اعلامیه ی سبز

پایگاهی برای مقالات سیاسی-اجتماعی

حنای جمهوری اسلامی دیگر رنگی ندارد!

خلاصه: گذشته ها گذشته است و آنچه برای همه ما اهمیت دارد آینده است. در جنبش آزادیخواهی ایران گروههای مختلف، تعاریف مختلفی از چگونگی وقوع انقلاب و حرکت سی سال گذشته دارند که شاید بعضاً با هم متضاد نیز باشد، آنچه اهمیت دارد تعریف ما از گذشته نیست، تعریف ما از آینده است. نقطه اشتراک همه ما، آرمان آزادی و برچیده شدن دستگاه استبدادی ولایت فقیه است. شفاف کردن این نوع نگاه در ادبیات و گفتار، ما را چنان به هم پیوند می دهد که هیچ دست ناپاکی توان جدا کردن ما از همدیگر را نخواهد داشت.

 

اعلامیه سبز: پس از آنکه مهدی کروبی و میر حسین موسوی با فراخوان به تظاهرات 25 بهمن مهر پایانی بر اصلاح طلبی حکومتی در جمهوری ولایت فقیه زدند و حسین وار به مسلخ رفتند و پرچم مبارزه با هیولای ولایت را به جوانان این مرز و بوم سپردند، استبداد ولایت فقیه هراسان، آن دو بزرگ مرد و اسطوره استواری را به سیاهچال انداخت تا به خیال خام خود با قطع ارتباط ایشان با مردم، جنبش آزادیخواهی را از حرکت باز ایستاند!

زهی خیال باطل! که میرحسین موسوی و مهدی کروبی اگرچه در طول این دو سال آرام حرکت نمودند ولی حرکتشان پیوسته بود و با صداقت و شفافیت و پایداریشان بر آرمان آزادی چنان ریشه های این جنبش متکثر را محکم کردند که در نبود ایشان، هزاران رهبر کوچک و بزرگ رویش نموده و خواب سلطان ولایت را آشفته کرده است.

استبداد ولایت فقیه در فاز فروپاشی و اضمحلال به مانند سرگشته ایست که به هر ریسمانی چنگ می زند مگر راه نجاتی یابد. از فتنه و فتنه گر خواندن مهدی کروبی و میرحسین موسوی و عربده کشی وکیل الدوله های مجلس فرمایشی برای اعدام آن دو آزادمرد گرفته تا دست بدامن اصلاح طلبان حکومتی شدن و صد البته فعال شدن عوامل اطلاعاتی به منظور ایجاد تفرقه و شکاف در نیروهای مخالف  جمهوری ولایت فقیه.

با توجه به تاکتیکهای رنگارنگ امپراطوری دروغ بر آن شدیم تا راهبردهای سه گانه و شکست خورده حاکمیت ریا را در شرایط حال کشور به استحضار همرزمان در این حرکت عظیم برسانیم. باشد که قدم کوچکی در آگاهی بخشی  برداشته باشیم:

راهبرد شماره یک حاکمیت ریا – سوء استفاده از احساسات مذهبی مردم

بخش قابل توجهی از مردم این سرزمین هنوز به باورهای مذهبی ایمان دارند این نکته شاید برای آن دسته از همرزمان راه آزادی که سالها از وطن دور بوده اند تعجب برانگیز باشد ولی واقعیتی است که نادیده انگاشتن آن راه مبارزه با حاکمیت ریا و تزویر را به بیراهه هدایت می کند. مشکل ما مذهب نیست، مشکل ما دین فروشانی هستند که از عقاید مذهبی مردم سوء استفاده می کنند.

جمهوری ولایت فقیه در طول دو سال گذشته هر خدعه و نیرنگی که در آستین داشت را رو نمود، تا بخش مذهبی جامعه ما را بر علیه موسوی و کروبی بسیج نماید ولی آنچه مسلم است صداقت و شفافیت آن دو اسطوره استواری، راه را بر هر خدعه و نیرنگی بست. جمهوری ولایت فقیه دست آخر وقتی از بکار بردن این حربه ناامید شد به آخرین تیر ترکش که خرافه و حماقت محض است روی آورد. سید علی خامنه ای را بر مسند سید خراسانی نشاند و از یا علی گفتن او به هنگام تولد سخن راند و دست آخر او را همجایگاه خالق کائنات نمود.

اگر صداقت موسوی و کروبی و هشیاری این دو بزرگوار نبود ، حاکمیت تزویر ریشه های درخت عظیم جنبش متکثر ما را وقتی نهالی نحیف بود، خشکانده بود. مبارزه با حاکمیت تزویر و ریا بسیار سخت است و به حرکات حساب شده نیازمند است. آنچه موسوی و کروبی آن را با مانورهای سیاسی شان به درستی به انجام رسانیدند و اکنون می توان با قاطعیت بیان نمود که نقاب مذهبی استبداد ولایت فقیه از هم دریده شده است و مشروعیت مذهبی برای شخص خامنه ای باقی نمانده است.

کدامین ما می توانیم ادعا کنیم که اگر مقاومت موسوی و کروبی و حمایت همه جانبه مردم نبود، در عرض دو سال امپراطوری دروغ و ریا و تزویر در چنین وضع فلاکت باری قرار می گرفت؟

راهبرد شماره دو حاکمیت ریا – چسباندن موسوی و کروبی به اصلاح طلبان حکومتی

در حال حاضر، در کشور دو طیف اصلاح طلب وجود دارند. ما در اعلامیه سبز تحت مقاله تحلیلی «اصلاح طلبی حکومتی و اصلاح طلبی اصیل« با دقت و موشکافی دو جریان اصلاح طلب موجود در کشور را خدمت شما همرزمان معرفی نمودیم و به علت حساسیت موضوع مختصات حرکتی طیف اصلاح طلب حکومتی را در مطلبی با عنوان «اصلاح طلبان حکومتی را بشناسیم» خدمت شما دوستان ارائه کردیم.

جمهوری ولایت فقیه یکی از دشمنان اصلی خود را اصلاح طلبی اصیل می داند و به همین منظور در صدد خفه نمودن صدای آن است. در این راستا به طرز موذیانه ای به طیف اصلاح طلب حکومتی میدان می دهد و از طرفی در صدد است موسوی و کروبی را به هر صورتی که می تواند به این طیفِ اصلاح طلب حکومتی بچسباند و ایشان را به عنوان دو عنصری که تنها خواستار سهمی در قدرت بوده اند معرفی کند، تا مگر به این طریق از چشم مردم بیافتند! غافل از اینکه صداقت و شفافیت و حق طلبی آن دو اسطوره استواری در این دو سال به مانند خورشید چنان درخشان است که برق آن هر چشم ناپاکی را کور می کند.

در این رابطه نظر تمامی همرزمان در این حرکت عظیم را به این نکته ظریف جلب می کنیم که موسوی و کروبی با تیز بینی سیاسی تمام نشست های مهم خویش را تنها به صورت دو نفره برگزار می کردند و صحبتی از نفر سوم در این جلسات نبود، ایشان با تیزبینی از همان ابتدا راه را بر سوء استفاده های آتی بسته بودند.

کدامین ما می توانیم ادعا کنیم که موسوی و کروبی نمی دانستند که فراخوان به تظاهرات 25 بهمن و آن هم پس از یکسال عربده کشی ارباب قدرت، یعنی زدن مهر پایان بر اصلاح طلبی حکومتی؟

راهبرد شماره سه حاکمیت ریا – کاشتن تخم تفرقه

جمهوری ولایت فقیه به درستی دریافته است که در برابر اتحاد فراگیر نیروهای مختلف اپوزیسیون بازنده ای است که به سرعت از میدان مسابقه بدر می رود، لذا از بدو تاسیس در صدد کاشتن تخم تفرقه در بین مخالفان است.

همه نیرویهای مبارز و در صحنه از مجاهدین گرفته تا چپ ها و مشروطه طلب ها و اصلاح طلبان اصیل و آنانی که در وادی عمل و به راستی مبارزه می کنند و زخم و درد دیکتاتوری را چشیده اند و هزینه داده اند به هیچ عنوان آگاهانه در صدد تخریب دیگر گروههایی که در راستای هدف نهایی و مشترک  برچیده شدن استبداد ولایت فقیه  در کشور گام برمیدارند، نه قلم می زنند و نه به خط کشی می پردازند.

استراتژی سی ساله نظام جمهوری اسلامی در کاشتن تخم تفرقه در بین گروههای مخالف، حنایی است که دیگر رنگی ندارد و خوشبختانه اکثر گروههای حاضر در صحنه سیاسی کشور به درجه ای از سطح و دانش فکری رسیده اند که دشمن شماره یک این میهن را استبداد ولایت فقیه تشخیص داده و در راستای پاک کردن این ننگ از کشورمان با یاری هم گام بردارند. در دفع این بلای خانمان سوز که در حال سوزاندن کشورمان است، اتحاد اجتناب ناپذیر است.

کدامین ما می توانیم ادعا کنیم که تا قبل از به سیاهچال افتادن آن دو رادمرد و اسطوره استواری، حرفی از خط کشی های بی مورد سیاسی مطرح بود؟

در این بین ذکر این نکته ضروی است که گذشته ها گذشته است و آنچه برای همه ما اهمیت دارد آینده است. در جنبش آزادیخواهی ایران گروههای مختلف، تعاریف مختلفی از چگونگی وقوع انقلاب و حرکت سی سال گذشته دارند که شاید بعضاً با هم متضاد نیز باشد، آنچه اهمیت دارد تعریف ما از گذشته نیست، تعریف ما از آینده است. نقطه اشتراک همه ما، آرمان آزادی و برچیده شدن دستگاه استبدادی ولایت فقیه است. شفاف کردن این نوع نگاه در ادبیات و گفتار، ما را چنان به هم پیوند می دهد که هیچ دست ناپاکی توان جدا کردن ما از همدیگر را نخواهد داشت.

امید است با شناختن استراتژی های پوسیده دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه، به سوی یک اتحاد فراگیر حرکت کنیم و با این کار، استبداد ولایت فقیه که نفسهای آن به شماره افتاده است را هر چه سریعتر به زباله دانی تاریخ بیندازیم و شیخ مهدی کروبی و میرحسین موسوی و دیگر زندانیان سیاسی را که در جریانات اخیر و به علت عافیت طلبی و منفعت طلبی عده ای معلوم الحال، مظلوم واقع شده اند را از سیاهچالهای حاکمیت فساد نجات دهیم.

به امید ایرانی آباد، آزاد و سربلند و برای تمامی ایرانیان

Advertisements

31/05/2011 - Posted by | مقاله, مقاله ی اختصاصی, تحلیل روز | , , , ,

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: