اعلامیه ی سبز

پایگاهی برای مقالات سیاسی-اجتماعی

مدعیان روشنفکری یا وکلای مدافع دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه؟

خلاصه: اکنون که رژیم ارتجاعی ولایت فقیه در آستانه دستیابی به «بمب اتمی» قرار گرفته است و تهدیدی برای صلح جهانی  محسوب می گردد، وظیفه روشنفکر سیر در دنیایی از ایده ال ها نیست. آنچه در این برهه حساس کیان ایران و ایرانی را تهدید می کند نه غرب که دستگاه شیطانی ولایت فقیه است. مدعیان صلح طلبی هیچگاه در گفتار و نوشتار خود اشاره نمی کنند که حکومتی ارتجاعی که از اساس با همه دستاوردهای بشری سر ناسازگاری دارد و بر اساس «مصالح اسلام» عمل می کند و در کارنامه خود از جنایت علیه بشریت تا ذبح چندین باره منافع ملی را یدک می کشد و اساساً با ایران و ایرانی بیگانه است را چگونه می توان پس از دستیابی به بمب اتمی با نوازشهای سبز رام نمود؟

اعلامیه سبز: چندی است که بحث تحریم های قاطع بین اللملی بر علیه حکومت شیطانی ولایت فقیه از سوی کشورهای غربی به صورت جدی دنبال می شود. در این بین جسته و گریخته نظراتی مغالطه آمیز را از جانب تعدادی مدعی روشنفکری مشاهده میکنیم که هزاران کیلومتر آن سوی وطن همسو با دلالان سیاسی مشغول نسخه پیچی برای ایران و ایرانیان هستند.

جملاتی از قبیل » ما با مجازات رهبران رژیم صد درصد موافق هستیم. اما تحریم‌های اقتصادی مجازات مردم ایران است. هیچ کس حق ندارد مردم ایران را به جای رژیم خودکامه حاکم بر ایران مجازات کند. دولت‌های غربی دارند و می‌خواهند مردم ایران را به جای رژیم جمهوری اسلامی مجازات کنند. این نقض حقوق بشر است. تحریم‌های فلج کننده می‌تواند فاجعه عظیمی بیافریند که به مرگ میلیون‌ها ایرانی بیانجامد» علی رغم ظاهری زیبا و عوام فریب، مغلطه ای فریبنده را با خود حمل می کنند که اگر ساده بیاندیشیم، نشان از آشفتگی فکری گوینده دارد و اگر با دیده ی شک و تردید بنگریم، انحراف مسیر مبارزات حق طلبانه مردم ایران را دنبال می کنند.

روشنفکر کسی نیست که در یک فضای انتزاعی خود را قرار دهد و از آنجا به نسخه پیچی های رنگارنگ و قشنگ برای جامعه خویش اقدام نماید. آن کس که خود را در دنیایی از ایده آل ها غرق می کند و نه جامعه خود را می شناسد و نه از روابط بین الملل باخبر است و نه ضروریات و مقتضیات عصری را که در آن زندگی می کند می شناسد، نه روشنفکر که تاریک فکری سردرگم باید نام نهاد.

آن سوی آبها نشستن و دم زدن از اینکه اسراییل «بمب اتم» دارد و ما هم باید داشته باشیم و از جهانی صحبت کردن که «حقوق بشر» معیار تنظیم رابطه بین کشورهای مختلف است هیچ چیز جز مه آلود کردن فضا و به بیراهه بردن مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران نیست، حال می خواهد آگاهانه صورت گیرد و یا غیر آگاهانه.

ما در دنیایی زندگی می کنیم که روابط حاکم بین دول مختلف به غلط و یا به درست بر اساس «منافع ملی» شکل گرفته است و چه بخواهیم و چه نخواهیم و چه حساب رهبران رژیم ولایت فقیه را از مردم ایران جدا بنماییم و چه ننماییم، در دنیای معاصر همه ما در واحدی سیاسی و اقتصادی به نام ایران زندگی می کنیم که از دید دیگر کشورها به صورت یک جمع واحد نگریسته می شود.

اگر رژیم ولایت فقیه انزوای بین المللی را برای «ما مردم ایران»  رقم زده است و کشور را در آستانه انحطاط و فروپاشی و خطر جنگ قرار داده، در درجه اول قصور از «ما مردم ایران» است. قصور از آنانی است که وقتی رژیم ولایت فقیه تا آستانه سقوط رفت، دست در دست دلالان سیاسی در آنسوی مرزها مشغول زد و بندهای پشت پرده در راستای «حفظ نظام» بودند. قصور از کسانی است که می خواستند با نوازشهای سبز، حکومتی ارتجاعی با اهدافی جهانی را رام کنند. قصور از آنانی است که فداکاریهای کم نظیر جوانان و جنبش سبز در راستای شعار محوری «مرگ بر اصل ولایت فقیه» را گستاخانه به حساب شعار مضحک «حفظ نظام» واریز کردند. قصور از کسانی است که تریبونی داشتند و از آن بجای اتحاد و همدلی برای خط کشی های سیاسی و تفرقه افکنی استفاده کردند و با این کار عملاً پتانسیل تغییر مسالمت آمیز را هدر دادند و این روزها خواسته یا نا خواسته در نقش روشنفکر، همان خط و خطوط شکست خورده فکری را در قالبی دیگر به نام مردم ایران و در عمل به کام دستگاه شیطانی ولایت فقیه پیش می برند. 

اکنون که رژیم ارتجاعی ولایت فقیه در آستانه دستیابی به «بمب اتمی» قرار گرفته است و تهدیدی برای صلح جهانی  محسوب می گردد، وظیفه روشنفکر سیر در دنیایی از ایده ال ها نیست. آنچه در این برهه حساس کیان ایران و ایرانی را تهدید می کند نه غرب، که دستگاه شیطانی ولایت فقیه است. مدعیان صلح طلبی هیچگاه در گفتار و نوشتار خود اشاره نمی کنند که حکومتی ارتجاعی که از اساس با همه دستاوردهای بشری سر ناسازگاری دارد و بر اساس «مصالح اسلام» عمل می کند و در کارنامه خود از جنایت علیه بشریت تا ذبح چندین باره منافع ملی را یدک می کشد و اساساً با ایران و ایرانی بیگانه است را چگونه می توان پس از دستیابی به بمب اتمی با نوازشهای سبز رام نمود؟

متاسفانه عده ای دانسته یا ندانسته در این برهه حساس و در آشفته بازار سیاست، مسیر را گم کرده و در نقش وکلای مدافع حکومت ارتجاعی ولایت فقیه در حال ظاهر شدن هستند. این وکلای مدافع چه راهکاری را برای دفع بلای خانمانسوز ولایت فقیه پیشنهاد می کنند؟

هر چه گفتار و نوشتار ایشان بیشتر مطالعه می شود، کمتر راهکاری استخراج می شود. نشستن و دم زدن از اینکه تحریم بد است و به مردم کشور فشار وارد می شود و فقر گسترش می یابد و … تکرار مکررات است. راهکار چیست؟ از دید ایشان مشکلات ایران وقتی حل می شود که اسراییل خلع سلاح اتمی شود و بدنبال آن جهان نیز خلع سلاح اتمی شود سپس غرب از حمایت اسراییل دست بردارد، حقوق بشر معیار حاکم بین دول دنیا گردد تا آنگاه همه بهانه ها از دست رژیم جمهوری اسلامی گرفته شود و جامعه ایران به آزادی و دموکراسی برسد. آنسوی آبها نشستن و خواندن این قبیل روضه ها بسیار مشابه روضه خوانیهایی است که اصلاح طلبان حکومتی بر صندلیهای نرم در باب جمهوری اسلامی ایده آل می کنند. سر تا ته، ایده آل گراییست و جز آدرس غلط دادن کاربرد عملی دیگری ندارد.

به هم بافتن آسمان و ریسمان از سوی این مدعیان روشنفکری در انتها می خواهد به این جمله منجر شود که «غرب بمب اتمی جمهوری اسلامی را بپذیرید و آن را به حال خود رها کند»  ولی از آنجا که شرم می کنند با صدای رسا این جمله کریه را بیان کنند، گاهی از باب حقوق بشر وارد می شوند، گاهی از باب تحقق عدالت جهانی و لزوم خلع سلاح جهانی و گاهی نیز در نقش مدافعان صلح و رویگردان از تحریم.

هشدار می دهیم که اگر خود دست بکار نشویم و دست در دست یکدیگر بساط این بنای شیطانی را بر نیاندازیم، حمله نظامی به ایران اجتناب ناپذیر خواهد بود تا وقت باقی است باید کاری کرد و در این راه به صراحت می گوییم: در برهه حساس کنونی هرگونه مه آلود کردن فضا، ایجاد تفرقه در بین اپوزیسیون و همسویی و همراهی با دلالان سیاسی عملاً وقت خریدن برای جمهوری اسلامی، هموار کردن مسیر برای برخورد نظامی و در یک کلام و بدون تعارف خیانت به ایران و ایرانی است. غرب حتی اگر به قیمت با خاک یکسان نمودن ایران تمام شود، مانع از دست یابی ارتجاع به «بمب اتمی» خواهد شد و این واقعیت است و تعارف بردار نیست. از طرفی حکومت ارتجاعی ولایت فقیه راهی جز فرار به جلو ندارد. هرگونه عقب نشینی ارتجاع چه در بعد داخلی و چه در بعد خارجی به متلاشی شدن دستگاه شیطانی ولایت فقیه منجر خواهد شد.

صحنه بسیار روشن است. تنها راهکار عملی باقی مانده فارق از ایده ال گراییهای موهومی در این شرایط حساس، حمایت تمام عیار از «تحریم های بین المللی» ، برجسته کردن و آگاهی بخشی در مورد نقش دستگاه شیطانی ولایت فقیه در بروز وضع آشفته کنونی، تحریم انتخابات و تلاش در جهت اثر گذاری بر سیاست کشورهای غربی  در راستای  سنگین نمودن کفه سیاست  «تغییر رژیم» در برابر «تغییر رفتار» و همزمان حرکت به سوی اتحاد فراگیر همه ی نیروهای حاضر در صحنه می باشد. زمان تنگ است و فرصت ها در حال از دست رفتن. نجات ایران از این مخمصه خطرناک همتی عظیم و رستاخیز و همراهی ملی را طلب می کند.

دیگ جوشان نارضایتی در کشور آماده انفجار است و بیت العنکبوت شیطان از آنچه تصور می شود سست تر. زمان کار فکری به پایان رسیده است، ریزش در جبهه ارتجاع کامل گشته و اکنون زمان به هم پیوستن سبز و سفید و سرخ در قالب پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان ایران، برای سرنگونی این بنای شیطانی و بازپس گیری ایران از دستان شیطان است.

به امید ایرانی آباد، آزاد و سربلند و برای تمامی ایرانیان

Advertisements

29/11/2011 - Posted by | مقاله, مقاله ی واکنشی, مقاله ی اختصاصی, تحلیل روز | , , , ,

۱ دیدگاه »

  1. برایتان متاسفم نابودی نظام به هرروش ممکن ایده منسوخ شده نسلی است که دیرزمانیست دردالان تاریخ ترمزکرده اند جمهوری اسلامی فقط با مبارزات مردمی ومبارزه فرهنگی وآنهم باوجود خیزش های اجتماعی ازبین خواهدرفت ولی متاسفانه نسخه پیچی های این اپوزیسیون عقیم خارج ازکشورهمسوبا نظام رونداین حرکت راکندمیسازند اما تا طلوع خورشید ایران زمین چیزی نمانده است .

    دیدگاه توسط امیر | 06/12/2011 | پاسخ


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: