اعلامیه ی سبز

پایگاهی برای مقالات سیاسی-اجتماعی

طلیعه های زرفام آفتاب سرنگونی / لزوم خروج از چهارچوب قانون اساسی

خلاصه: قانون اساسی یک میثاق دو طرفه بین ملت و حکومت است که در کلیت باید به آن نگریسته شود. در جایی که اکثر بندها و فصل های قانون اساسی به صورت یک طرفه از طرف حاکمیت و حکومت اجرا نمی گردد، و تمایلی نیز برای انجام این مهم در چشم انداز متصور نیست، این قانون به طور خود به خودی از درجه اعتبار ساقط است. خواسته انتخابات آزاد در چهارچوب قانون اساسی کنونی امکان پذیر نیست و به فرض محال اگر امکان انتخابات آزاد در چهارچوب قانون اساسی فعلی محقق شود، امکان حضور نیروهای بی باور به اصل ولایت فقیه در چنین انتخاباتی ممکن نخواهد بود و این یک کانون واگرایی است که باید برطرف گردد.

اعلامیه سبز: درود بی کران بر رزمندگان راه آزادی ایران زمین، دلاورانی که پتک گران 25 بهمن را بار دیگر بر فرق استبداد کوبیدند. دلاورانی که ترس و هراس کاشته شده در اعماق وجود مزدوران و وحوش ولایت را با حضور غرور آفرین خود آبیاری کردند. دلاورانی که در زیر سنگین ترین تدابیر امنیتی، کابوس سرنگونی ولایت جهل و جور را در جلوی چشمان یزید زمان با فریادهای خود بار دیگر به تصویر کشیدند.

در آستانه انتصاباتی دوباره در جمهوری ولایت فقیه، حضور بی سابقه ی نیروهای سرکوبگر، شدت تزلزل دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه را بار دیگر در انظار مردم ایران و جهان به نمایش گذاشت. ارتجاع اکنون تنها به سرکوب عریان تکیه دارد. همانگونه که انتظار می رفت، دستگاه شیطانی ولایت فقیه، هرچه از وحوش و اوباش ولایت در اختیار داشت به صحنه کشید تا به خیال خام خود قدرت نمایی کند؛ غافل از اینکه در تله ی جنبش آزادیخواهی گرفتار آمد.

جمهوری ولایت فقیه نمی توانست خطر کند. لذا تمام قدرت سرکوب خود را به صحنه کشید. از قطع اینترنت گرفته تا پارازیت اندازی بر شبکه های ماهواره ای و هشدارهای امنیتی! هر آنچه می توانست به خدمت گرفت تا نیاییم ولی آمدیم! اگر هزاران  هزار صفحه  در تبلیغ تحریم انتصابات تهیه می شد، نمی توانست یک دهم اثر حرکت ابلهانه ی قطع ایمیل ها  و لشکرکشی دوباره ارتجاع به خیابانها را در جامعه حقیقی بر جای گذارد. به صحنه کشیدن این حجم از مزدوران ولایت فقیه، بمب تبلیغاتی بود که در آستانه انتصابات، به نفع جنبش آزادیخواهی در بسیاری از شهرهای ایران منفجر شد. صدای این بمب تبلیغاتی توسط نا آگاه ترین قشرهای جامعه نیز شنیده شده است. از پشت رایانه ها برخیزید و چرخی در مناطق محروم شهرها بزنید. این صدا را یقیناً شما نیز خواهید شنید.

دیر زمانی است که ولایت فقیه توسط آزادیخواهان در محاصره است. سرکوب عریان و تبدیل شهرها به پادگان، آخرین خاکریز جبهه ارتجاع است. کارگردان سیرک جمهوری اسلامی، کاملاً آگاه است که اگر این آخرین سد دفاعی نیز بشکند، غرق شدن عمارت پوسیده ولایت فقیه در سیل خروشان مردمی اجتناب ناپذیر است. مسلم است که با هر آنچه در توان دارد به دفاع از خود برخیزد.

اکنون سوال اساسی این است که این دیوار به ظاهر رسوخ ناپذیر را چگونه باید بشکنیم؟

در حرکت اعتراضی 25 بهمن 90 در زیر برق سرنیزه، دلاورانی از ایران زمین بودند که موفق شدند هسته هایی هر چند کوچک تشکیل دهند و غریو فریاد های «مرگ بر دیکتاتور» را به مثابه طلیعه هایی زرفام از آفتاب سرنگونی در ظلمات خفقان منعکس کنند. مجاهدتی بس عظیم  و راهگشا!

حرکات اعتراضی خرداد ماه را به خاطر بیاورید، این طلیعه های زرفام سرنگونی، آیا چشمان شما را نوازش نمی دهند؟ آن چیزی که باعث شد دلاوران خط شکن بر خلاف خرداد ماه اینبار بتوانند دیوار نیروهای سرکوب گر را در موارد متعدد بشکنند، تنها و تنها بر یک نکته کلیدی دلالت داشت: افزایش حضور معترضان.

اگرچه همچنان نیاز به افزایش جمعیت معترضان در خیابانها وجود دارد تا بتوان تور اختناق را به طور کامل پاره کرد ولی در 25 بهمن 90، جسته و گریخته شکافهایی در آن ایجاد شد و این ممکن نبود مگر همدلی و همراهی که در روزهای آخر منتهی به این حرکت اعتراضی در بین طیفهای رنگارنگ جنبش آزادیخواهی حاصل شد. این همگرایی بزرگترین سرمایه جنبش آزادیخواهی است و انتظار می رود شورای هماهنگی راه سبز امید و دیگر گروهها، شخصیت ها و سازمانها با اتخاذ مواضع ملی و فراجناحی در تقویت آن بکوشند. در 25 بهمن 90 جنبش رنگارنگ آزادیخواهی در صحنه حضور داشت و این واقعیتی است که لازم است،  همگان بدان توجه کنند!

لازم به ذکر است حرکت 25 بهمن 90 را باید با حرکات خرداد ماه گذشته مقایسه نمود. بسیاری از تحلیل گران بر کنار گود نشسته و از راه دور، حرکت 25 بهمن در سال 90  را با حرکت 25 بهمن در سال 89 مقایسه می کنند که این به هیچ عنوان صحیح نیست. بر خلاف 25 بهمن 89 در حرکت اعتراضی اخیر دستگاه سرکوب کاملاً هشیار بود. به علاوه، پس از 25 بهمن 89  بر اثر کوته فکری عده ای معلوم الحال جایگاه آقایان موسوی و کروبی از چهره هایی ملی به اشخاصی حزبی و جناحی تقلیل داده شد که به واقع مهلک ترین سمی بود که اثرات کشنده خود را پس از مدیریت پنج ماهه ی اصلاح طلبان حکومتی بر جنبش سبز در خرداد گذشته عرضه کرد و اگر فداکاری سربازان گمنام جنبش سبز و جنبش آزادیخواهی نبود، همین پتانسیل فعلی نیز از کف رفته بود.

حضور خیابانی جنبش اعتراضی در داخل کشور مشعل فروزان جنبش آزادیخواهی و یک هویت ملی محسوب می شود و متعلق به همه ایرانیان است و به هیچ عنوان نباید خاموش شود.  ما خیابانها را تسخیر خواهیم کرد، آنچه نیاز است تهیه یک نقشه راه مشخص، با اهداف مقطعی و معین، اعلام بی پروای آن و  در عین حال اعتماد سازی از سوی تمامی جریانهای رنگارنگ و بالاخص شورای هماهنگی راه سبز امید است.

 در این برهه حساس به شورای هماهنگی راه سبز امید هشدار می دهیم که اگر با محافظه کاریهای بی مورد، رفتاری جناحی و حزبی را همانند رفتار سال گذشته در دستور کار قرار دهد به صورت خود به خودی  از صحنه معادلات سیاسی حذف خواهد شد. در این راستا، مجدداً تاکید می کنیم که جدایی نهاد دین از حکومت که در شعار محوری «مرگ بر اصل ولایت فقیه» تجلی می یابد کف خواسته های معترضان است. اگر قرار است، تغییری در منشور شورای هماهنگی حاصل شود تا راه برای انجام این مهم هموار گردد، زمان انجام آن هم اکنون است. این بزرگترین ضمانتی است که در جهت اعتماد سازی، حفظ، تقویت و همگرایی نیروهای جنبش آزادیخواهی لازم است هر چه سریعتر اعمال شود.

با توجه به حضور بخشهای مختلف در جنبش و برای حفظ اتحاد پیشنهاد می گردد که یکی از خواسته های «رفراندوم اصل ولایت فقیه» یا «رفراندوم قانون اساسی» یا «رفراندوم جمهوری اسلامی» به عنوان کف خواسته ها دنبال شود و تغییرات لازم در منشور شورای هماهنگی در این راستا، هرچه سریعتر و قبل از اعلام برنامه های اعتراضی آتی، به انجام رسد.

همانگونه که در تابستان گذشته اشاره کردیم، آزادی زندانیان سیاسی و از جمله میرحسین موسوی و مهدی کروبی  از سیاهچالهای رژیم منحوس ولایت فقیه، تنها وقتی محقق می گردد که آخرین میخ بر تابوت دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه کوبیده شده باشد. موکول کردن تغییر منشور شورای هماهنگی به زمان آزادی میرحسین موسوی و مهدی کروبی عملاً فرار از مسولیت است. ذکر این نکته ضروری است که شورای هماهنگی که نتواند تصمیمات سرنوشت ساز و مقتضی را در غیاب آقایان موسوی و کروبی اتخاذ کند، در عمل به ماشین تولید بیانیه تبدیل می شود و از دید ما کارکرد خود را از دست داده است.

همچنین در رابطه با قانون اساسی جمهوری اسلامی ذکر این نکته ضروری است که :

 قانون اساسی یک میثاق دو طرفه بین ملت و حکومت است که در کلیت باید به آن نگریسته شود. در جایی که اکثر بندها و فصل های قانون اساسی به صورت یک طرفه از طرف حاکمیت و حکومت اجرا نمی گردد، و تمایلی نیز برای انجام این مهم در چشم انداز متصور نیست، این قانون به طور خود به خودی از درجه اعتبار ساقط است. خواسته انتخابات آزاد در چهارچوب قانون اساسی کنونی امکان پذیر نیست و به فرض محال اگر امکان انتخابات آزاد در چهارچوب قانون اساسی فعلی محقق شود، امکان حضور نیروهای بی باور به اصل ولایت فقیه در چنین انتخاباتی ممکن نخواهد بود و این یک کانون واگرایی است که باید برطرف گردد.

از این پس راهپیمایی سکوت تنها در صورتی می تواند راهگشا باشد  که خواسته راهپیمایی  از پیش به طور واضح و شفاف و به طور مثال «درخواست رفراندوم قانون اساسی» اعلام گردد، وگرنه راهپیمایی سکوت بدون اعلام خواسته و در چهارچوب قانون اساسی فعلی عملاً بی معنا است و اعلامیه سبز نسبت به تکرار آن هشدار می دهد.

با جمع بندی همه جوانب، در دیدگاه ما، از این پس و در ادامه حرکت رو به رشد جنبش آزادیخواهی اصرار بی مورد بر چهارچوب قانون اساسی، نقطه قوت و روح متکثر جنبش سبز را از بین می برد و در ذهن تداعی می کند که عده ای به نام جنبش سبز در راستای استفاده ابزاری از آقایان موسوی و کروبی هستند. فراموش نکنیم، آقایان موسوی و کروبی همراه مردم بوده اند و مسلماً خواست مردم در حال حاضر با خواست سال گذشته  آنها یکسان نیست. بنابراین لزوم بازنگری در منشور شورای هماهنگی اجتناب ناپذیر است.

بسیار جای امیدواری است که با توجه به پتانسیل اعتراضی موجود در جامعه و در صورت انجام تغییرات مذکور و برطرف کردن موانع، با همگرایی همه نیروهای حاضر در صحنه بتوان با استفاده از حرکات اعتراضی و مسالمت آمیز جمعی، ماشین سرکوب جمهوری ولایت فقیه را فرسوده کرده و در یک حرکت نهایی عمارت پوسیده ولایت فقیه را در دریای خروشان مردمی غرق نمود. تحریم نفتی جمهوری ولایت فقیه، مشابه اعتصابات شرکت نفت در انقلاب 57، زمینه را برای انجام این مهم در ماههای آتی آماده خواهد کرد. با توجه به فرصت محدود و خطر جنگ و لزوم استفاده از تمامی پتانسیل ها در حال حاضر نوعی مسولیت تاریخی بر دوش شورای هماهنگی راه سبز امید قرار دارد که امید است با تصمیمی درست و با تغییر منشور خود، راه را برای همگرایی همه نیروها در پشت سر خود باز کند و در این برهه حساس منافع ملی را بر منافع جناحی و حزبی ترجیح دهد.

به امید ایرانی، آباد، آزاد و سربلند و برای تمامی ایرانیان

Advertisements

18/02/2012 - Posted by | مقاله, مقاله ی واکنشی, مقاله ی اختصاصی, تحلیل روز | , , ,

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s