اعلامیه ی سبز

پایگاهی برای مقالات سیاسی-اجتماعی

غروب اصلاح طلبی حکومتی

خلاصه: مطالعه دوباره و چند باره وقایع سالهای اولیه انقلاب و یادآوری آنها در پیوند با وقایع این روزها می تواند  بسیار سود بخش واقع گردد. اشتباه تمامی گروههای سیاسی در سالهای آغازین انقلاب، عدم پشتیبانی  از یکدیگر و دامن زدن به اختلافات و بعضاً حمایت از استبداد به منظور در اختیار گیری سهمی از قدرت بوده است. قدرت شیطان تنها در دسته دسته کردن و طایفه طایفه کردن ماست. اگر روزی آگاهی بخشی چشم اسفندیار ارتجاع بود، اکنون پاشنه آشیل آن، خود شکستن و به دریا پیوستن است. درنگ جایز نیست! علی رغم تفاوت دیدگاهها در جنبش آزادیخواهی همه ما در آرمان آزادی و برپایی بستری دموکراتیک و برقراری حق تعیین سرنوشت و حاکمیت مردمی با محوریت همیشگی صندوق رای، اتفاق نظر داریم. جدا شدن ساز ناهماهنگی به نام «اصلاح طلبان حکومتی» از جنبش آزادیخواهی به مدد محک انتصابات 90 و تصفیه جنبش آزادیخواهی از این عناصر فرصت طلب، راه را برای همگرایی نیروهای مخالف استبداد ولایت فقیه هموار و هموار تر خواهد نمود. حکومت دینی و جمهوری ولایت فقیه به پایان خویش نزدیک می شود، غروب رسمی «اصلاح طلبی حکومتی» در آسمان سیاسی ایران، طلوع آفتاب سرنگونی را نوید می دهد.

اعلامیه سبز: این روزها جمهوری ولایت فقیه در گرداب نیستی در حال جان کندن است و چه زیباست نظاره بر این لاشه رو به مرگ که بوی خوش الرحمن آن در این روزهای تاریک، تسکینی است هر چند کوچک بر زخمهای عمیق پیکر مردمی رنجدیده و تنگدست که با امید فردایی بهتر، بر آن دروغ گوی بزرگ تاریخ امید بستند و ندانسته اهریمن را بر شانه های خود در این سرای وارد ساختند.

اهریمنی که «سلسله آخوندیان» را به نام فریبنده «جمهوری اسلامی» و به کام «طبقه ملایان» بنیان نهاد و برای حفظ نظام شیطانی خویش حتی از بکار گیری و وسیله کردن دین و دیانت مردم نیز فروگذار نکرد. آری! «حفظ نظام» از اوجب واجبات است و وقتی بتوان برای «حفظ نظام» احکام اولیه اسلام را تعطیل کرد چرا نتوان دروغ، تجاوز، اعدام، شکنجه و جنایت علیه بشریت را نیز اسلامی و شرعی شمرد؟

سوالی که جا داشت ملایان سوار بر مرکب مراد از آن مقتدای خویش در زمان حیاتش بپرسند! آیا مریدان آن امام راحل جرات دارند به پرسش ساده فوق پاسخی در خور دهند؟ عبارت مضحک «حفظ نظام از اوجب واجبات است» را با کدام منطق و قانون بشری یا الهی می توان تبیین و تفسیر نمود؟

آیا تا به حال از خود پرسیده اند روضه خوان -سید علی خامنه ای- محصول کدام دستگاه است؟ آیا به یکباره از آسمان بر زمین ظاهر شده است و ردای سلطانی پوشیده است؟ بند بازی کردنِ چوب دو سر طلای این روزهای جمهوری ولایت فقیه روی طناب «حفظ نظام» در ماجرای عزل آیت الله منتظری  و ادامه آن در مجلس به اصطلاح خبرگان برای دوختن قبای رهبری بر حقیری چون علی خامنه ای را آیا مگر می توان از یاد ها برد؟

بازیگرها در جمهوری ولایت فقیه تغییر می کنند ولی همه یک درس را خوب آموخته اند:  «حفظ نظام از اوجب واجبات است» و عجیب نیست که در همین راستا جوانی نگون بخت ترور می شود و در یک شعبده بازی تاریخی دیگر امپراطوری دروغ  او را به نام  «دانشمند اتمی» جا می زند.

عزیزانی که با جو دانشگاههای ایران در این چند ساله آشنا نیستند، گاهاً  گمان می کنند دانشگاه شریف یا پلی تکنیک یا تهران همان کعبه های آمال سابق هستند که تنها اسم آنها کافی است تا هر درب نا گشوده ای را باز کنند، غافل از اینکه در نظام اوباش سالار ولایت فقیه و در امپراطوری دروغ  اعتبار و حیثیت دانشگاه و دانشجو را نیز لجن مال و لگد مال کرده اند. انواع و اقسام رانت های دولتی و غیر دولتی در ویرانه هایی به نام دانشگاههای ایران کافی است تا هر کس با هر بنیه علمی، موفق به کسب مدارج کارشناسی ارشد و دکتری حتی از دانشگاهایی چون شریف گردد. جا داشت از حکومت شیطانی ولایت فقیه سوال شود که جوان نگون بخت سی و دو ساله ایرانی در پست «معاون بازرگاني سايت هسته ای نطنز» توسط کدام تبصره از قانون «حفظ نظام» یک شبه به مقام «دانشمند اتمی» ارتقاء یافته است؟ آیا این تبصره، همان تبصره ای نیست که روضه خوان سید علی خامنه ای را یک شبه به مقام «آیت الله» نائل نمود؟

حکومت شیطانی ولایت فقیه در دو سال گذشته هر شعبده ای می توانست بکار گرفت تا مگر بتواند آب رفته را به جوی بازگرداند ولی به مدد مقاومت جنبش آزادیخواهی، سنگرهای دروغ و مشاطه گری آن بیشتر و بیشتر در هم کوبیده شد. به صورتی که امروز ارتجاع در وسط صحنه مبارزه عریان است! علی رغم خفقان حاکم بر کشور، تزلزل حکومت ارتجاعی ولایت فقیه در شرایط کنونی را تنها می توان با وضعیت چند ساله اوایل انقلاب قابل قیاس دانست با این تفاوت که یک کارنامه سی و دو ساله از جنایت و ننگ و نکبت بر کوله بار این رژیم شیطانی سنگینی می کند و خورشید اقبال جمهوری ولایت فقیه به جای طلوع اینبار در حال غروب است.

بررسی حرکات چند ماه گذشته جبهه ارتجاع، همان حرکات و رفتارهای اوایل انقلاب را در ذهن تداعی می کند و این اتفاقی نیست. به وضوح مشخص است که گردانندگان جمهوری ولایت فقیه و در راس آنها کارگردان سیرک جمهوری اسلامی، در صدد هستند از همان روشهای مشابه اوایل انقلاب برای تثبیت خویش بهره ببرند! اعزام وحوش و اوباش ولایت به درب خانه های مخالفان و منتقدان به عنوان نیروهای مردمی، اخذ توبه نامه های اجباری، مظلوم نمایی در سطح خارجی و داخلی با استفاده از ترورهای نمایشی، حمله به سفارت های خارجی، تحریک قوای خارجی و استقبال از یک حمله محدود، تلاش برای صدور انقلاب از طریق مضحکه ای به نام «بیداری اسلامی» و … اینها تماماً همان حیله ها و نیرنگهایی است که در طول عمر نکبت بار نظام شیطانی ولایت فقیه و بویژه در اوایل انقلاب، بکار گرفته شده است و البته در عصر ارتباطات از فرط تکرار و بی آبرویی چنان رنگ باخته اند که جز نکبت بیشتر برای عمارت پوسیده ولایت فقیه و فتح قله ای دیگر از ننگ و تباهی دستاورد ملموس دیگری برای نظام شیطانی ولایت فقیه در پی نداشته و نخواهد داشت.

وقوع دوباره این رخداد ها در نظام ولایت فقیه پس از سی سال بهترین فرصت طلایی برای بخشهایی از جبهه آزادیخواهی است که با عبور از تاریکخانه امام راحلشان خود را دست کم از بخشی از این بار سنگین رها کنند! -البته اگر شجاعت به نقد کشیدن امام راحلشان را داشته باشند!-  نقد بی پروای آن تاریکخانه ننگین، کمترین انتظاری است که از دست اندرکاران آن دوران طلایی می رود. آنان که به سیاهچال ها رفتند، کاری حسینی کردند، آنها که بیرون ماندند، باید کاری زینبی کنند وگر نه یزیدیند!

پایگاه اجتماعی نظام شیطانی ولایت فقیه به تعدادی مواجب بگیر تقلیل پیدا نموده است و مسلم است که کاهش این پایگاه با افزایش حجم دروغ پراکنی و عوام فریبی و شعبده بازی نسبت مستقیم دارد. در این راستا دستگاه جعل آمار رژیم ولایت فقیه از هم اکنون کوک شده است تا شرکت کنندگان در انتصابات اسفند 90 را رقمی اعجاب انگیز اعلام نماید.

در آستانه انتصابات اسفند آمادگی برای شعبده های آتی جمهوری ولایت فقیه طلب می کند که همرزمان در این حرکت عظیم هشیاری خویش را دو چندان نمایند. به هیچ عنوان نباید اجازه داد رژیم ولایت فقیه خود را حامی ایران جلوه دهد ، این رژیم از روز اول با ایران و ایرانی بیگانه بوده است و از آنجا که منافع ملی ایران برای آن اهمیتی ندارد در حکم یک حکومت اشغال گر و چپاول گر محسوب می گردد. در دیدگاه ما همچنان پافشاری بر «تحریم قاطع آری ، حمله ی نظامی نه!» به عنوان شعار راهبردی سیاست خارجی جنبش آزادیخواهی می تواند لحاظ گردد.

همچنین مطالعه دوباره و چند باره وقایع سالهای اولیه انقلاب و یادآوری آنها در پیوند با وقایع این روزها می تواند بسیار سود بخش واقع گردد. اشتباه تمامی گروههای سیاسی در سالهای آغازین انقلاب، عدم پشتیبانی  از یکدیگر و دامن زدن به اختلافات و بعضاً حمایت از استبداد به منظور در اختیار گیری سهمی از قدرت بوده است. قدرت شیطان تنها در دسته دسته کردن و طایفه طایفه کردن ماست. اگر روزی آگاهی بخشی چشم اسفندیار ارتجاع بود اکنون پاشنه آشیل آن، خود شکستن و به دریا پیوستن است. درنگ جایز نیست! علی رغم تفاوت دیدگاهها در جنبش آزادیخواهی همه ما در آرمان آزادی و برپایی بستری دموکراتیک و برقراری حق تعیین سرنوشت و حاکمیت مردمی با محوریت همیشگی صندوق رای، اتفاق نظر داریم. جدا شدن ساز ناهماهنگی به نام اصلاح طلبان حکومتی از جنبش آزادیخواهی به مدد محک انتصابات 90 و تصفیه جنبش آزادیخواهی از این عناصر فرصت طلب راه را برای همگرایی نیروهای مخالف استبداد ولایت فقیه هموار و هموار تر خواهد نمود. حکومت دینی و جمهوری ولایت فقیه به پایان خویش نزدیک می شود، غروب رسمی اصلاح طلبی حکومتی در آسمان سیاسی ایران، طلوع آفتاب سرنگونی را نوید می دهد.

به امید ایرانی آباد، آزاد و سربلند و برای تمامی ایرانیان

Advertisements

17/01/2012 - Posted by | مقاله, مقاله ی اختصاصی, تحلیل روز | , , , ,

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: