اعلامیه ی سبز

پایگاهی برای مقالات سیاسی-اجتماعی

آخرین نفس‌های ارتجاع!

اعلامیه سبز: با فروکش کردن دود و دم اصلاح‌طلبی قلابی و حکومتی و با اتمام تاریخ مصرف مشاطه‌گران و کاسه‌لیسان و در حالی که سنگرهای دروغ‌گویی و مشاطه‌گری ارتجاع در هم شکسته و ناقوس مرگ دستگاه جهل و جنایت بلندتر از همیشه به صدا در آمده است، رژیم سراپا فساد و در حال سرنگونی ولایت فقیه بار دیگر مرتکب جنایت گردید.

حمله جنایت‌کارانه موشکی و خمپاره‌ای به هم‌رزمان مجاهد خلق در کمپ لیبرتی در اوج جنگ گرگ‌ها و آشفتگی دستگاه ارتجاعی و قرون وسطایی ولایت فقیه و تنها ساعاتی پیش از برگزاری همایش شورای ملی مقاومت در واشنگتن را تنها می‌توان به خودکشی ارتجاع از ترس مرگ تعبیر نمود.

رژیم منحوس ولایت فقیه در چه سودایی است؟ آیا گمان می‌کند با این حرکات زبونانه می‌تواند پیش‌قراولان و دلاوران جان بر کف جنبش آزادی‌خواهی را از عزم راسخ خود برای سرنگونی ولایت منحوس فقیه منصرف کند؟ آیا گمان می‌کند اگر همه سه هزار و دویست مجاهد خلق مستقر در کمپ لیبرتی و شهر اشرف را به شهادت برساند می‌تواند از سرنگونی محتوم نجات یابد؟ زهی خیال باطل که اگر آن بزرگ دروغ‌گوی تاریخ توانست با جنایت علیه بشریت و قتل عام هزاران زندانی سیاسی فرهنگ مقاومت و ایستادگی و حق طلبی را به محاق برد، روضه‌خوان علی خامنه‌ای هم خواهد توانست!

همرزمان و همراهان!

آیا جان‌فشانی‌ها و فداکاری‌ها در جریان انقلاب ۵۷ برای آن بود که ملعونی دروغگو از پستوهای هزار توی تاریخ، دستگاهی ارتجاعی را بیرون کشد و حکومت طبقاتی ملایان دین‌فروش را در این سرای بنیان نهد؟ آیا برقراری ولایت منحوس فقیه پس از آن همه جانفشانی‌ها، توهین به شعور و لگدمال کردن شرف یک ملت نبود؟

در حالی که دیو ارتجاع  با تعبیه ی غده سرطانی ولایت فقیه بر پیکره انقلاب مردمی ۵۷، سرمست از سرقت آرمان انقلاب بود چه کسانی بودند که با تکیه بر ایثار مطلق و بذل جان خویش بیرق «مرگ بر اصل ولایت فقیه» را برافراشتند؟ چه کسانی بودند که بر سر آرمان آزادی جان نهادند تا بیرق شرف یک ملت کهن در اهتزاز باقی بماند؟ پای ثابت افت و خیزهای مبارزات سی‌ساله با هیولای ارتجاع چه کسانی بودند؟ چه کسانی بودند که بار اصلی مبارزه با این بنای شیطانی را به دوش کشیدند و می‌کشند؟

اگر کسی گمان می‌کند بدون جانفشانی‌های مستمر مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت در سی و چند سال گذشته، جنبش آزادی‌خواهی می‌توانست رژیم منحوس ولایت فقیه را در وضعیت اسفناک کنونی آن قرار دهد، سخت در اشتباه است و اشتباه بزرگ‌تر را آن دسته می‌کنند که دانسته یا ندانسته جایگاه منسجم ترین، فداکارترین و بزرگترین تشکیلات موجود در جنبش عظیم آزادی‌خواهی را در معادلات آزادی‌خواهی و در رزم آتی نادیده می‌گیرند.

مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت تنها در یک مورد از رشادت‌های خود توانستند پروژه فوق سری «بمب اتمی» ارتجاع را افشا کنند و با این حرکت شجاعانه به حق بزرگ‌ترین خدمت را نه تنها در قبال ایران بلکه در قبال جهان و بشریت به انجام رساندند. مگر مشاهده نکردید که ارتجاع بدون «بمب اتمی» چه وحشی گری‌ها در حوادث پس از انتخابات مرتکب شد و چه مرزهایی از وقاحت را درنوردید و چه بر سر خودی‌های آن روز نظام آورد پس خود محاسبه کنید که ارتجاع مسلح به «بمب اتمی» تا کجا می‌تواند مرزهای وقاحت و وحشی‌گری را درنوردد.

حرکت غرورآفرین شورای ملی مقاومت در افشای پروژه ضد ملی «بمب اتمی ارتجاع» در عمل منافع غرب را با منافع ملت ایران همسو و در تضاد با منافع رژیم منحوس و ارتجاعی ولایت فقیه قرار داد. به طوری که اساساً وضعیت فلاکت بار امروز «سلسله آخوندیان» در یک نگاه کلان زاییده همین تقابل منافع است.

این افشا گری مهم تضادهای درونی سیستم ولایت فقیه را چنان تشدید کرد که اجرای منویات کارگردان سیرک جمهوری اسلامی در تاکید بر دستیابی به «بمب اتمی» دیگر با وجود گماشتگان مشاطه‌گر ممکن نبود و بر این اساس رژیم منحوس ولایت فقیه در انتخابات ۸۸ ناچار به حذف اصلاح‌طلبان حکومتی از دایره قدرت گردید و پس از آن نقاب از چهره برکشید و ضمن نمایش عریان اصل نظام، چنان بی دنده و ترمز در وادی نکبت تاخت که در انتها همه ی پل‌های پشت سر خود را خراب‌شده دید و اکنون سرنگونی محتوم خویش را به انتظار نشسته است.

آیا سگ دعوای دو قلاده از گرگان بارگاه جهالت در مجلسی موسوم به طویله‌ی ولایت و آن هم در سی و چهارمین سالگرد تاسیس نظام جنایت را نمی‌بینید؟

واقعه‌ای که ماهیت نظام جمهوری ولایت فقیه را به آشکارترین صورت ممکن در معرض نمایش عموم قرار داد و حکومتی مکار با سابقه‌ی بیش از سی سال عوام فریبی و دروغ‌گویی و جنایت را چنان رسوا کرد که جای هیچ رفع و رجوع باقی نمانده و کارگردان سیرک جمهوری اسلامی برای اولین بار چاره را در لال شدن و گل در بر دهان گرفتن دیده است.

پیش از این در مطلبی با عنوان «غده سرطانی ولایت فقیه بر پیکره انقلاب ۵۷» بیان کرده بودیم که:

«جمهوری ولایت فقیه در بلوغ خود به نوعی جمهوری تبدیل شده است که در آن گروهها و جریان‌های مختلفی  در زیر سایه ولایت شیطان برای به یغما بردن دارایی‌های یک مملکت با یک‌دیگر به رقابت می‌پردازند. این جریانات و گروه‌ها، گرگ‌هایی هستند که برای دریدن ملت ایران و چپاول دارایی آنها، بین یکدیگر رقابتی به سیاق جمهوری‌های مدرن به راه انداخته و به رای‌گیری و نمایشات مضحک رو می‌آورند. در جمهوری گرگ‌ها همه راه‌ها به چوپان گله گرگ‌ها، ختم می‌شود. در حقیقت آنکه نظم گله گرگ‌ها را حفظ می‌کند، چوپان گله گرگ‌هاست و این دقیقاً همان چیزی بود که جنبش آزادی‌خواهی به درستی و با رشادت فرزندان دلیر ایران زمین نشانه رفت و ابهت پوشالی چوپان گله گرگ‌ها را نابود نمود و اکنون نظم گله گرگ‌ها از هم آشفته است.»

آنچه در مجلس فرمایشی رژیم منحوس ولایت فقیه اتفاق افتاد و سگ دعوای گرگان گماشته‌ی ولایت که به راستی می‌توان آن را به ناقوس مرگ دستگاه جهل و جنایت تعبیر نمود هیچ چیز جز ترجمه‌ی عینی سطور بالا و نتیجه‌ی رشادت‌های بی‌نظیر فرزندان دلیر ایران زمین نبود که فارق از دیدگاه‌های رنگارنگ با مبارزات بی‌امان خود چنان ابهت پوشالی چوپان گله گرگ‌ها را در هم شکسته‌اند که اکنون به معنی واقعی کلمه، پشمی به کلاه ولی فقیه نمانده است.

در شرایط کنونی، ولایت فقیه یا به عبارت صحیح‌تر، باند مسلط رانت‌خواری و چپاول، هژمونی خود را بر دیگر باند‌های رقیب از دست داده است و آنچه مسلم است در دستگاهی که قانون جنگل حکمفرماست این به معنی آغاز سلسله‌ای از نزاع‌های بی پایان و بی‌علاج است که تا سرنگونی کل حکومت ملایان دین فروش ادامه خواهد داشت.

در ماه‌های آتی و با نزدیک شدن به زمان برگزاری به اصطلاح انتخابات که در وضعیت کنونی رژیم، نه انتخابات و نه حتی انتصابات بلکه در واقع گردنه‌ی گروکشی و سهم‌خواهی باندهای مافیایی چپاول و غارت است، شاهد افزایش چشمگیر تضادها و درگیری‌های مرگبار باندی در رژیم ولایت فقیه خواهیم بود.

اعلامیه سبز در شرایط حساس و سرنوشت ساز کنونی که فرصت طلایی بازگشت به خیابان وغرق کردن دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه در دریای خروشان مردمی بار دیگر در چشم انداز قرار گرفته است، حمله موشکی به مجاهدین خلق در کمپ لیبرتی را یک فرار به جلو از سوی رژیم منحوس ولایت فقیه به منظور سرپوش گذاشتن بر آشفتگی درونی رژیم و تحت الشعاع قرار دادن همایش شورای ملی مقاومت ارزیابی می‌کند و ضمن محکوم کردن این حمله‌ی جنایتکارانه که منجر به شهادت چندین تن از هم‌رزمان مجاهد خلق گشته است، تمامی هم‌رزمان و همراهان از گرایشات سیاسی مختلف را به همگرایی بیشتر و مستحکم‌تر کردن صفوف جنبش آزادی‌خواهی فرا می‌خواند. کابوس رژیم شیطانی ولایت فقیه به پایان نزدیک می‌شود و نزدیک شدن به پایان این کابوس سی و چند ساله مسلماً با وحشی‌گری‌های دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه نسبت مستقیم خواهد داشت.

به امید ایرانی آباد، آزاد و سربلند و برای تمامی ایرانیان

Advertisements

10/02/2013 - Posted by | مقاله, مقاله ی اختصاصی, تحلیل روز | , , ,

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: