اعلامیه ی سبز

پایگاهی برای مقالات سیاسی-اجتماعی

درسی از 18 تیر: اهمیت پشت جبهه در مبارزات آزادیخواهانه

خلاصه: خلاء همراهی شیران دربند، شغالان تزویر را برای سیطره بر عقبه جنبش آزادیخواهی و فاصله انداختن بین مبارزان خط شکن و پشت جبهه، به طمع انداخته است. آنان را به طمع انداخته که جانفشانی های مردم و مبارزان راه آزادی در راستای شعار محوری «مرگ بر اصل ولایت فقیه» را در غیاب دلاوران همیشه بیدار، به حساب شعار مضحک «حفظ نظام» واریز نمایند و چه ابلهانه بر باد گره و بر آب نقش می زنند. یاران موسوی و کروبی! همرزمان هم قسم تا آخر خط! مبارزه با تزویر و خط تسلیم در این برهه حساس بر عهده شماست. جنبش آزادیخواهی چشم به راه شماست، بپاخیزید و جانانه از اصلاح طلبی اصیل در برابر اصلاح طلبی حکومتی دفاع کنید. بپا خیزید و زبان شیران دربند در برابر شغالان تزویر گردید.

اعلامیه سبز: در آستانه هیجده تیر هستیم و اکنون حدود دوازده سال است که از فاجعه حمله به کوی دانشگاه تهران در تیر ماه 1378 می گذرد. حمله به کوی دانشگاه تهران و به خاک وخون کشیدن دانشگاه از دیگر قله های ننگ و سیاهی است که نظام ولایت فقیه موفق شده است در تاریخ سی و دو ساله خود فتح نماید و تا قبل از حوادث دو سال گذشته بی شک یکی از بلندترین این قله ها محسوب می گشت.

در تیر 78 تقریباً دو سال از خرداد 76 می گذشت و حرکت آزادیخواهانه در چهارچوب اصلاحات علی رغم هزینه زیاد بر دانشجویان و روزنامه نگاران و روشنفکران به پیش می تاخت و جلو می رفت. از همان روزهای اول مشخص بود که این حرکت دیر یا زود با ارباب اصلی قدرت یعنی دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه درگیر خواهد شد و برای به ثمر رساندن آن عبور از سیستم ولایت فقیه اجتناب ناپذیر است و این چیزی نبود که از دید تیزبین تحلیل گران آن روزها مصون باشد.

هر دو جبهه یعنی جبهه آزادیخواهی و جبهه ارتجاع خود را برای این رویارویی آماده می کردند. نیروهای فعال در جبهه آزادیخواهی اکثراً دانشجویان و روزنامه نگارانی بودند که هرچه در توان داشتند در طبق اخلاص گذاشته بودند و از اندک فضای باز سیاسی به منظور افزایش سطح دانش توده ها بهره می بردند و طرف مقابل نیز هرچه در توان داشت در راستای تحمیق توده ها مورد استفاده قرار می داد.

اگرچه رهبری سیاسی این حرکت و شخص خاتمی در فردای پیروزی انتخابات 76 سرسپردگی فکری خود را به دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه با صدای رسا اعلام نمود و بیان نمود که: «این رای، رای به نظام است» ولی دوستان و همرزمان آن روزگار از شدت شعف و شادی نمی توانستند واقعیات را دیده و درک نمایند. به راستی چشم آنها در برابر این اعلام موضع واضح شخص خاتمی نابینا شده بود و صحبت آشکار او را نوعی سیاسی کاری قلمداد می کردند. هر کسی از ظن خود یار خاتمی شده بود و این دقیقاً چیزی بود که در نبرد سرنوشت ساز با جبهه ارتجاع در تیر 78 گریبان حرکت پرقدرت اصلاحات را گرفت.

چند و چون نبرد چند روزه تیر 78 را همه کم و بیش می دانیم لذا از حوادث سریع عبور کرده و به این بسنده می کنیم که پس از اشتباه مرگبار دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه و حمله به کوی دانشگاه تهران در 18 تیر، دانشجویان دلیر و پیشرو فرصت را مغتنم شمرده و حمله ای را بر جبهه ارتجاع آغاز کردند. جبهه ارتجاع چنان در هم ریخت که شخص خامنه ای بلافاصله در تلوزیون ظاهر شد و در نهایت آشفتگی صحبت هایی را ایراد کرد که سعی در آرام نمودن جو داشت.

پس از آن برای چند روز خیابانهای تهران در دست جوانان و دانشجویان بود. جوانان، بغض فرو خفته ی روشنفکران از دزدی آرمان انقلاب 57 را با صدای رسا فریاد می زدند. اینبار اما نه جنگی بود و نه کاریزمای خمینی. حتی اینبارمردم عکس خاتمی را به جای خمینی در ماه می دیدند، پس به نظر همه چیز برای پیروزی و در آغوش کشیدن آزادی آماده بود.

ولی به ناگاه پس از چند روز ورق برگشت، حمایتی از طرف خاتمی انجام نشد، عکس خاتمی در ماه بود و مردم از عکسی که در ماه بود پیروی کردند و به حمایت تمام عیار از فرزندان خود برنخاستند. داستان ساده بود از روبرو هیولای ارتجاع می تاخت و پشت جبهه نیز خالی شده بود، بچه ها درو شدند.

آنچه در آن چند روز در پس پرده گذشت بر هیچ چشم تیزبینی پوشیده نبود، اکثر همرزمان آن روزگار بهت زده بودند، باورشان نمی شد. اما برای عده قلیلی که عبارت «این رای، رای به نظام است» را خوب تحلیل کرده بودند چندان شگفتی آور نبود. همانگونه که اتفاقات بعدی و قولهایی که یکی پس از دیگری زیرپا گذاشته می شد نیز شگفتی آور نبود.

اهمیت پشت جبهه بر هر کس که الفبای مبارزه سیاسی را بداند، پوشیده نیست. پس از انتخابات خرداد 88 و پس از ده سال تجدید قوا، اینبار نیز رویارویی سترگی بین جبهه ارتجاع و جبهه آزادیخواهی درگرفت، نبرد از فردای انتخابات آغاز شد، دانشجویان و جوانان دلیر مجدداً بیرق مبارزه را برافراشتند و جانفشانی ها کردند. آنچه اینبار دلگرمشان می کرد اطمینان از پشت جبهه بود، جملات «تسلیم این بازی خطرناک نمی شوم» و «نتایج انتخابات مضحک است» استواری را در کالبد وجودشان می دمید، دلگرمشان می کرد به آنان اطمینان می داد که در پشت جبهه مردم آماده اند. آماده اند که با افتادن هر مبارزی به سرعت جای او را پر کنند و به راستی آن دو اسطوره استواری تا آخر ایستادند و پشت جبهه را در نبرد با جبهه ارتجاع حفظ کردند.

جبهه ارتجاع در نبردهای پیاپی عقب رانده می شد و مبارزان راه آزادی پس از هر پیروزی مصمم تر به آینده ای روشن می نگریستند و راه آزادی را استوارتر می پیمودند.

 جبهه ارتجاع در 22 بهمن 88 در پشت آخرین خاکریزش به تله افتاد، تمام توان نظامی خود را بسیج کرد، متر به متر نیرو پیاده کرد، تمام پشت جبهه خود را به صحنه آورد تا موفق شد به سختی جلوی حمله آزادیخواهان را بگیرد و آخرین خاکریز را از سقوط مصون دارد، و پس از آن از فضای بدست آمده جهت ضدحمله بر جبهه آزادیخواهی استفاده کرد.

در یک دفاع سنگین و نفس گیر، مبارزان راه آزادی تحت یورش یکساله جبهه ارتجاع، وجب به وجب از خاکریزهایشان دفاع می کردند. عقبه جنبش آزادیخواهی در 25 بهمن به فراخوان دو اسطوره استواری و با شعار «مرگ بر اصل ولایت فقیه» برای حمایت از فرزندان خود به میدان پا گذاشت و مانند پتک بر سر فرعونیان فرود آمد. آری ! میرحسین موسوی و مهدی کروبی فرزندانشان را تنها نگذاشتند، به آنان پشت نکردند، حسین وار به مسلخ رفتند و قول خویش را به اتمام رساندند، مهر پایانی بر اصلاح طلبی حکومتی زدند و پرچم مبارزه را به جوانان واگذار کردند.

خلاء همراهی شیران دربند، شغالان تزویر را برای سیطره بر عقبه جنبش آزادیخواهی و فاصله انداختن بین مبارزان خط شکن و پشت جبهه، به طمع انداخته است. آنان را به طمع انداخته که جانفشانی های مردم و مبارزان راه آزادی در راستای شعار محوری «مرگ بر اصل ولایت فقیه» را در غیاب دلاوران همیشه بیدار، به حساب شعار مضحک «حفظ نظام» واریز نمایند و چه ابلهانه بر باد گره و بر آب نقش می زنند.

یاران موسوی و کروبی! همرزمان هم قسم تا آخر خط! مبارزه با تزویر و خط تسلیم در این برهه حساس بر عهده شماست. جنبش آزادیخواهی چشم به راه شماست، بپاخیزید و جانانه از اصلاح طلبی اصیل در برابر اصلاح طلبی حکومتی دفاع کنید. بپا خیزید و زبان شیران دربند در برابر شغالان تزویر گردید.

به امید ایرانی آباد، آزاد و سربلند و برای تمام ایرانیان

Advertisements

04/07/2011 - Posted by | مقاله, مقاله ی اختصاصی | , , , , ,

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: