اعلامیه ی سبز

پایگاهی برای مقالات سیاسی-اجتماعی

ضد حمله به جبهه ارتجاع: رفراندوم اصل ولایت فقیه

خلاصه: اکنون که کارگردان سیرک جمهوری اسلامی از سر استیصال، تغییر در قانون اساسی را خود پیشنهاد کرده است، این تغییر چرا در راستای کاهش اختیارات نهاد ارتجاعی ولایت فقیه نباشد؟ چرا رفراندوم اصل ولایت فقیه در جامعه مطرح نشود؟ همراهان، جبهه ارتجاع آشفته تر از آن است که تصور می شود! ولایت فقیه توسط آزادیخواهان در محاصره است! قبل از هر تغییر در جامعه ذهنها باید به سمت علت العلل مشکلات نشانه رود. مخالفت با نهاد ارتجاعی ولایت فقیه، تقدس زدایی از این جایگاه کذایی است. چوپان گله گرگها را امان ندهید.

اعلامیه سبز: حال و روز این روزهای جمهوری ولایت فقیه به یک نمایش مضحک و در عین حال دردناک تبدیل شده است. دروغ و مشاطه گری کاری بر سر حکومت برآمده از انقلاب مردمی سال 57 آورد که قطعاً پس از این می تواند به عنوان درس عبرتی در تاریخ از آن یاد  شود. انقلاب 57، امید «درآمدن فرشته از پس برون رفتن دیو» را نوید داد ولی در عمل دیو برون رفت و فرشته ای دروغین درآمد که در واقع اهریمنی بود که با دروغ و مشاطه گری، خود را چنان زیبا کرده بود که کمتر کسی می توانست چهره واقعی و کریه او را ببیند.

اساساً در یک دید کلان اگر به ماهیت نظام های قبل و بعد از انقلاب 57 توجه شود، فارق از روح سکولار نظام سابق، تفاوت ماهیتی در این بین رخ نداده است. در حالت ایده آل اگر شاه از قانون مشروطه تخطی نمی کرد و در جایگاه سلطنت باقی می ماند، قطعاً انقلاب 57 اتفاق نمی افتاد و به همین ترتیب نهاد ارتجاعی ولایت فقیه نیز اگر به سهم نظارتی خود در قدرت راضی بود، هیچگاه به چنین روزهای نکبت باری فرو نمی غلطید. آنچه هم در نظام پهلوی و هم در نظام ولایت فقیه مشترک است افسار گسیختگی ارباب قدرت است که دومی چون لباس مذهب را می پوشد و خود را مستقیماً به آسمانها متصل می کند و ابزارهای دروغ و مشاطه گری را به صورت علمی و در بعد وسیع به خدمت می گیرد حالت شیطانی و اهریمنی پیدا می کند.

نهاد ارتجاعی ولایت فقیه که با اصطلاح فریبنده «اسلامیت نظام» نیز بزک شده است، از همان ابتدای انقلاب، مسلط و سر رشته دار در همه امور بود و آنچه از آن به عنوان جمهوریت نظام یاد می شود چیزی نبوده و نیست مگر نقابی که بر این ماهیت کریه و استبدادی کشیده بودند. در دهه اول انقلاب، روحیه انقلابی جامعه، شخصیت کاریزمای رهبر انقلاب و گنجاندن مفهوم ولایت فقیه در قانون اساسی کافی بود تا سررشته امور در اختیار دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه باقی بماند. ولی پس از مرگ رهبر انقلاب و در غیاب شخصیتی کاریزماتیک، این مهم بدون افزایش اختیارات قانونی دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه ممکن نبود. امری که با تبدیل ولایت فقیه به ولایت مطلقه فقیه آغاز شد و پس از آن با نظارت استصوابی پی گرفته شد و با گسترش دستگاه عریض و طویل بیت رهبری تکمیل گردید.

این روزها ارتجاع چنان به بلوغ رسیده است که حتی نقاب فریبنده جمهوریت را نیز تحمل نمی کند. تصویب طرح نظارت بر نمایندگان در به اصطلاح مجلس شورای اسلامی و تبدیل جایگاه «تدارکاچی انتخابی» به «تدارکاتچی انتصابی» که دیگر از حد زمزمه فراتر رفته است به حقیقت برقراری استبداد قانونی در کشور و پرده آخر نمایش نظام منحوس ولایت فقیه در نمایشخانه تاریخ است.

رشد و نمو ارتجاع در زیر نقاب های فریبنده «جمهوریت نظام» و «اسلامیت نظام»، انقلابی مردمی را با هزاران امید و آرزو به بیراه برد. اگر از همان ابتدا تمامی آزادیخواهان به جای خط کشی های بی مورد سیاسی یک صدا در برابر ارتجاع موضع گیری کرده و منافع شخصی و گروهی بر منافع ملی ترجیح داده نمی شد، شاید این روزها ایران سردمدار آزادی و دموکراسی در منطقه بود. رویایی که در صورت وجود یک حاکمیت مردمی در کشور چیزی دور از دسترس نیست.

این روزها حتی اگر کسی از حال و هوای بطن جامعه ایران و دیگ جوشان نارضایتی بی خبر باشد و تنها به دست و پا زدن های بی حاصل و ابلهانه جبهه ارتجاع برای نجات خویش توجه کند، عمق بحران مشروعیت را در نظام سراپا فساد جمهوری ولایت فقیه به وضوح مشاهده می کند.

کارگردان سیرک جمهوری اسلامی که این روزها به شغل سابق و شریف خویش یعنی روضه خوانی مشغول شده است، آنقدر آینده نگری سیاسی ندارد که بداند، باز شدن باب صحبت از تغییر قانون اساسی شمشیری دو لبه است که در صورت هشیاری جبهه آزادیخواهی می تواند طومار ارتجاع را در هم بپیچد.

اکنون که کارگردان سیرک جمهوری اسلامی از سر استیصال تغییر در قانون اساسی را خود پیشنهاد کرده است، این تغییر چرا در راستای کاهش اختیارات نهاد ارتجاعی ولایت فقیه نباشد؟ چرا رفراندوم اصل ولایت فقیه در جامعه مطرح نشود؟ یاران، جبهه ارتجاع آشفته تر از آن است که تصور می شود! ولایت فقیه توسط آزادیخواهان در محاصره است! قبل از هر تغییر در جامعه ذهنها باید به سمت علت العلل مشکلات نشانه رود. مخالفت با نهاد ارتجاعی ولایت فقیه ، تقدس زدایی از این جایگاه کذایی است. چوپان گله گرگها را امان ندهید.

به امید ایرانی آباد، آزاد و سربلند و برای تمامی ایرانیان

Advertisements

26/10/2011 - Posted by | مقاله, مقاله ی واکنشی, مقاله ی اختصاصی, تحلیل روز

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: