اعلامیه ی سبز

پایگاهی برای مقالات سیاسی-اجتماعی

رهبران جنبش را دریابید! زمان تغییر گفتمان است، برخیزید!

اعلامیه سبز: اکنون بیش از سه ماه از به سیاهچال انداختن رهبران جنبش سبز می گذرد، هر چه در پایگاههای خبری گشتیم تا ببینیم اصحاب رسانه ما در این سه ماه برای این دو عزیز چه مقدار قلم زده اند و چه مقدار تلاش کرده اند تا یاد این عزیزان را زنده نگه دارند، به چند مورد نامه نگاری تخیلی بیشتر نرسیدیم.  این چگونه حمایتی است؟

عزیزان رسانه، دوستان، سروران و همراهان این حرکت عظیم، عزیز شدن موسوی و کروبی از برای چه بود؟ کدامین ما به یاد داریم که ایشان ذره ای از خواست اکثر مردم که همانا تحقق آزادی در این دیار کهن است، عقب نشسته باشند؟ کدامین ما سراغ داریم که ایشان ذره ای در برابر ظالم کرنش کرده باشند؟ موسوی و کروبی را به بند کشیده اند و از قول آنها در گوشهای ما می خوانند که رهبران شما به چهارچوب نظام ایمان داشتند! آری ایمان داشتند ولی نه بعد از این همه جنایت و کشتار و تجاوز! آقایان موسوی و کروبی در 25 بهمن حجت را بر ما تمام کردند! آنان حسین وار، به مسلخ رفتند تا وظیفه سنگین خود را و قول خویش با ملت خود را به راستی به اتمام رسانند! کاری حسینی کردند و تا ابد در پیشگاه ملت عزیز و جاودان شدند.

کجایند یاران این دو بزرگوار که پرچم حق خواهی را بلند کنند؟ برخیزید! اکنون هنگامه جنگ حق و باطل است، اگر حاکمیت دروغ به خود اجازه می دهد که آن دو رادمرد و اسطوره استواری را همچنان در بند نگاه دارد، از بی غیرتی یاران است. از فرصت طلبی عده ای معلوم الحال است که بر مناصب سابق چشم دوخته اند!

موسوی و کروبی پس از 25 بهمن آخرین حلقه اتصال خود را با این حاکمیت جور و فساد و دروغ بریدند! نکته ای که آگاهانه و با اعمال نفوذ عده ای معلوم الحال در سایت های خبری به حاشیه رانده شد. موسوی و کروبی پس از 25 بهمن، با زبان بی زبانی فرمان اتحاد فراگیر را صادر کردند! بر اصلاح ناپذیری این جرثومه فساد مهر تایید زدند و ادامه مبارزه را به ما واگذار کردند.

حکومت افسار گسیخته ولایت فقیه، تصمیم قطعی خود مبنی بر فرمانروایی بر فرزندان ایران را به هر قیمتی گرفته است و اکنون بر ماست که برخیزیم و به هر قیمتی خواب این هیولای منحوس را آشفته کنیم. دوستانی که در باب اصلاح این ساختار قلم می زنند و ما را به حاشیه نشستن و فریاد توخالی زدن متهم می کنند، به ما صریح و شفاف بگویند که اگر فرعون ایران بخواهد با اوباش خود، ملت ایران را به زنجیر کشد و با همین سبک کنونی تا مدتهای مدیدی بر ما حکومت کند، وظیفه ما چیست؟ باید بنشینم و گدایی حقوق حقه خود کنیم؟ و از انسداد فضای سیاسی سخن برانیم؟ و بهراسیم از هزینه دادن؟

حکومت ولایت فقیه یک حکومت قداره بند است! فقط زبان زور می فهمد! مگر نبود پس از عاشورای 88 که برای مدت کوتاهی فضای رسانه ضد ملی جمهوری اسلامی به ناگاه به روی بعضی از منتقدان باز شد. چرا اینگونه شد؟ آیا فکر نمی کنید، این باز شدن هرچند کوچک، اثرات میمون حرکت عاشورا بود؟  آیا از بدو تاسیس تا به امروز هیچ عقب نشینی در رفتار جمهوری اسلامی با زبان خوش حاصل شده است که شما عزیزان امید واهی به برقراری دیالوگ بسته اید؟

دوستانی که در باب اصلاح جمهوری اسلامی قلم می زنید،  صریح و شفاف جواب دهید :

آیا انقلاب کردیم که جای تاج را با عمامه عوض کنیم؟ آیا انقلاب کردیم که عده ای بر فرزندان این میهن در زندانها تجاوز کنند؟ آیا انقلاب کردیم که در فقر و فلاکت سرآمد کشورهای منطقه شویم؟ آیا انقلاب کردیم که زندانهایمان با بهترین فرزندانمان به گناهان ناکرده پر شوند؟ آیا انقلاب کردیم که با چماق و چوب بر سرمان زنند که چرا حقوق حقه خود را طلب کرده اید؟ آیا انقلاب کردیم که حقوق حقه خود، در داشتن یک زندگی معمولی و نفس کشیدن آزاد را گدایی کنیم؟! آیا انقلاب کردیم که وضعمان بدتر شود؟ آیا انقلاب کرده ایم که رمالی و جادوگری پایه تصمیمات کشورمان شود؟ آیا انقلاب کرده ایم که در گوشه گوشه شهرهایمان کودکان کار را به نظاره بنشینیم؟

ای وای بر ما، که آرمان انقلاب 57 را به یغما بردند و تنها نشستیم و نظاره کردیم و اکنون ثمره انقلاب 57 به درجه ای از فساد و تباهی کشیده شده است که مرگ برای آن بهترین دواست.

کجای این نظام منحوس قابل اصلاح است، فساد سازمان یافته در تمامی نهادها ریشه دوانده است، حکومت اوباش سالار است. خشت کجی که در سال 57 بنا نهاده شد، اکنون به درجه ای از انحراف رسیده که به اصلاح آن امید نیست.

اصحاب رسانه! چرا در نوشته ها و گفتارهایتان از اصلاح ناپذیری این حکومت سخنی به میان نیست؟ مگر رهبرانتان را به بند نکشیدند؟ مگر فراخوان به تظاهرات 25 بهمن آخرین پیام رهبرانتان نبود؟ آیا این است حمایت ما از ایشان؟  عزیزان صاحب اندیشه هنگام عمل است، زمان کار فکری و بازی با کلمات و سخنوری های زیبا سپری شده است، زمان تغییر گفتمان است.   

رهبران دربند جنبش سبز از عاشورای 88 تا بهمن 89 یک سال به فرعونیان زمان دادند که خود را اصلاح کنند و ایشان نه تنها خود را اصلاح نکردند بلکه صد پله بدتر شدند، ما با صدای بلند فریاد می زنیم، پس از 25 بهمن، فریاد عزیزان در بند، موسوی و کروبی نیز هم آوا با خواسته اکثریت ملت است! آری آنها بالاخره مهر پایانی زدند بر اصلاح طلبی حکومتی! چرا این پیام مهدی کروبی و میرحسین موسوی را نشر نمی دهید؟ برماست که پیامشان را به اقصا نقاط ایران ببریم! بر ماست که زمینه های ایجاد یک اتحاد فراگیر را فراهم کنیم و با استفاده از تمامی ظرفیت ها بر سیاهچال های این نظام سراسر فریب بتازیم و ایشان را و همه عزیزان در بند را نجات دهیم. این یک انتخاب نیست، این یک مسئولیت است. این مسولیتی است بر گردن تمامی کسانی که رای دادند و یا رای ندادند ولی از ایشان حمایت کردند! موسوی و کروبی بر گردن ما حق دارند! بر گردن تمامی ما! آنها برای ما ، کرسی های نرم وعظ را با دخمه های تاریک جمهوری اسلامی معاوضه کردند.

علت فراخوان به تظاهرات 25 بهمن چه بود؟ 25 بهمن فراتر از یک حرکت مقطعی بود، 25 بهمن بر یک سال عربده کشی ارباب قدرت مهر پایانی بود. 25 بهمن قطع حلقه اتصال کروبی و موسوی با این نظام سراسر دروغ و ریا بود. چرا این مطلب در سایت های خبری به حاشیه رفت؟

اصحاب رسانه و یاران موسوی و کروبی

بگذارید حاکمیت بداند دستگیری و به سیاهچال انداختن موسوی و کروبی یعنی بریدن حلقه اتصال خود با ملت، هزینه ها را در ادامه زندان این عزیزان بر حاکمیت دروغ و ریا، سنگین کنید. اینگونه که شما ایستاده اید ره به جایی برده نمی شود. برخیزید که به محض برخاستن شما، هزاران هزار مبارز آزادی در ایران برخواهند خاست.

این ادبیات جدیدی است که شاید بعضی از گوشها نمی خواهند آن را بشنوند ولی دیر یا زود چنان طنین انداز خواهد شد که از شنیدن آن گریزی نیست. این اخطاری است جدی به فرعونیان و راهکاری است به یاران وفادار و هم قسم تا آخر خط.

برخیزید! برخیزید! حاکمیت باید بداند و احساس کند که ادبیات جنبش تا ابد اصلاح طلبانه نخواهد بود. ادبیات جنبش تابعی از رفتار حکومت است. قلمها را از میان برکشید و بگذارید حکومت احساس نا امنی کند! بگذارید واقعیت اصلاح ناپذیر خود را در آیینه تمام نمای فکری اندیشمندان و روشفکران این دیار به درستی تماشا کند.

فکرهای خود را از قید و بندهای اصلاح طلبی حکومتی رها کنید تا هزاران ایده نو درانداخته شود. جرثومه فساد جمهوری اسلامی اصلاح پذیر نیست! موسوی و کروبی مهر تاییدی زدند بر این حقیقت و به سیاهچال افتادند و اکنون بر ماست که این بیرق را در اهتزاز نگاه داریم! از چه می ترسید، به سان کاوه برخیزید! خط کشیهای میان خود را حذف کنید تا به قدرت واقعی اتحاد پی ببرید! اتحادی برای ایران.

تا وقتی امید به اصلاح این اصلاح ناپذیر وجود دارد، تفرقه در بین ما هست، این استراتژی بلند مدت حاکمیت فساد است که هر از چند گاهی امید به اصلاح را به جامعه روشنفکری ما تزریق کند و تعدادی از ما، از سر آگاهی یا نا آگاهی وارد این بازی بی حاصل شویم و تا مدتی مشغول باشیم. بازی و فریب حاکمیت ریا را نخورید. جمهوری اسلامی پس از 25 بهمن اصلاح پذیر نیست، در 25 بهمن با به سیاهچال افتادن کروبی و موسوی آخرین حلقه اتصال امپراطوری دروغ با ملت گسسته شد. خواسته های آقایان موسوی و کروبی، کف خواسته های مردم بود، حاکمیتی که کف خواسته های مردم را نیز تحمل نکند، قطع به یقین اصلاح پذیر نیست. همت کنید و به خود آیید و آیینه تمام نمای فضای دوقطبی داخل کشور شوید. گفتمانی که از خرداد 76 آغاز شد به انتهای خود رسیده است. مختصات جدید، اندیشه های جدید می طلبد.

Advertisements

21/05/2011 - Posted by | مقاله, مقاله ی اختصاصی, تحلیل روز | , , ,

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: