اعلامیه ی سبز

پایگاهی برای مقالات سیاسی-اجتماعی

سیرکی به نام جمهوری اسلامی به کارگردانی سلطان علی خامنه ای

خلاصه: جمهوری اسلامی چیست؟ تعبیری موهوم که هنوز پس از سی و دو سال جنایت و کشتار و کارنامه ننگین و سیاه، عده ای همچنان مشغول بازتعریف آن هستند. اکنون بر حسب وظیفه روشنگری تعریف جمهوری اسلامی را چنان شفاف بیان می کنیم که دیگر کسی به خود جرات ندهد واقعیات عینی را در قالب چند تعریف انتزاعی و موهومی به خورد ملت دهد.

اعلامیه سبز: در کتابهای درسی همواره خوانده ایم که در دوران گذشته و بویژه دوران قاجار و به علت بی کفایتی شاهان همواره اوضاع و احوال اسفناکی بر کشور حاکم بوده است. بی قانونی، خودسری، فقر و فلاکت و بعضاً هرج و مرج و ملوک الطوایفی اینها تعابیری است که در کتابهای تاریخی به خورد نسل انقلاب دادند و همواره این سوال در ذهن ها نقش می بست که چرا؟

بعضاً چیزهایی که می خواندیم را صرفاً داستانی می پنداشتیم که باید بخوانیم و نمره ای بگیریم. در ذهن خود می پرسیدیم که چه مردمان بی عرضه ای بوده اند و چگونه ممکن است که در این سرزمین بزرگ، با این همه امکانات و استعداد، عنان اختیار را بدست شاهی فاسد سپرده باشند که او به سفرهای فرنگ و رنگارنگ رود و مردمان در بدبختی و فلاکت غوطه ور باشند.

اما این روزها جواب سوال هایمان را به عینه گرفته ایم، اسمها عوض شده است اگر نه همچنان، در بر همان پاشنه می چرخد! و چه پوچ بود آن همه اراجیف که به نام پیشرفت و به نام جمهوری اسلامی در گوشهایمان فرو کردند و چه بد مردمانی هستیم ما که حافظه تاریخی نداریم و به راحتی با تغییر چند نام، کلاهی گشاد و به بزرگی حداقل سی و دو سال بر سرمان گذاشتند.

جمهوری اسلامی چیست؟ تعبیری موهوم که هنوز پس از سی و دو سال جنایت و کشتار و کارنامه ننگین و سیاه، عده ای همچنان مشغول بازتعریف آن هستند. اکنون بر حسب وظیفه روشنگری تعریف جمهوری اسلامی را چنان شفاف بیان می کنیم که دیگر کسی به خود جرات ندهد واقعیات عینی را در قالب چند تعریف انتزاعی و موهومی به خورد ملت دهد.

نظام جمهوری اسلامی به عبارت ساده همان نظام سلطنت مطلقه است که در آن استبداد سلطنتی با استبداد ولایت فقیه معاوضه شده است و معادل های زیر برای فریب مردم در آن بکار می رود:

–          شاه به ولی فقیه تغییر نام داده است.

–          به جای تاج لغت عمامه باب شده است.

–          دربار شاهنشاهی به بیت رهبری تغییر کرده است و مجیز گویان درباری به مشاطه گران و غلامان با عمامه و بی عمامه تغییر هویت داده اند.

–          جای نوازندگان درباری با اوباش به اصطلاح مداح عوض شده ولی همچنان جلسات شعر و شاعری برای مجیز گویی ارباب قدرت برپاست.

–          جای خان ها و خان زاده ها با علما و آقازاده ها عوض گشته است.

–          نظام ملوک الطوایفی به محوریت خان ها به نظام اوباش سالار به مرکزیت پایگاههای بسیج و پادگانهای سپاه تغییرماهیت داده است.

–          مجلس فرمایشی کماکان برقرار است و به جای شاه این بار جزییات امور را روزانه با ولی فقیه هماهنگ می کند.

–          جریانات سیاسی و به اصطلاح قانونی، در یک پیشرفت آشکار نسبت به دوران شاهنشاهی، اینبار کار سیاسی را به جای اعلام سرسپردگی هرچه بیشتر به شاه در اعلام سرسپردگی هر چه بیشتر به شخص ولی فقیه ترجمه کرده اند!

–          در نظام جمهوری اسلامی شعار «خدا، شاه ، میهن» در یک تغییر چشمگیر به «ولایت، خدا، میهن» ارتقاء یافته است!  و از این رو در نظام جمهوری اسلامی شخص ولی فقیه مافوق قانون است و حتی بر ناموس مردم نیز ناظر می تواند باشد.

–          در نظام جمهوری اسلامی دستگاه قضایی که در نظام های سابق استقلالی نیم بند داشت در یک پیشرفت درخشان کلاً به ابزاری در دست ولی فقیه تغییر کارکرد داده است. به گونه ای که عدالت و تعریف آن ابتداً باید به صورت روزانه با تعریفی که شخص ولی فقیه از این مفهوم در ذهن دارد هماهنگ گردد و سپس به اجرا درآید.

–          در نظام جمهوری اسلامی در یک پیشرفت طلایی، نهادی به نام ریاست جمهوری تشکیل شده است که در بهترین حالت نقش تدارکاتچی را برای بیت رهبری ایفا می کند.

–          جای شعبان بی مخ ها در نظام سلطنتی، اراذل و اوباشی به نام لباس شخصی ظهور کرده اند که بسیار سازمان یافته بوده و تحت امر ولایت فقیه خارج از قانون به عنوان نیروهای مردمی (!) مورد استفاده قرار می گیرند.

–          در جمهوری اسلامی در ابتکاری منحصر به فرد، مردم به سه دسته ی درجه ی اول، درجه دوم و درجه سوم تقسیم می شوند. تعدادی خودی محسوب گشته، عده ای نا خودی و گروه کثیری که اصلا جزو تعریف مردم و انسان در سیستم ولایت فقیه جای نمی گیرند.

توضیحات فوق تنها بخش کوچکی از تعریف نظام جمهوری اسلامی بود که پس از سی و دو سال همچنان مسیر پیشرفت و ترقی را می پیماید و امید است در اندک زمان باقی مانده از عمر پر برکت خود دیگر قله های سیاهی و ننگ را نیز یکی پس از دیگری طی نماید تا اگرچه به بهای سنگین برای مردمان ایران ولی به عنوان درس عبرتی برای مردمان تاریخ قلمداد گردد.

به امید ایرانی ، آباد، آزاد و سربلند و برای تمامی ایرانیان

Advertisements

01/07/2011 - Posted by | مقاله, مقاله ی اختصاصی | , ,

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: