اعلامیه ی سبز

پایگاهی برای مقالات سیاسی-اجتماعی

بیرق اصلاح‌طلبی اصیل: مرگ بر اصل ولایت فقیه

اعلامیه سبز: در مسیر مبارزات سیاسی گاهی نگاهی تامل بر انگیز بر گذشته و مسیر دشواری که طی شده و افق‌های که پدیدار شده است خود بیش از ده‌ها مقاله و نوشته و ارائه راهکار می‌تواند موثر باشد. گاهی باید ایستاد و نگاهی به پشت سر انداخت تا به عظمت راه و مسیری که طی شده است واقف شد.

زمانی در «سلسله آخوندیان» تصویر بنیان‌گذار این نظام شیطانی را بر ماه می‌دیدند و امروز ناسزا گویی بر بانیان و متولیان این دستگاه ارتجاعی در بین مردم کوچه و بازار جزو مستحبات روزانه است. آیا گمان می‌کنید اگر فداکاری و از خود گذشتکی شیر زنان و کوه‌مردان جنبش آزادی‌خواهی نبود، در هم شکسته شدن هیمنه و اقتدار این نیروی مهیب شیطانی در سی و چند سال ممکن بود؟

رژیم منحوس ولایت فقیه را در حالی که به خفت و خواری افتاده است نگاه مکنید! برای رسیدن به چنین روزهایی، چه گل‌ها که پر پر شدند و چه بزرگ مردان و زنان که بر چوبه های دار بوسه زدند. چه جوانان رشیدی که آگاهانه ایستاده مردن را برگزیدند و چه بزرگ انسان‌هایی که در شکنجه‌گاه‌ها و سیاه‌چالهای مخوف استبداد سکنی گزیدند.

زمانی در این سرزمین، ارتجاع سوار بر جهل مردم چهار نعل می‌تاخت و جنایت می‌کرد. خلع سلاح ارتجاع از دروغ و مشاطه‌گری و نشان دادن چهره‌ی کریه آن به قیمت بسیار بسیار سنگینی حاصل شده است. از رفراندوم یک گزینه‌ای «جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر» که یک «آری ندانسته» به اهریمن بود تا تحریم یکپارچه انتصابات  که یک «نهَ دانسته» به تمامیت دستگاه ارتجاعی و قرون وسطایی ولایت فقیه بود راهی بسیار بسیار سخت طی شده است. راهی که جز با تکیه بر ایثار و خود شکستن و از خود گذشتن پیمودن آن ممکن نبود!

آنگاه که آفتاب اقبال رژیم ولایت فقیه به مدد مشاطه‌گری و دروغ درخششی داشت، این دستگاه شیطانی برای مخالفان و منتقدان خود حتی حق حیات نیز قائل نبود. با چنین اهریمنی به جز با تکیه بر ایثار مطلق چگونه ممکن بود، پنجه در پنجه شد؟

بیرق اصلاح‌طلبی اصیل که همانا شعار محوری «مرگ بر اصل ولایت فقیه» است از فردای آشکار شدن دروغ‌گویی آن دروغ گوی بزرگ تاریخ برافراشته شد و با نثار جان‌ها و خون‌ها در سی و سه سال گذشته برافراشته باقی ماند تا در پناه آن سرانجام خورشید حقیقت در سرزمین تاریک جهل طلوع کند و بر چهره کریه اهریمن بتابد و زشتی و کراهت آن را به تمام آشکار نماید.

عفریته ولایت فقیه در سرزمین روشنایی به کجا می‌خواهد بگریزد؟ و یا در زیر تابش آفتاب حقیقت کدامین مشاطه گری قادر است تا چهره کریه «سلسله آخوندیان» و «حکومت طبقاتی ملایان دین فروش» را بار دیگر به نام «جمهوری اسلامی» بزک کند و به خورد ملت دهد؟

ادوات ساخته و پرداخته شده در کارگاه شیطانی ولایت فقیه این روزها دکان عافیت‌طلبی و منفعت‌طلبی خود را تحت لوای نام اصلاح‌طلبی، برباد رفته می‌بینند و از این رو در آخرین تلاش‌های زبونانه مشغول آخرین بندبازی‌ها شده‌اند. بگذارید هر چه می‌توانند در صحن سیرک جمهوری اسلامی به رقاصی و آوازه خوانی بپردازند. سرنوشت این ملیجکان بارگاه یزید زمان با سرنوشت نظام جهل و جنایت ولایت فقیه همسان است.

آیا گمان می‌کنید اگر جنبش عظیم آزادی‌خواهی در همان خرداد و تیر ۸۸ به پیروزی می‌رسید می‌توانستیم درافشانی‌هایی همانند جمله‌های زیر را از سوی مدعیان حقوق مردم شاهد باشیم :

«از جمله اصول ما این است که ما از حقوق کسی که با ما نیست، ولی برانداز هم نیست دفاع می‌کنیم. اگر کسی برانداز نبود باید در عین مشخص کردن مرزهای هویتی از حقوقش دفاع کرد.»

بوی تعفن اندیشه های قرون وسطایی آن دروغگوی بزرگ تاریخ در تقسیم جامعه به خودی و غیر خودی که پایه تبعیض و فلاکت و بدبختی امروز جامعه ماست در این چند جمله کوتاه به مشام می‌رسد. معنی مستقیم این درافشانی کم سابقه به زبان ساده یعنی «حفظ نظام از اوجب واجبات است» و اگر کسی برانداز باشد دارای هیچ حقی نیست. معنی این جمله هیچ چیز جز کاسه لیسی ارباب قدرت و اعلام بی پروای این واقعیت اثبات شده نیست که :

«ای سلطان علی خامنه‌ای اگر ما اصلاح‌طلبان حکومتی را به دایره قدرت راه دهی، قول می‌دهیم چشم بر تضعیع حقوق براندازان ببندیم و دقیقاً همانگونه که در هشت سالی که افتخار فراهم آوری تدارکات آن بارگاه عظیم‌الشان را داشتیم عمل کنیم. مگر ملاحظه نکردید که در وقایع تیر ۷۸ چگونه پیشانی بندگی بر آستان آن حضرت ساییدیم. ما همان هستیم که بودیم و برای نوکری و بزک عمارت ولایت فقیه آماده و سینه چاک!»

همرزمان و همراهان!

آیا گمان می‌کنید در صورت پیروزی جنبش آزادی‌خواهی در خرداد و تیر ۸۸ امکان پاره شدن نقاب‌های تزویر مدعیان اصلاح‌طلبی فراهم بود؟

بگذارید برای انتصابات و برای خوش خدمتی به فرعون زمان گریبان بدرند و رقاصی کنند و خود را داخل و مدافع نظام معرفی کنند. آنکس که آگاهانه و پس از مشاهده ی جنایات و رذالت و وحشی گری دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه، خود را همچنان داخل نظام بداند و خود را مدافع این دستگاه شیطانی  به شمار بیاورد در تمامی جنایاتی که رژیم ولایت فقیه به انجام رسانده و می‌رساند هم‌دست و همراه است. از ملایان دین‌فروش گرفته تا مشاطه گران با عمامه و بی عمامه!

و اما از اصول ما این است که :

از حقوق همه دفاع می‌کنیم. انسان را به ذات انسان بودن دارای حق می‌دانیم و برای آرمان آزادی و ایرانی برای همه ایرانیان خواستار برچیده شدن دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه هستیم.  شعار محوری «مرگ بر اصل ولایت فقیه» را بیرق اصلاح‌طلبی اصیل برمی‌شماریم. دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه را به مثابه غده ای سرطانی بر پیکره انقلاب ۵۷  و دشمن ایران و ایرانی به حساب آورده و تا مرگ آن و برچیده شدن بساط تبعیض و استبداد از پای نمی‌نشینیم و در این مسیر نه رنگ و نه نام می‌شناسیم.

به امید ایرانی آباد، آزاد و سربلند و برای تمامی ایرانیان

Advertisements

19/07/2012 - Posted by | مقاله, مقاله ی واکنشی, مقاله ی اختصاصی | , ,

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: