اعلامیه ی سبز

پایگاهی برای مقالات سیاسی-اجتماعی

اولین گام در اصلاح طلبی اصیل

خلاصه: اولین قدم هر اصلاح طلب اصیل برخاستن حسین وار و کاوه وار و بریدن از این نظام سراسر فریب است. تا وقتی بند ناف ارتزاق عده ای به این جرثومه فساد متصل باشد چه چیز را میخواهند اصلاح کنند و اساساً چه انتظاری از ایشان هست!؟ اگر کسی ادعای اصلاح گری کرد برای اطمینان از صدق گفتار او به بند ناف ارتزاق او نگاه کنید و در صورت اتصال آن به دستگاه شیطانی ولایت فقیه بدانید که فریبکاری بیش نیست. تز اصلاح طلبی حکومتی شکست خورده است و آنان که بیدار نشوند و بر این رویه غلط اصرار ورزند، در آینده ای نزدیک عبور جنبش آزادیخواهی را از کنار خود احساس می کنند که جنبش آزادیخواهی سر بازایستادن ندارد و استوار می رود تا ضحاک را در البرز کوه به بند کشد و دستگاه شیطانی ولایت فقیه را به قبرستان تاریخ رهنمون سازد. 

 

اعلامیه سبز: مسوول اول بروز وضع آشفته کنونی در کشور کیست !؟ محمود احمدی نژاد یا سید علی خامنه ای؟ کودتاگر منحوس و یا ولی نعمت ملعونش؟ شعیب ابن الصالح و یا سید خراسانی ؟ سردار رشید اسلام و یا ولی امر مسلمین جهان؟

استبداد ولایت فقیه در فاز سرنگونی و فروپاشی به هر شعبده بازی که در ذهن بگنجد روی خواهد آورد مگر از گرداب هلاکتی که در آن اسیر شده است نجات یابد. آنچه کمک می کند در کوران حوادث پیش رو ، راه گم نشود شناخت صحیح از ماهیت این رژیم پلید است که مانند اختاپوس بر جان و مال و ناموس این ملت چنگ انداخته و از قرار معلوم بنا ندارد تا شیره این مملکت را به طور کامل نمکد و آن را به ویرانی مطلق نکشد ، آن را رها کند.

در راستای تلاشهای یکصد ساله ملت ایران برای کسب آزادی، انقلاب 57 با شعار محوری استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی به پیروزی رسید ، در ظرف کمتر از شش ماه آزادی آن بر باد رفت و در کمتر از سه سال به مخوف ترین دیکتاتوری مذهبی جهان مبدل شد و در ادامه مسیر با قراردادهای وطن فروشانه نفتی و باج های کلان اقتصادی و سیاسی به کشورهای کوچک و بزرگ از استقلال آن هم چیزی باقی نماند. جمهوری اسلامی به عنوان یک تز حکومتی در عمل شکست خورد و در نهایت به قول یار دربند جنبش آزادیخواهی توسط میراث خوران حکومتی براندازی شد و در شرایط کنونی نام آن را نه می توان جمهوری و نه اسلامی گذاشت. برازنده ترین نام  بر ثمره انقلاب 57 چیزی جز حکومت استبدادی ولایت فقیه نمی تواند باشد.

ما ایرانیان در سال 57 با چشم پوشی بر تجربه های بشری بدنبال این بودیم که چرخ را دوباره از اول اختراع کنیم، بدنبال آزادی سیاسی بودیم که با یک اقدام عجیب نهاد دین را در نهاد دولت ادغام کردیم و آزادیهای اجتماعی و فرهنگی را نیز کاملاً از دست دادیم از چاله در آمدیم و به چاه در افتادیم. با ایده ی موهومی به نام جمهوری اسلامی شروع کردیم و پس از سی و دو سال چرخی به نام جمهوری ولایت فقیه درست کردیم. چرخی که به جای دایره حالت مثلث دارد و مشکل آن این است که به جای غلطیدن باید کشیده شود و صد البته مشخص است که چنین چرخی نه می چرخد و نه خواهد چرخید.

ما اکنون در سال 90 پس از این همه تکاپو و تلاش و خون دل خوردن و مصیب و بدبختی، دوباره رسیده ایم به اول خط ! و این اول خط نه سی و سه سال پیش که یکصد سال پیش است و آستانه انقلاب مشروطیت ! اگر از اینترنت و ماهواره و وسایل ارتباط جمعی و تکنولوژیهای وارداتی بگذریم و دقیق اوضاع و احوال را برانداز نماییم، اوضاع اسفناک کنونی کشور و هرج و مرج و حکومت غیر پاسخگو، نه با شرایط ایران در سال 56 و 57 که تنها با دوران انقلاب مشروطیت قابل قیاس است.

نظام اوباش سالار کنونی به مرکزیت پایگاههای بسیج و پادگانهای سپاه و به کارگردانی سلطان علی خامنه ای و پیش خدمتی محمود احمدی نژاد و مجیزگویی و چاپلوسی یک عده آخوند و ملیجک حکومتی تنها با وضعیت ملوک الطوایفی دوران پیش و اوایل انقلاب مشروطیت قابل قیاس است.

جمهوری اسلامی استقلال نیم بند و پاسخگویی نصف و نیمه سیستم قضایی و دولتی نظام پهلوی را نیز بر باد داد و از اینرو پس از پایان یافتن عمر نظام ولایت فقیه در اولین گام دوباره باید به فکر تاسیس عدلیه باشیم. مجدداً باید به فکر ساختن فرهنگ بر باد رفته خود باشیم. باید به فکر احیای هویت ایرانی و دینی خود باشیم. چرا که نظام منحوس ولایت فقیه در برخورد با ایران به مانند چپاولگری رفتار کرد که دین و فرهنگ و ملیت را همه با هم از بین برد و چیزی را باقی نگذاشت و اکنون زمین سوخته ای را برای تحویل دادن آماده کرده است.

کیست که نداند، استبداد ولایت فقیه فرهنگ و استعداد و سرمایه های ملی و معنوی را همه یکجا در پای تفکرات پوچ صدور انقلاب و گذشتن راه قدس از کربلا و ادامه جنگ خانمان سوز هشت ساله و تفکرات ابلهانه ی جنگ جنگ تا پیروزی و تحقق حکومت جهانی اسلام و اتوپیای اسلامی خرج کرد.

کیست که نداند، در یک نگاه کلان کلاه گشادی به نام اصلاحات تقلبی و حکومتی در این بین بر سر مردم رفت و همان تفکرات ابلهانه دهه اول انقلاب پس از وقفه ای چندین ساله دوباره به جریان افتاد و اینبار فرهنگ و استعداد و سرمایه های ملی و معنوی در پای پروژه اتمی و سودای قدرت جهانی شدن و تفکرات پوچ یک روضه خوان که ردای سلطانی پوشیده است، ذبح شد.

کیست که نداند، در صورت استمرار وجود جایگاهی ارتجاعی به نام ولایت فقیه در سپهر سیاسی این کشور، هیچ تضمینی وجود ندارد که مجدداً پس از گذشت سالیانی، روضه خوانی دیگر بر این مسند تکیه نزند و اینبار فرهنگ و استعداد و سرمایه های ملی و معنوی را همه یکجا در پای هواهای شیطانی دیگری ذبح نکند.

کیست که نداند، در طول سی و سه سال گذشته تمامی اصلاح گران اصیل یک به یک به مرور زمان از این جرثومه فساد فاصله گرفتند و به ملت پیوستند، موجی که از فردای انقلاب 57 آغاز شد و همچنان ادامه دارد.

کیست که نداند، عده ای معلوم الحال اصلاح طلبی را با پسوند حکومتی تلفیق کردند و آن را به دکان عافیت طلبی و فرصت طلبی تبدیل نمودند، کسانی که آتش خانمان سوز ولایت فقیه را بر پیکره این سرزمین کهن مشاهده کردند ولی بر حقیقت چشم بستند و راه مصلحت در پیش گرفتند.

کیست که نداند، پس از عاشورای 88 و به خاک و خون کشیده شدن مردم بیگناه به دست یزید زمان و طنین انداز شدن شعار محوری مرگ بر اصل ولایت فقیه ، مظهر اصلاح طلبی در «حسین وارث آدم» تثبیت شد و با این حال، عده ای معلوم الحال، مصرانه بر ترجمه اصلاح طلبی در معنی تطهیر یزید، کمر بسته اند.

کیست که نداند، از هم اکنون مشخص است در مجلس فرمایشی جایی برای اصلاح طلبان اصیل وجود نخواهد داشت و استبداد ولایت فقیه پیشاپیش آژیرهای خطر را از حلقوم عمال خود به صدا در می آورد و پیام ارسال می کند که موسوی و کروبی و دیگر اصلاح طلبان اصیل  برای یکه تازی فرعون زمان، خطر دار هستند.

کیست که نداند، امید واهی بستن به تعدادی اصلاح طلب حکومتی و مواجب بگیر در سیستم ارتجاعی ولایت فقیه در به اصطلاح مجلس شورای اسلامی برای انجام اصلاح در این جرثومه فساد عیناً به مثابه نقش زدن بر آب است.

اولین قدم هر اصلاح طلب اصیل برخاستن حسین وار و کاوه وار و بریدن از این نظام سراسر فریب است. تا وقتی بند ناف ارتزاق عده ای به این جرثومه فساد متصل باشد چه چیز را میخواهند اصلاح کنند و اساساً چه انتظاری از ایشان هست!؟ اگر کسی ادعای اصلاح گری کرد برای اطمینان از صدق گفتار او به بند ناف ارتزاق او نگاه کنید و در صورت اتصال آن به دستگاه شیطانی ولایت فقیه بدانید که فریبکاری بیش نیست.

چرا علمای اسلام به جز تعداد انگشت شماری ساکتند و دم از دم بر نمی آورند؟ جواب داده اند که علما در فشارند، نه عزیزان مشکل از بند ناف ارتزاق است، این روزها چه کسی در فشار نیست؟

چرا وکیل الدوله های تاریک فکری که ادعای روشنفکری هم  دارند و ادعای اسلام خواهیشان و اصول گرایشان گوش فلک را کر کرده بود در ماجرای شهادت هاله سحابی دختری که در زیر تابوت پدر به دست عمال ولایت به شهادت رسید و شبانه به خاک سپرده شد، دم از دم بر نیاوردند ؟! جواب ساده است، مشکل از بند ناف ارتزاق است.

چرا خود فروشان به جبهه ارتجاع ، با آنکه می دانند منفور می شوند، همچنان خود می فروشند؟ جواب ساده است، مشکل از بند ناف ارتزاق است.

چرا پدر معنوی جنبش سبز، آیت الله منتظری، با همراهی میلیونی مردم به خاک سپرده شد و در همان نزدیکی تعدادی از فسیلان حوزه علمیه حتی اقوام خود را نیز نمی توانند در مراسم خاکسپاری با خود همراه کنند؟ جواب ساده است، علت از بند ناف ارتزاق است.

موسوی و کروبی در آینه انتخابات خرداد 88 و حوادث پس از آن نقش کژ استبداد ولایت فقیه را به تمام مشاهده کردند و از این رو حسین وار از جای برخاستند و از خود گذشتند و خود شکستند و همراه مردم شدند و کیست که نداند این خود شکستن در شرایط سنی ایشان ، از هیچ کس جز بزرگ مردان  تاریخ ساخته نیست.

این است علت اعتماد مردم به دو اسطوره استواری و عزیز شدن روز افزون ایشان که به مانند کوه ایستاده اند و حتی در نبودشان درس ایستادگی، مقاومت و حق طلبی به همگان می آموزند. آری! میرحسین موسوی و مهدی کروبی خود شکستند و همراه مردم شدند و هر آنکس همراه مردم شد لاجرم عزیز گردد.

تز اصلاح طلبی حکومتی شکست خورده است و آنان که بیدار نشوند و بر این رویه غلط اصرار ورزند، در آینده ای نزدیک عبور جنبش آزادیخواهی را از کنار خود احساس می کنند که جنبش آزادیخواهی سر بازایستادن ندارد و استوار می رود تا ضحاک را در البرز کوه به بند کشد و دستگاه شیطانی ولایت فقیه را به قبرستان تاریخ رهنمون سازد.

در پایان دوستان و همرزمان در این حرکت عظیم را به مطالعه مطلب راهبردی «شعار الهام بخش وحدت: مرگ بر اصل ولایت فقیه» دعوت می کنیم.

به امید ایرانی آباد، آزاد و سربلند و برای تمامی ایرانیان

Advertisements

02/08/2011 - Posted by | مقاله, مقاله ی اختصاصی | , ,

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: