خامنه ای و دار و دسته اوباش او بر این باورند که این مردم همچنان همان مردم اول انقلابند که عکس مولایشان خمینی کبیر را بر ماه ببینند. پس زبونانه سعی می کنند، خرافه، این آخرین تیر ترکش را نیز امتحان کنند مگر موثر بیافتد، زهی خیال باطل، که مبارزه با رژیم پلید خمینی در این سی سال در همه بسترهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی به شدت هر چه تمام تر ادامه داشته است و جوانان این ملت با پدران و مادرانشان از لحاظ فرهنگی و اجتماعی کاملاً متفاوتند و به برکت عملکرد درخشان نظام منحوس ولایت فقیه در معرفی دین حکومتی اکنون در بستر اجتماعی و زندگی روزمره مردم این سرزمین مذهب به امری شخصی بدل شده و دیر یا زود و با همت همین مردم، نهاد ارتجاعی ولایت فقیه نیز در صحنه سیاسی در هم شکسته و به زباله دانی تاریخ سپرده می شود.

همانگونه که در نوشته های پیشین اشاره شد مثال جمهوری اسلامی به مثال گرگهایی می ماند که به ظاهر با یکدیگر متحدند، حلقه زده اند و منتظرند و یکدیگر را رصد می کنند به محض پلک زدن یکی،  بقیه دسته جمعی بر سر او آوار شده و او را از گردونه خارج کرده و می درند. در فضای سیاسی کنونی، این دو گرگ یکی احمدی نژاد و دیگری خامنه ای با اعیان و انصار خود در برابر یکدیگر صف آرایی نموده اند. جالب اینجاست که از لحاظ مشروعیت، وضعیتی مشابه دارند. خامنه ای که نماینده بخش مذهبی حکومت است مشروعیت نداشته اش با حوادث این دو سال بیش از پیش زیر سوال رفته و احمدی نژاد که به اصطلاح جمهور مردم است خود بیش از هر کسی می داند که متقلبی بزرگ است. جالب اینجاست که در امپراطوری دروغ، این یکی خود را نماینده خدا بر زمین و آن دیگری دارای رای 24 میلیونی می داند. و چه زیباست نشستن و نظاره کردن بر دریده شدن گرگها به دست خودشان، گرگهایی که آرزوهای چندین نسل از جوانان این سرزمین را بر باد دادند، و چه زیباست نظاره این کجاوه جمهوری اسلامی که به ته دره نیستی می رود.

مژده به مبارزان راه آزادی که در این جنگِ گرگها، از هر طرف که دریده شود، پیروزی جنبش مردم است و هشدارکه نتیجه این جنگ هر چه باشد هدف غایی جز به زباله ریختن نهاد ارتجاعی ولایت فقیه نیست. مبادا که نظاره گر این جنگ مبارک شویم.  شرایط را دریابیم. جمهوری اسلامی قطعاً، اکنون که در سراشیبی سقوط است شعبده های فریبنده بسیاری که حتی در خیال نگنجد از آستین بیرون خواهد آورد، به هوش باشیم و همین جا با همه شهیدان راه آزادی در این سی سال از شهدای دهه شصت و کشتار زندانیان سیاسی 67 گرفته تا شهدای قتلهای زنجیره ای و شهدای ترورهای خارج کشور و نداها و سهرابها و مختاریها و صانع ها و…..پیمان ببندیم که :

قسم به اسم آزادی! —  به لحظه ای که جان دادی! — که راه تو ! باشد آ راه ما ای شهید!

در مقابل تمام شعبده های این نظام سراسر فریب و در کوران حوادث و اتفاقات پیش رو  قطب نمای راه آزادی را که همانا شعار  محوری «مرگ بر اصل ولایت فقیه» است، از یاد نبریم.

همه به پیش — به یک صدا — جاویدان ایران عزیز ما

 انتشار این مقاله در هر وبسایتی با ذکر حتمی منبع آن (وبسایت اعلامیه ی سبز) بلامانع است.

Advertisements

29/04/2011 - Posted by | مقاله, مقاله ی اختصاصی | , , , ,

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: