اعلامیه ی سبز

پایگاهی برای مقالات سیاسی-اجتماعی

نقشه راه استبداد ولایت فقیه!

نقشه راه استبداد ولایت فقیه!

خلاصه: آیا فریاد این روزهای «حزب فقط حزب علی!» ادامه همان فریاد «حزب فقط حزب الله!» نیست که اکنون پس از سی سال دوباره طنین انداز شده است؟! بیان حقایق اگرچه تلخ است ولی برای نیل به آینده ای روشن از بیان آن گریزی نیست! و حقیقت جزء این نیست که شخص آیت الله خمینی خشت کجی را در بهمن 57 پایه نهاد که اثرات آن گریبان گیر زندگی این روزهای مردم این سرزمین است.

خشت اول چون نهد معمار کج       تا ثریا می رود دیوار کج

اعلامیه سبز: چند ماه پیش و طی سخنرانی یکی از چهره های سرشناس زندانی و از همراهان جنبش سبز که از تلوزیون رسا و در سه قسمت پخش گردید ضمن قبول سربسته اشتباهاتی در دهه اول انقلاب، محل اصلی انحراف انقلاب 57 از آرمان های آن، اعمال نظارت استصوابی پس از سال 1370 عنوان گردید. از آنجا که مرور عملکرد جمهوری اسلامی و بویژه شناخت نقطه آغاز انحراف از آرمانهای انقلاب 57 امری بسیار مهم و سرنوشت ساز در مبارزات آتی بوده و مانع غلطیدن دوباره ما به ناکجا آباد است، بر آن شدیم تا جسارت نموده و از دیدگاه بی طرفانه و به عنوان یک گروه مستقل که بدون وابستگی به هیچ حزب یا گروهی، صرفاً به اتحاد همه گروهها و آزادی ایران می اندیشد، جهت تنویر افکار عمومی و بویژه در پاسخ به عزیزانی که هنوز گمان می کنند عملکرد آیت الله خمینی به عنوان بنیان گذار جمهوری اسلامی قابل دفاع است، دیدگاه خود را بیان داریم. شاید با این کار، باب نقد و گفتگوی سازنده را گشوده و قدمی کوچک در راستای همگرایی و اتحاد تمامی گروههای حاضر در صحنه، در این برهه حساس تاریخی برداشته باشیم.

در این راستا هر چه تلاش نمودیم پاسخی در خور به دیدگاه فوق الذکر پیدا کنیم، جوابی شفاف تر و جامع تر از یکی از سخنرانی های آیت الله خمینی نیافتیم. لذا بر آن شدیم تا متن این سخنرانی را به همراه توضیحاتی به عنوان نظر خود در ارتباط با آغاز نقطه ی انحراف بزرگ در جمهوری اسلامی ارائه کنیم.

تاریخ این سخنرانی ۲۶ مرداد ماه سال ۱۳۵۸ مصادف با 23 رمضان و روز قدس، یعنی فقط چهار ماه پس از رفراندوم جمهوری اسلامی است. متن کامل سخنرانی را میتوانید در کتاب «صحیفه امام»، جلد نهم، صفحات ۲۸۱-۲۸۴ پیدا کنید همچنین این سخنرانی را می توانید از سایت یوتیوب به صورت تصویری ملاحظه نمایید.

متن صحبتهای آیت الله خمینی به شرح‌ زیر است:

اگر ما از اول كه رژيم فاسد را شكستيم و اين سد بسيار فاسد را خراب كرديم، به طور انقلابي عمل كرده بوديم، قلم تمام مطبوعات را شكسته بوديم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطيل كرده بوديم و روساي آنها را به محاكمه كشيده بوديم و حزب هاي فاسد را ممنوع اعلام كرده بوديم و روساي آنها را به سزاي خودشان رسانده بوديم و چوبه هاي دار را در ميدان هاي بزرگ برپا كرده بوديم و مفسدين و فاسدين را درو كرده بوديم، اين زحمت ها پيش نمي آمد. من از پيشگاه خداي متعال و از پيشگاه ملت عزيز عذر مي خواهم، خطاي خودمان را عذر مي خواهم. خطای خودمان را عذر میخواهم. ما مردم انقلابي نبوديم [این قسمت از فیلم حذف شده: دولت ما انقلابي نيست، ارتش ما انقلابي نيست، ژاندارمري ما انقلابي نيست، شهرباني ما انقلابي نيست، پاسداران ما هم انقلابي نيستند، من هم انقلابي نيستم.] اگر ما انقلابي بوديم، اجازه نمي داديم اينها اظهار وجود كنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام مي كرديم ، تمام جبهه ها را ممنوع اعلام مي كرديم، يك حزب! و آن حزب الله، حزب مستضعفين ! و من توبه مي كنم از اين اشتباهي كه كردم. و من اعلام مي كنم به اين قشرهاي فاسد در سرتاسر ايران كه اگر سر جاي خودشان ننشينند ما به طور انقلابي با آنها عمل مي كنيم ] صدای جمعیت:صحیح است صحیح است[ مولای ما امیر المومنین (ع) اون مرد نمونه عالم، اون انسان به تمام معنی انسان، اون که در عبادت آنطور بود و در زهد و تقوا آنطور و در رحم و مروت آنطور و با مستضعفین آن طور بود، با مستکبرین و با کسانی که توطئه می کنند، شمشیر را می کشید و 700 نفر را در یک روز چنان که نقل می کنند از یهود بنی قریظه که نظیرش اسراییل بود و اینها از نسل آنها شاید باشند از دم شمشیر گذراند. خداوند تبارک و تعالی در موضع عفو و رحمت، رحیم است و در موضع انتقام، انتقام جو. امام مسلمین هم این طور بود در موقع رحمت، رحمت و در موقع انتقام، انتقام. ما نمی ترسیم از این که در روزنامه های سابق، در روزنامه های خارج از ایران، برای ما چیزی بنویسند، ما نمی خواهیم وجاهت در ایران، در اسلام و در خارج کشور پیدا کنیم. ما می خواهیم بر حرف خدا عمل کنیم و عمل خواهیم کرد. ] صدای جمعیت: صحیح است، صحیح است.[

شواهد تاریخی را نمی توان انکار کرد، مگر انقلاب 57 برای آزادی نبود؟ مگر در اعتراض به ایجاد جو خفقان و تک صدایی شکل نگرفت و در سایه اتحاد و مشارکت تمامی گروههای سیاسی-اجتماعی به پیروزی نرسید؟، مگر آیت الله خمینی در زیر درخت سیب در نوفل لوشاتو و در فرانسه حرفهای زیبا بر زبان نمی راند؟ مگر نگفت روحانیون در حکومت دخالت نخواهند کرد؟ مگر قرار نبود ایشان به قم رفته و امور را به کاردانان واگذار نمایند! مگر در جلوی گزارشگران بین اللملی بیان نکرد جمهوری اسلامی، یعنی حکومتی مثل همین حکومت فرانسه که در آن احزاب و گروهها آزادند و هزار هزار وعده و حرف دیگر.

توجه به تاریخ سخنرانی فوق نشانگر اهمیت آن در شناخت آغاز انحراف بزرگ از آرمانهای انقلاب 57 می باشد، جایی که تنها پس از چهار ماه، آیت الله خمینی فریاد برمی آورد که «حزب فقط حزب الله!» چه برداشتی از عملکرد آیت الله می توان نمود؟

ما که در این روزها به دروغ و دروغگویی می تازیم و شعار دروغ ممنوع را به عنوان سمبل مبارزه با حکومت ریا و امپراطوری دروغ سرلوحه کار خود قرار داده ایم، مگر می توانیم با تکیه بر دروغ به جنگ دروغ گویی برویم؟ حرفهای آیت الله خمینی قبل و بعد از بهمن 57 یکصد و هشتاد درجه با هم اختلاف داشت. چرا؟

در جایی که معمار انقلاب خود را به عنوان معیار قانون محسوب می کند و از جایگاه فراقانونی به تعیین تکلیف احزاب و گروهها می پردازد چه انتظاری می توانستیم از این بنای شیطانی پس از سی و دو سال داشته باشیم؟

در جایی که معمار انقلاب خود را در جایگاه امام اول شیعیان قرار می دهد و یهود بنی قریظه را توطئه گر می داند و اسراییل را از نسل همین یهود بنی قریظه می شمارد، چه نوع  سیاست خارجی بجز اسراییل ستیزی از نظام جمهوری اسلامی متصور بود؟

وقتی معمار کبیر انقلاب با صدای رسا اعلام می کند که ما نمی خواهیم وجاهت در ایران در اسلام و در دنیا پیدا کنیم، چه انتظاری از جایگاه جمهوری اسلامی در جهان، پس از سی و دو سال بود؟

وقتی معمار کبیر انقلاب خود را در جایگاه خدا قرار می دهد و بر حرف خدا می خواهد عمل کند آیا جنایاتی مشابه جنایات سالهای آغازین دهه شصت و وقوع جنایت علیه بشریت در سال 67 متصور نبود؟

آیا فریاد این روزهای «حزب فقط حزب علی!» ادامه همان فریاد «حزب فقط حزب الله!» نیست که اکنون پس از سی سال دوباره طنین انداز شده است؟! بیان حقایق اگرچه تلخ است ولی برای نیل به آینده ای روشن از بیان آن گریزی نیست! و حقیقت جزء این نیست که شخص آیت الله خمینی خشت کجی را در بهمن 57 پایه نهاد که اثرات آن گریبان گیر زندگی این روزهای مردم این سرزمین است.

سخنرانی را مو به مو بخوانید! سخنرانی فوق در واقع نقشه ی راه جمهوری اسلامی بود که تنها پس از چهار ماه از برپایی آن و کمتر از شش ماه پس از پیروزی انقلاب 57 به صورت رسمی ابلاغ شد. تمامی خطوط سیاست داخلی و خارجی و فرهنگی که در دهه اول انقلاب اعمال شد را می توانید از این سخنرانی کوتاه برداشت کنید. از همین جا، گروههای ارازل و اوباش، شکل منظم تری گرفتند و تحت حمایت ضمنی آیت الله بر تجمعات گروههای دگر اندیش بیش از پیش تاختند. از اینجا بود که خشت کجی بنا نهاده شد که ثمره آن، نظام اوباش سالار کنونی است.

همان اوباش که سی سال پیش فریاد برمی آوردند «حزب فقط حزب الله، رهبر فقط روح الله» اکنون فریاد برآورده اند که «حزب فقط حزب علی، رهبر فقط سید علی»  و بسیار جای تاسف است که هنوز عده ای در خیال خام خود قصد دارند علی رغم شواهد تاریخی از آیت الله خمینی سنگری سازند برای تاختن بر این بنای شیطانی! از خواب غفلت بیدار شوید! خانه از پای بست ویران است. در این روزهای تاریک در این سرزمین کهن هر کس به طریقی سعی می کند که فاصله خود را با آیت الله خمینی حفظ کند، چرا که جریان انحرافی اصلی خود او بود که انقلاب 57 را به انحراف کشید و به جای آزاد نمودن انرژی حاصل از انقلاب در راستای عمران و آبادی کشور به ناگاه بر تمامی حرفهای قبلی خود پشت پا زد و تئوری پوسیده و ارتجاعی ولایت فقیه را از زباله دانی تاریخ بیرون کشید و دیو ارتجاع و خودکامگی را بر این مردم مسلط ساخت. 

جنایات جمهوری اسلامی در ده سال اول و در زمان زمامداری آیت الله خمینی مو به مو بر اساس همین سخنرانی به وقوع پیوست. این سخنرانی هنوز هم سرلوحه کار زمامداران است. این یک سند تاریخی و استراتژی حرکت سی ساله جمهوری اسلامی است. این سخنرانی اگرچه کوتاه است ولی به راحتی می توانید حوادث سی سال گذشته را بر قسمتهای مختلف این سخنرانی منطبق کنید.

آری! این همان آغاز انحراف بزرگ بود. با حقایق در عصر ارتباطات نمی توان جنگید. حرکت بر محور حقیقت و صداقت رمز اتحاد و پیروزی است. آقایان موسوی و کروبی اگر جایگاهی در بین مردم پیدا نمودند نه به علت اتصال ایشان به دهه اول انقلاب بلکه به علت مقاومت، ایستادگی و حق طلبی بوده است، به علت همراهی با خواست ملت بوده است، امری که تعدادی از معلوم الحالان که حفظ دکان عافیت طلبی و منفعت طلبی ایشان تحت لوای نام اصلاح طلبی با تاریکخانه دهه اول انقلاب پیوند تنگاتنگی دارد از قبول آن طفره می روند. به قطع می توان گفت که اگر تمامی وسط بازان و عمده عزیزان غیبی که بسیار علاقه دارند مشروعیت نداشته خود را از دهه اول انقلاب کسب کنند جمع شده و وزن اجتماعی خود را در کفه ترازوی ملت به سنجش گذارند بدون نام موسوی و کروبی ، هیچ نیستند و از این رو است که مخفی شدن در پس نام موسوی و کروبی و به طرق گوناگون یکی از پایه های استراتژی حرکتی ایشان است.

در پایان تمامی همرزمان در این حرکت عظیم را به نقد دهه اول انقلاب و به خصوص شخصیت آیت الله خمینی فرا می خوانیم و مصرانه بر این نکته پای می فشاریم که رمز موفقیت جنبش آزادیخواهی ایران در شرایط کنونی در تقدس زدایی از هر کس و هر جریان و حرکت بر محور حقیقت و صداقت است، اگر دروغ ممنوع است، همه اقسام آن ممنوع است.

به امید ایرانی، آباد، آزاد و سربلند و برای تمامی ایرانیان

Advertisements

31/08/2011 - Posted by | مقاله, مقاله ی اختصاصی | , ,

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: