اعلامیه ی سبز

پایگاهی برای مقالات سیاسی-اجتماعی

غده سرطانی ولایت فقیه بر پیکره انقلاب 57

خلاصه: دستگاه شیطانی ولایت فقیه، به مثابه غده ای سرطانی است که بر پیکره انقلاب 57 وارد شد و این غده سرطانی رشد کرد و رشد کرد و رشد کرد و تکثیر شد و تکثیر شد و تکثیر شد تا در انتها تمامی پیکره و ثمره انقلاب 57 را به فساد کشید به طوری که اکنون اکثر قریب به اتفاق نیروهای حاضر در صحنه از لاشه متعفن و رو به مرگ جمهوری اسلامی فاصله گرفته اند. غده سرطانی ولایت فقیه پس از سی و دو سال نه اسلامیتی باقی گذاشت و نه جمهوریتی.

 

اعلامیه سبز: صحبتهای اخیر ریس مجلس به اصطلاح خبرگان رهبری و بیانیه مضحک پایانی آن و گل واژه های کارگردان سیرک جمهوری اسلامی، اتمام حجتی بود برای تمامی آزادیخواهان که شیادان و جنایتکاران با زبان خوش از اریکه هایی که به ناحق تصاحب کرده اند، پایین کشیده نمی شوند. این اراجیف بافته شده از سر استیصال، بار دیگر مهر تاییدی بود بر این حقیقت که آزادی را ارزان به کسی نمی دهند.

حکومت استبدادی جمهوری ولایت فقیه  پس از گذشت سی و دو سال در حال رسیدن به نهایت درجه رشد و بلوغ خود می باشد و از اینرو است که چهره کریه آن هر روز بیش از پیش در معرض دید همگان قرار می گیرد.

کوس رسوایی دستگاه شیطانی ولایت فقیه امروز چنان عالم گیر شده است که حتی مشاطه گران نام آشنای این دستگاه ارتجاعی نیز جرات نمی کنند به سیاق گذشته به فریبکاری و بزک این بنای پوسیده بپردازند و لاجرم پا پس کشیده و در غیاب نامهای آشنا، مشاطه گرانی کم تجربه که از عنصر فریب بی بهره اند، پا پیش گذاشته اند.

با به بن بست خوردن مشاطه گری در نظام منحوس ولایت فقیه اکنون شیادان در لباس دین، تعارفات را به کنار گذاشته و علناً عنوان می کنند که «امام ما را آورد و ما دیگر ول کن معامله نیستیم» و عجیب است که هر چه می گذرد و با فرو کش کردن دود و دم اصلاح طلبی قلابی و حکومتی، حقایق بیش از پیش آشکار می شود.

اگرچه در سلسله آخوندیان، انتظاری دیگری نیز به جز شنیدن این گل واژه های گهر بار نبود، ولی نکته حائز اهمیت در این بین کنار رفتن پرده های ریا و فریب و دغل است. آری! این ماهیت نظام پلید جمهوری ولایت فقیه است که اکنون آشکارا بیان می شود: » امام ما را آورد و ما ول کن معامله نیستیم» و این شاید یکی از شفاف ترین و در عین حال زیبا ترین جملات در وصف سلسله آخوندیان باشد که توسط معمار کبیر انقلاب بنیان نهاده شد.

غده سرطانی ولایت فقیه که بر پیکره ثمره انقلاب 57 تعبیه شد، در واقع اسباب و وسیله ای بود برای «ول نکردن معامله» و به انصاف کارایی نسبتاً مناسبی در سی و دو سال گذشته از خود بروز داده است و هر چه که می گذرد کارکرد این مترقی ترین اصل از اصول قانون اساسی(!) بیش از پیش آشکار و در جلوی چشم ملت قرار می گیرد.

این یک پیروزی شگرف برای جنبش آزادیخواهی ایران محسوب می شود که همراه با نشان دادن چهره کریه استبداد دینی، بساط مشاطه گری را نیز جمع نموده و به ناچار دکان داران اصلی دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه را به صحنه کشیده است.

این پیشروی جنبش آزادیخواهی مردم ایران و صدای نزدیک شدن ناقوس مرگ دستگاه شیطانی ولایت فقیه است که بازیگران اصلی را به ناچار از نهانگاههای خود به بیرون کشیده و به درفشانی های عجیب و غریب وا داشته است. اینان با درک صحیح از وضعیت متزلزل این عمارت پوسیده تعارفات معمول را کنار گذاشته و مستقیماً و علناً در صدد دفاع از دکان منفعت طلبی خویش اقدام کرده اند.

رسیدن به چنین روزهایی ممکن نبود مگر با رشادتهای فرزندان قهرمان ملت ایران که در کف خیابانهای شهرهای کشور عزیزمان در عاشورای 88 و 25 بهمن 89، و دیگر مناسبت ها، چوپان گله گرگها را هدف گرفتند و با شعار محوری «مرگ بر اصل ولایت فقیه» همه راههای سازش و تسلیم و فریب را بر تمامی مشاطه گران و معامله کنندگان و پایمال کنندگان خونهای شهیدان راه آزادی بستند.

جمهوری ولایت فقیه در بلوغ خود به نوعی جمهوری تبدیل شده است که در آن گروهها و جریانهای مختلفی  در زیر سایه ولایت شیطان برای به یغما بردن دارایی های یک مملکت با یکدیگر به رقابت می پردازند. این جریانات و گروهها، گرگهایی هستند که برای دریدن ملت ایران و چپاول دارایی آنها، بین یکدیگر رقابتی به سیاق جمهوری های مدرن به راه انداخته و به رای گیری و نمایشات مضحک رو می آورند.

در جمهوری گرگها همه راهها به چوپان گله گرگها، ختم می شود. در حقیقت آنکه نظم گله گرگها را حفظ می کند، چوپان گله گرگهاست و این دقیقاً همان چیزی بود که جنبش آزادیخواهی به درستی و با رشادت فرزندان دلیر ایران زمین نشانه رفت و ابهت پوشالی چوپان گله گرگها را نابود نمود و اکنون نظم گله گرگها از هم آشفته است.

اصلاح طلبی اصیل در عمارت پوسیده ولایت فقیه دیر یا زود به خراب کردن کل این بنای کلنگی منتهی می شود، آنچه اصلاح طلبان تقلبی و حکومتی از انجام آن عاجزند. چراکه اصلاح طلبان حکومتی ادواتی ساخته و پرداخته ی دستگاه شیطانی ولایت فقیه به منظور بزک و حفظ این عمارت پوسیده هستند و چگونه می توانند تیشه به ریشه هستی خویش بزنند وقتی بند ناف ارتزاقشان به این جرثومه فساد متصل است و از این رو است که «اولین گام در اصلاح طلبی اصیل» بریدن از این نظام سراسر فریب است.

عمارت پوسیده و شیطانی ولایت فقیه، عمارتی بر پایه زر و زور و تزویر است که امکان هیچ نوع اصلاح واقعی را ندارد. همانگونه که امویان و عباسیان در تاریخ اصلاح پذیر نبودند، ولایت فقیه نیز اصلاح پذیر نیست.

دستگاه شیطانی ولایت فقیه، به مثابه غده ای سرطانی است که بر پیکره انقلاب 57 وارد شد و این غده سرطانی رشد کرد و رشد کرد و رشد کرد و تکثیر شد و تکثیر شد و تکثیر شد تا در انتها تمامی پیکره و ثمره انقلاب 57 را به فساد کشید. به طوری که اکنون اکثر قریب به اتفاق نیروهای حاضر در صحنه از لاشه متعفن و رو به مرگ جمهوری اسلامی فاصله گرفته اند. غده سرطانی ولایت فقیه پس از سی و دو سال نه اسلامیتی باقی گذاشت و نه جمهوریتی. این غده سرطانی در قوای سه گانه و نیروهای انتظامی و نظامی و  در ادارات و سازمانها تکثیر شد به طوری که اکنون به هر طرف نگریسته شود چهره کریه شیطان مجسم می شود.

اکنون آیا شایسته نیست بر تمامی اصلاح طلبان اصیل درود فرستاد؟

آنان که سرطانی بودن این غده را در همان روزهای اول تشخیص دادند و جانانه برای معالجه آن اقدام کردند، کسانی که از جان و مال خود گذشتند و ایستادند و شمع مبارزه با این بنای شیطانی را در کوران حوادث این سی سال روشن نگاه داشتند؟

آنان که به مرور زمان یک به یک از این نظام سراسر فریب و ریا بریدند، صداقت پیشه کردند، در مقابل استبداد ایستادند و بهای آن را نیز هر چه بود پرداخت کردند.

آنان که در دهه اول انقلاب و در تابستان 67 به جوخه های مرگ سپرده شدند، کسانی که بر سر آرمان آزادی شجاعانه ایستادند و هزینه آن را با بذل جان خویش پرداخت کردند.

آنان که در خارج کشور و در راه وطن از وظیفه ملی خود دست نشستند و در این راه بدست تروریسم دولتی جمهوری اسلامی بر خاک افتادند.

آنان که در جای جای این کره خاکی شرف و آرمان آزادی کشورشان را فراموش نکرده اند و ایستاده مردن را آگاهانه برگزیده اند.

آنان که اکنون در سیاهچالهای نظام منحوس ولایت فقیه، بر سر شرف و آرمانشان چون کوه استوار ایستاده اند و ما را به مقاومت فرا می خوانند.

و دست آخر آنان که در برابر دروغ بزرگ انتخابات 88 تسلیم نشدند و صندلیهای نرم وعظ را با سیاهچالهای جمهوری اسلامی معاوضه کردند، از خود گذشتند و خود شکستند و بساط فرعونیان را در هم ریختند.

به حاشیه راندن مشاطه گران و به صحنه کشیدن دکانداران اصلی دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه یکی از بزرگترین پیروزیهای جنبش آزادیخواهی است. به صحنه کشیدن صحنه گردانان این عمارت پوسیده کار آسانی نبوده است و نوید روزهای خوشی را می دهد. در این روزها بکار گیری آخرین ترفندها و حیله ها و نیرنگ ها را به منظور مشروعیت بخشی به چهره کریه استبداد دینی به عینه مشاهده می کنیم. آنجا که کارگردان سیرک جمهوری اسلامی خود برای مشروعیت بخشی به عمارت پوسیده ولایت فقیه به صحنه وارد می شود، شکست کامل تمامی طرحهای این نظام سراسر فریب است. این پیشروی جبهه متحد و رنگارنگ آزادیخواهی ایران و تنگ تر شدن حلقه محاصره ی آخرین خاکریز در جبهه ولایت شیطان بر تمامی آزادیخواهان مبارک باد.

به امید ایرانی ، آباد ، آزاد و سربلند و برای تمامی ایرانیان

Advertisements

11/09/2011 - Posted by | مقاله, مقاله ی واکنشی, مقاله ی اختصاصی | , ,

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: