اعلامیه ی سبز

پایگاهی برای مقالات سیاسی-اجتماعی

نامه ای به آیت شیطان علی خامنه ای

چوپان گله گرگهای نظام فاسدان و فاسقان، آیت شیطان، خامنه ای!

نامه را نه با سلام که با نفرین ابدی بر روح پلید و حقیر تو آغاز می کنیم که جنس این نامه نه از جنس نامه های فدایت شوم این چند وقت که اتمام حجتی با تو و نظام سراسر فریب توست.

به خیال خام خود، سگان و وحوش ولایت را رها کردی و نجابت جنبش سبز را دستمایه ای برای  پراکندن غبار مرگ گرداندی و در راه  قساوت و جنایت از هیچ فرازی فرو گذار نکردی! ای روضه خوان که یک شبه شاهین اقبال بر شانه ات نشست و تو را تا مقام سلطانی برکشید، آیا تا به حال در آینه به نظاره ی فردای خود نشسته ای؟!  فردایی نه در جهان دیگر و نه در آینده ای دور، که در همین نزدیکی در ایران فردا، در قفس دادگاهی جنایی، انتظار تو را می کشد. جایی که قطره قطره خون نداها و سهرابها بر جنایات بی شمار دوران سلطنت تو، سندهایی غیر قابل انکار خواهند بود که حتی اگر ولی نعمت خود، شیطان، را نیز به وکالت فراخوانی، نخواهی توانست ذره ای از کارنامه سیاه خود را انکار کنی! به خواندن ادامه دهید

03/08/2013 Posted by | مقاله, مقاله ی واکنشی | , , | بیان دیدگاه

طلوع آفتاب سرنگونی؛ تحریم قاطع نمایش خرداد ۹۲

اعلامیه سبز: نام نویسی نامزدهای به اصطلاح انتخابات جمهوری ولایت فقیه به اتمام رسید و در این بین هاشمی رفسنجانی و اسفندیار رحیم مشایی نامزدی خود را اعلام نمودند. مشاطه گر بزرگ جمهوری اسلامی حتی جرات نداشت بدون اجازه ولی امرش اعلام نامزدی نماید. از قرار معلوم سرسپردگی و اعلام بندگی به پیشگاه عفریته ولایت بسیار بیشتر از نامه های فدایت شوم در مذاق مشاطه گر بزرگ شیرین بوده است. این خود درسی است برای جماعتی که شانزده سال در خواب غفلت بودند و از فردی «بی خاصیت و ثناگو» انتظار رهبری مبارزات مردم را داشتند. به خواندن ادامه دهید

13/05/2013 Posted by | مقاله, مقاله ی واکنشی, مقاله ی اختصاصی, تحلیل روز | , , | بیان دیدگاه

تاریخ مصرفی که تمام شد-۲

اعلامیه سبز: در چند هفته گذشته شاهد تکاپویی از سوی تعدادی از عناصر معلوم الحال جریان ورشکسته فکری و سیاسی اصلاح طلبی حکومتی برای ایجاد موجی دیگر از جنس موج سال 76 و فراهم آوری شرایط برای موج سواری یک عنصر معلوم الحال حکومتی  بودیم.

تلاشی مذبوحانه که از ابتدا نیز محکوم به شکست بود؛ چرا که تاریخ مصرف این جریان ورشکسته سیاسی و فکری دیر زمانی است که به اتمام رسیده است. آنگاه که جوانان رشید ایران زمین در زیر ضربات باطوم و گلوله و اشک آور در عاشورای 88 و بهمن 89 شعار محوری «مرگ بر اصل ولایت فقیه» را در کف خیابانها طنین انداز کردند، تاریخ مصرف اصلاح طلبان حکومتی نیز به اتمام رسید. به خواندن ادامه دهید

18/03/2013 Posted by | مقاله, مقاله ی اختصاصی, مقالات چند قسمتی | , , | بیان دیدگاه

چشم در چشم شیطان؛ چرا پس از ۲۵ بهمن ایران قیامت نشد؟!

اعلامیه سبز: سالهای عمر «سلسله آخوندیان» در حال گذار از سی و چهار است. «سلسله آخوندیان» دستگاهی استبدادی است که سنگ بنای آن را مکر و فریب و قلب معانی تشکیل داده است و در تمامی سی و چند سال گذشته مشاطه گری و دروغ پردازی از اجزاء لاینفک ادامه حیات آن بوده است. از جمله این موارد می توان به قلب معانی واژه هایی چون احزاب، تشکیلات سیاسی و انتخابات در «سلسله آخوندیان» اشاره داشت.

احزاب و تشکلهای سیاسی در یک جامعه سالم و آزاد با توجه به خاستگاهی که دارند هرکدام به نوبه خود سعی می کنند برای رفع معضلات و مشکلات جامعه و در راستای منافع ملی راه حل نشان دهند که این راهکارها بعضاً تغییر سیاستهای کلان مملکتی را طلب می کند. در جوامع دموکراتیک، راهکارهای پیشنهاد شده توسط احزاب به انتخاب مردم گذاشته می شود و سکان هدایت کشور به منظوراعتلای جامعه برای مدت مشخصی در اختیار آن راهکارها قرار می گیرد.

در دستگاه استبدادی حاکم بر ایران با وجود جایگاهی ارتجاعی به نام ولایت فقیه که بنا بر وظیفه قانونی قرار است سیاست های کلی را تعیین و نظارت کند اساساً نیازی به حزب، تشکیلات و گروه های سیاسی وجود نداشته و همانطور که بارها تشریح گردیده است، آنچه از برگزاری به اصطلاح انتخابات در رژیم منحوس ولایت فقیه مد نظر است چیزی جز انتخاب تعدادی گماشته و تدارکاتچی نیست و از این رو مقصود از حزب و تشکیلات سیاسی در «سلسله آخوندیان» در واقع همان بنگاههای تربیت گماشته و تدارکاتچی است که وظیفه آنها حفظ منافع دستگاه استبدادی ولایت است و از این رو ذبح منافع ملی ترجیع بند عمر نکبت بار «سلسله آخوندیان» است. به خواندن ادامه دهید

21/12/2012 Posted by | مقاله, مقاله ی اختصاصی, تحلیل روز | , , , , , , , , , , , , | بیان دیدگاه

بیرق اصلاح‌طلبی اصیل: مرگ بر اصل ولایت فقیه

اعلامیه سبز: در مسیر مبارزات سیاسی گاهی نگاهی تامل بر انگیز بر گذشته و مسیر دشواری که طی شده و افق‌های که پدیدار شده است خود بیش از ده‌ها مقاله و نوشته و ارائه راهکار می‌تواند موثر باشد. گاهی باید ایستاد و نگاهی به پشت سر انداخت تا به عظمت راه و مسیری که طی شده است واقف شد.

زمانی در «سلسله آخوندیان» تصویر بنیان‌گذار این نظام شیطانی را بر ماه می‌دیدند و امروز ناسزا گویی بر بانیان و متولیان این دستگاه ارتجاعی در بین مردم کوچه و بازار جزو مستحبات روزانه است. آیا گمان می‌کنید اگر فداکاری و از خود گذشتکی شیر زنان و کوه‌مردان جنبش آزادی‌خواهی نبود، در هم شکسته شدن هیمنه و اقتدار این نیروی مهیب شیطانی در سی و چند سال ممکن بود؟ به خواندن ادامه دهید

19/07/2012 Posted by | مقاله, مقاله ی واکنشی, مقاله ی اختصاصی | , , | بیان دیدگاه

گردنه صعب العبور انتصابات 90 و فروریختن ستون پنجم جبهه ارتجاع

خلاصه: در خلاء همراهی زندانیان سیاسی و چهره‌های اثرگذار در جنبش آزادی‌خواهی، سال گذشته عرصه کشاکش عریان بین گفتمان اصلاح‌طلبی حکومتی و اصلاح‌طلبی اصیل برای تبدیل به گفتمان مسلط جنبش آزادی‌خواهی بود. اگر این جنگ به اصلاح‌طلبان حکومتی واگذار شده بود، شاید در انتصابات ۹۰ این معلوم الحالان چنان ضربه‌ای به جنبش آزادی‌خواهی وارد می‌کردند که جنبش دیگر توان برخاستن نداشت. کاری که اینان کردند خیانت به صداقت -یعنی حلقه اتصال- در جنبش متکثر آزادی‌خواهی بود. حرکت شنیعی که اگر برای آن آمادگی‌های قبلی وجود نداشت می‌توانست اعتماد را به طور کل در جنبش آزادیخواهی از بین ببرد و ما را دوباره به جزیره‌هایی دور از هم تبدیل کند.

اعلامیه سبز: اهمیت رهبری در هر حرکت سیاسی – اجتماعی بر هیچکس پوشیده نیست. هر حرکت سیاسی – اجتماعی که برنامه ای برای برخورد با مشکلات و موانع در اختیار نداشته باشد، یا قادر نباشد تصمیم گیریهای مقتضی را در شرایط  حساس به انجام رساند لاجرم یا از مسیر صحیح منحرف می گردد، یا عقیم می ماند و به نتیجه نمی رسد.

راهبردی که جبهه ارتجاع در برخورد با جنبش متکثر آزادیخواهی در سال گذشته اتخاذ نمود، بسیار مکارانه بود. جبهه ارتجاع سعی کرد از نقطه قوت جنبش آزادیخواهی یعنی روح متکثر آن برای نابودی آن استفاده کند. برنامه جبهه ارتجاع بر دو رکن اساسی استوار بود:

–          محروم کردن جنبش آزادیخواهی از همراهان و رهبران متکثر با ایجاد جو خفقان و دستگیرهای گسترده

–          میدان دادن به عناصر معلوم الحال حکومتی که خود را در قالب اسم اصلاح طلب بزک کرده بودند.

اصلاح طلبان حکومتی که تا پیش از آن به کنجی خزیده بودند به ناگاه در سال گذشته عرصه را برای تاخت و تاز خود مهیا دیدند و دوباره بر صندلیهای نرم وعظ به سخنوریهای دلنشین و قشنگ مشغول شدند. در سال گذشته بسیار تلاش شد تا قبای رهبری جنبش سبز را بر تن یک عنصر معلوم الحال حکومتی بدوزند. رویایی که عده ای کوته فکر گمان می کردند با زور و ضرب چند رسانه می توانند موفق به انجام آن شوند. زهی خیال باطل!

همانگونه که در اوایل تابستان گذشته پیش بینی می شد، محک انتصابات 90 صف اصلاح طلبان حکومتی را از جنبش آزادیخواهی جدا کرد، چرا که اصلاح طلبان حکومتی اولاً ادواتی ساخته و پرداخته دستگاه شیطانی ولایت فقیه برای بزک این عمارت پوسیده هستند و در ثانی در تحلیل نهایی، ایشان جزوی از دستگاه شیطانی ولایت فقیه محسوب می گردند که زندگی انگلی در جوار بارگاه ولایت تنها و تنها شیوه زیستن آنهاست.

به خواندن ادامه دهید

28/03/2012 Posted by | مقاله, مقاله ی اختصاصی | , , , | بیان دیدگاه

محک انتصابات 90 و سید محمد خاتمی!

خلاصه: در جنبش رنگارنگ و متکثر آزادیخواهی ایران صداقت حلقه اتصال است. آنکس که به صداقت خیانت کند از این دایره بیرون است. ما در این مسیر و در دفاع از این حلقه اتصال نه رنگ و نه نام می شناسیم. جنبش آزادیخواهی ایران استوار به پیش می رود و در این مسیر هر آنکس در مقابل آن بایستد زیر ضربات پر قدرت آن له خواهد شد. حذف سید محمد خاتمی به عنوان یک نیروی سیاسی از جنبش آزادیخواهی شاید برای عده ای خوشایند نباشد ولی آنان که به آزادی وطن و عبور از این برزخ دهشتناک می اندیشند باید با خود صادقانه خلوت کنند که اگر امروز در برابر خیانت به صداقت نایستیم ، فردا این عمل شنیع به یک روند در جنبش آزادیخواهی تبدیل خواهد شد و آنگاه ما با نظام جمهوری اسلامی تفاوتی نخواهیم داشت. درهای جنبش آزادیخواهی برای آنکس که از نظام جهل و جنایت ببُرد، همیشه باز است.

 اعلامیه سبز: انتظارها به پایان رسید و محک انتصابات 90 کرد آنچه را باید می کرد. حکومت جهل و جنایت ولایت فقیه از اساس مشروعیتی نداشت که بخواهد با این انتخابات زیر سوال رود. کارکرد مهم این انتصابات، راست آزمایی رفتار اصلاح طلبان حکومتی بود.

حکومتی شیطانی که برای بقای خویش حاضر شود انسان های بیگناه را بکشد قطع به یقین برای بار دوم و سوم و چهارم و الی آخر هم چنین می کند. کشتار بسیاری از مقام های نظام سابق بدون محاکمه بلافاصله پس از انقلاب 57 ، کشتار مردم کردستان، کشتارهای اوایل دهه شصت، جنایت علیه بشریت در سال 67 ، قتل دگراندیشان و تروریسم آشکار دولتی در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد، قتل های زنجیره ای، کوی دانشگاه تهران و تبریز در سال 78، حوادث پس از انتخابات 88، عاشورای 88، بهمن و اسفند 89، قتل زندانیان سیاسی هدی صابر و هاله سحابی ،….

به خواندن ادامه دهید

06/03/2012 Posted by | مقاله, مقاله ی واکنشی, مقاله ی اختصاصی | , , , | بیان دیدگاه

طلیعه های زرفام آفتاب سرنگونی / لزوم خروج از چهارچوب قانون اساسی

خلاصه: قانون اساسی یک میثاق دو طرفه بین ملت و حکومت است که در کلیت باید به آن نگریسته شود. در جایی که اکثر بندها و فصل های قانون اساسی به صورت یک طرفه از طرف حاکمیت و حکومت اجرا نمی گردد، و تمایلی نیز برای انجام این مهم در چشم انداز متصور نیست، این قانون به طور خود به خودی از درجه اعتبار ساقط است. خواسته انتخابات آزاد در چهارچوب قانون اساسی کنونی امکان پذیر نیست و به فرض محال اگر امکان انتخابات آزاد در چهارچوب قانون اساسی فعلی محقق شود، امکان حضور نیروهای بی باور به اصل ولایت فقیه در چنین انتخاباتی ممکن نخواهد بود و این یک کانون واگرایی است که باید برطرف گردد.

اعلامیه سبز: درود بی کران بر رزمندگان راه آزادی ایران زمین، دلاورانی که پتک گران 25 بهمن را بار دیگر بر فرق استبداد کوبیدند. دلاورانی که ترس و هراس کاشته شده در اعماق وجود مزدوران و وحوش ولایت را با حضور غرور آفرین خود آبیاری کردند. دلاورانی که در زیر سنگین ترین تدابیر امنیتی، کابوس سرنگونی ولایت جهل و جور را در جلوی چشمان یزید زمان با فریادهای خود بار دیگر به تصویر کشیدند.

در آستانه انتصاباتی دوباره در جمهوری ولایت فقیه، حضور بی سابقه ی نیروهای سرکوبگر، شدت تزلزل دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه را بار دیگر در انظار مردم ایران و جهان به نمایش گذاشت. ارتجاع اکنون تنها به سرکوب عریان تکیه دارد. همانگونه که انتظار می رفت، دستگاه شیطانی ولایت فقیه، هرچه از وحوش و اوباش ولایت در اختیار داشت به صحنه کشید تا به خیال خام خود قدرت نمایی کند؛ غافل از اینکه در تله ی جنبش آزادیخواهی گرفتار آمد.

به خواندن ادامه دهید

18/02/2012 Posted by | مقاله, مقاله ی واکنشی, مقاله ی اختصاصی, تحلیل روز | , , , | بیان دیدگاه

غروب اصلاح طلبی حکومتی

خلاصه: مطالعه دوباره و چند باره وقایع سالهای اولیه انقلاب و یادآوری آنها در پیوند با وقایع این روزها می تواند  بسیار سود بخش واقع گردد. اشتباه تمامی گروههای سیاسی در سالهای آغازین انقلاب، عدم پشتیبانی  از یکدیگر و دامن زدن به اختلافات و بعضاً حمایت از استبداد به منظور در اختیار گیری سهمی از قدرت بوده است. قدرت شیطان تنها در دسته دسته کردن و طایفه طایفه کردن ماست. اگر روزی آگاهی بخشی چشم اسفندیار ارتجاع بود، اکنون پاشنه آشیل آن، خود شکستن و به دریا پیوستن است. درنگ جایز نیست! علی رغم تفاوت دیدگاهها در جنبش آزادیخواهی همه ما در آرمان آزادی و برپایی بستری دموکراتیک و برقراری حق تعیین سرنوشت و حاکمیت مردمی با محوریت همیشگی صندوق رای، اتفاق نظر داریم. جدا شدن ساز ناهماهنگی به نام «اصلاح طلبان حکومتی» از جنبش آزادیخواهی به مدد محک انتصابات 90 و تصفیه جنبش آزادیخواهی از این عناصر فرصت طلب، راه را برای همگرایی نیروهای مخالف استبداد ولایت فقیه هموار و هموار تر خواهد نمود. حکومت دینی و جمهوری ولایت فقیه به پایان خویش نزدیک می شود، غروب رسمی «اصلاح طلبی حکومتی» در آسمان سیاسی ایران، طلوع آفتاب سرنگونی را نوید می دهد.

اعلامیه سبز: این روزها جمهوری ولایت فقیه در گرداب نیستی در حال جان کندن است و چه زیباست نظاره بر این لاشه رو به مرگ که بوی خوش الرحمن آن در این روزهای تاریک، تسکینی است هر چند کوچک بر زخمهای عمیق پیکر مردمی رنجدیده و تنگدست که با امید فردایی بهتر، بر آن دروغ گوی بزرگ تاریخ امید بستند و ندانسته اهریمن را بر شانه های خود در این سرای وارد ساختند.

به خواندن ادامه دهید

17/01/2012 Posted by | مقاله, مقاله ی اختصاصی, تحلیل روز | , , , , | بیان دیدگاه

کارزار ملی تحریم انتخابات

خلاصه: ما از همان ابتدا پیش بینی می کردیم که جبهه اصلاح طلب واقعی و جبهه سرنگونی طلب لاجرم به هم خواهند رسید و از این رو ایده تقسیم نیروها در دو جبهه را در تابستان گذشته ارائه نمودیم. اکنون ما به وضوح صدای خرد شدن استخوانهای دستگاه پوسیده و ارتجاعی ولایت فقیه مابین دو تیغه اصلاح طلبی اصیل و سرنگونی را می شنویم! اتحاد در اپوزیسیون نه در حرف که در عمل شکل می گیرد. تحریم انتصابات اسفند 90 را به کارزاری ملی برای پیوستن دوباره سرخ و سفید و سبز به یکدیگر و پیش زمینه ای برای تکرار دوباره دریای خروشان 25 خرداد 88 و دفع بلای خانمان سوز ولایت فقیه تبدیل کنیم.

اعلامیه سبز: انتخابات در کشورهای پیشرفته و متمدن، ساز و کاری است که برای چرخش مسالمت آمیز قدرت در نظر گرفته شده است. به عبارت دیگر اداره امور مملکت یک تخصص ویژه محسوب می گردد که مدعیان این حوزه، برنامه ها و راهکارهای خود را برای حل معضلات و اعتلای کشور ارائه نموده و این برنامه ها در معرض سنجش آرای عمومی قرار گرفته و بهترین برنامه از نظر اکثریت انتخاب می شود و سکان هدایت کشور برای مدت مشخصی در اختیار راهکارها و برنامه های مذکور قرار می گیرد.

در دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه اما انتخابات تعریف و مفهومی دیگر دارد. انتخابات به منظور برگزیدن بهترین افراد برای پیاده سازی منویات کارگردان سیرک جمهوری اسلامی بکار گرفته می شود. در واقع وکیل الدوله ها پس از احراز سرسپردگی به دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه به منظور دفاع از این عمارت پوسیده و حفظ منافع دکانداران این دستگاه ارتجاعی وارد صحنه شده و برنامه های خود را ارائه کرده و خود را به اصطلاح در معرض انتخاب مردم قرار می دهند.

به خواندن ادامه دهید

28/12/2011 Posted by | مقاله, مقاله ی اختصاصی, تحلیل روز | , , | بیان دیدگاه

مدعیان روشنفکری یا وکلای مدافع دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه؟

خلاصه: اکنون که رژیم ارتجاعی ولایت فقیه در آستانه دستیابی به «بمب اتمی» قرار گرفته است و تهدیدی برای صلح جهانی  محسوب می گردد، وظیفه روشنفکر سیر در دنیایی از ایده ال ها نیست. آنچه در این برهه حساس کیان ایران و ایرانی را تهدید می کند نه غرب که دستگاه شیطانی ولایت فقیه است. مدعیان صلح طلبی هیچگاه در گفتار و نوشتار خود اشاره نمی کنند که حکومتی ارتجاعی که از اساس با همه دستاوردهای بشری سر ناسازگاری دارد و بر اساس «مصالح اسلام» عمل می کند و در کارنامه خود از جنایت علیه بشریت تا ذبح چندین باره منافع ملی را یدک می کشد و اساساً با ایران و ایرانی بیگانه است را چگونه می توان پس از دستیابی به بمب اتمی با نوازشهای سبز رام نمود؟

اعلامیه سبز: چندی است که بحث تحریم های قاطع بین اللملی بر علیه حکومت شیطانی ولایت فقیه از سوی کشورهای غربی به صورت جدی دنبال می شود. در این بین جسته و گریخته نظراتی مغالطه آمیز را از جانب تعدادی مدعی روشنفکری مشاهده میکنیم که هزاران کیلومتر آن سوی وطن همسو با دلالان سیاسی مشغول نسخه پیچی برای ایران و ایرانیان هستند.

جملاتی از قبیل » ما با مجازات رهبران رژیم صد درصد موافق هستیم. اما تحریم‌های اقتصادی مجازات مردم ایران است. هیچ کس حق ندارد مردم ایران را به جای رژیم خودکامه حاکم بر ایران مجازات کند. دولت‌های غربی دارند و می‌خواهند مردم ایران را به جای رژیم جمهوری اسلامی مجازات کنند. این نقض حقوق بشر است. تحریم‌های فلج کننده می‌تواند فاجعه عظیمی بیافریند که به مرگ میلیون‌ها ایرانی بیانجامد» علی رغم ظاهری زیبا و عوام فریب، مغلطه ای فریبنده را با خود حمل می کنند که اگر ساده بیاندیشیم، نشان از آشفتگی فکری گوینده دارد و اگر با دیده ی شک و تردید بنگریم، انحراف مسیر مبارزات حق طلبانه مردم ایران را دنبال می کنند.

به خواندن ادامه دهید

29/11/2011 Posted by | مقاله, مقاله ی واکنشی, مقاله ی اختصاصی, تحلیل روز | , , , , | ۱ دیدگاه

ارتجاع، استبداد قانونی و دکان مصالح اسلام

ارتجاع در نظام منحوس ولایت فقیه یکی از شیطانی‌ترین پدیده‌های تاریخ لقب می‌گیرد چرا که قادر است هر چیز را مسخ و از ماهیت تهی و به ضد خود تبدیل کند و در این راه دارای دو ابزار است: دروغ و مشاطه‌گری که تحت لوای اصطلاح رایج «مصالح اسلام» معجونی کاربردی را در سی و دو سال گذشته ارائه کرده است که تا کنون درمان همه دردهای بی‌درمان این نظام سراسر فریب بوده است.

اعلامیه سبز: این روزها آشفتگی بیش از پیش عمارت پوسیده ولایت فقیه بر همگان معلوم گشته است. مشروعیت حکومت ریا به صورت کامل از بین رفته و تضادهای درونی سیستم ارتجاعی ولایت فقیه یک به یک رخ می‌نمایند.باندهای قدرت و ثروت به افشاگری علیه یکدیگر روی می‌آورند و دزدی‌هایی با ارقام نجومی افشا می‌شوند. عمق فساد سازمان‌یافته آشکارا در انظار عموم قرار می‌گیرد. نظام دزدان و غارتگران به سرپرستی یک روضه‌خوان به پیشروی در وادی نکبت ادامه می‌دهد و قله‌های ننگ و سیاهی را یکی پس از دیگری فتح می‌کند و بدینوسیله عملکرد درخشان نظام منحوس ولایت فقیه در معرفی دین حکومتی را به بهترین نحو به تصویر می‌کشد و بدین گونه است که در نظام دزدان و غارتگران پوچی شعار مضحک «مبارزه با فساد» روز به روز برای توده‌های مردم آشکارتر می‌شود و نظام سراسر فریب و ریا، بیشتر و بیشتر در مرداب نیستی فرو می‌رود. شرایط وخیم‌تر می‌شود، اوضاع به سمت دو قطبی مطلق میل می‌کند و طیف اصلاح‌طلب حکومتی (مشاطه‌گران) لاغر و لاغرتر می‌شود و در این حال مرزهای صوری در بین گروه‌های سیاسی کم‌رنگ‌تر شده و زمزمه‌های ضرورت نزدیکی طیف‌های مختلف جنبش آزادیخواهی با هدف نجات ایران بلندتر و بلندتر به گوش می‌رسد.

در طی سی و دو سال گذشته کشمکش و مبارزه آزادیخواهان با دیو ارتجاع که همراه با انقلاب 57 از شیشه به در آمد و اندک اندک خود را بسط داد و در نهایت خودکامگی نظام سابق را رو سفید نمود، لحظه ای تعطیل نشده است. با این حال شاید حکومت استبدادی ولایت فقیه را بتوان از جمله نظامهای منحصر به فرد در دنیای امروز محسوب نمود که توانسته است هر سه فاکتور زر و زور و تزویر را با دستور العمل معجزه آسایی مخلوط نماید و دستگاه شیطانی خطرناکی را بوجود بیاورد که با وقاحتی مثال زدنی به مثابه یک ویروس خطرناک در برابر نسخه های درمانی پس از چند صباحی خود را مقاوم می کند و دوباره سر بر می آورد.

اگر در نظام سابق، شاه در زمینه سیاسی نفس ها را بریده بود و خودکامگی را با تخطی از قانون برقرار کرده بود؛ در حکومت ارتجاعی ولایت فقیه استبداد و خودکامگی در همه زمینه ها لباس قانون می پوشد و پدیده ی منحصر به فرد استبداد قانونی عرضه می شود.

استبداد قانونی و یا به تعبیر درست تر یوغ بردگی و بندگی در لباس قانون از پدیده های اختراعی در نظام منحوس ولایت فقیه است که قانون و عدالت را از درون تهی و مسخ می نماید.

به خواندن ادامه دهید

09/10/2011 Posted by | مقاله, مقاله ی واکنشی, مقاله ی اختصاصی, تحلیل روز | , , , , , | بیان دیدگاه

غده سرطانی ولایت فقیه بر پیکره انقلاب 57

خلاصه: دستگاه شیطانی ولایت فقیه، به مثابه غده ای سرطانی است که بر پیکره انقلاب 57 وارد شد و این غده سرطانی رشد کرد و رشد کرد و رشد کرد و تکثیر شد و تکثیر شد و تکثیر شد تا در انتها تمامی پیکره و ثمره انقلاب 57 را به فساد کشید به طوری که اکنون اکثر قریب به اتفاق نیروهای حاضر در صحنه از لاشه متعفن و رو به مرگ جمهوری اسلامی فاصله گرفته اند. غده سرطانی ولایت فقیه پس از سی و دو سال نه اسلامیتی باقی گذاشت و نه جمهوریتی.

 

اعلامیه سبز: صحبتهای اخیر ریس مجلس به اصطلاح خبرگان رهبری و بیانیه مضحک پایانی آن و گل واژه های کارگردان سیرک جمهوری اسلامی، اتمام حجتی بود برای تمامی آزادیخواهان که شیادان و جنایتکاران با زبان خوش از اریکه هایی که به ناحق تصاحب کرده اند، پایین کشیده نمی شوند. این اراجیف بافته شده از سر استیصال، بار دیگر مهر تاییدی بود بر این حقیقت که آزادی را ارزان به کسی نمی دهند.

حکومت استبدادی جمهوری ولایت فقیه  پس از گذشت سی و دو سال در حال رسیدن به نهایت درجه رشد و بلوغ خود می باشد و از اینرو است که چهره کریه آن هر روز بیش از پیش در معرض دید همگان قرار می گیرد.

کوس رسوایی دستگاه شیطانی ولایت فقیه امروز چنان عالم گیر شده است که حتی مشاطه گران نام آشنای این دستگاه ارتجاعی نیز جرات نمی کنند به سیاق گذشته به فریبکاری و بزک این بنای پوسیده بپردازند و لاجرم پا پس کشیده و در غیاب نامهای آشنا، مشاطه گرانی کم تجربه که از عنصر فریب بی بهره اند، پا پیش گذاشته اند.

به خواندن ادامه دهید

11/09/2011 Posted by | مقاله, مقاله ی واکنشی, مقاله ی اختصاصی | , , | بیان دیدگاه

نقشه راه استبداد ولایت فقیه!

نقشه راه استبداد ولایت فقیه!

خلاصه: آیا فریاد این روزهای «حزب فقط حزب علی!» ادامه همان فریاد «حزب فقط حزب الله!» نیست که اکنون پس از سی سال دوباره طنین انداز شده است؟! بیان حقایق اگرچه تلخ است ولی برای نیل به آینده ای روشن از بیان آن گریزی نیست! و حقیقت جزء این نیست که شخص آیت الله خمینی خشت کجی را در بهمن 57 پایه نهاد که اثرات آن گریبان گیر زندگی این روزهای مردم این سرزمین است.

خشت اول چون نهد معمار کج       تا ثریا می رود دیوار کج

اعلامیه سبز: چند ماه پیش و طی سخنرانی یکی از چهره های سرشناس زندانی و از همراهان جنبش سبز که از تلوزیون رسا و در سه قسمت پخش گردید ضمن قبول سربسته اشتباهاتی در دهه اول انقلاب، محل اصلی انحراف انقلاب 57 از آرمان های آن، اعمال نظارت استصوابی پس از سال 1370 عنوان گردید. از آنجا که مرور عملکرد جمهوری اسلامی و بویژه شناخت نقطه آغاز انحراف از آرمانهای انقلاب 57 امری بسیار مهم و سرنوشت ساز در مبارزات آتی بوده و مانع غلطیدن دوباره ما به ناکجا آباد است، بر آن شدیم تا جسارت نموده و از دیدگاه بی طرفانه و به عنوان یک گروه مستقل که بدون وابستگی به هیچ حزب یا گروهی، صرفاً به اتحاد همه گروهها و آزادی ایران می اندیشد، جهت تنویر افکار عمومی و بویژه در پاسخ به عزیزانی که هنوز گمان می کنند عملکرد آیت الله خمینی به عنوان بنیان گذار جمهوری اسلامی قابل دفاع است، دیدگاه خود را بیان داریم. شاید با این کار، باب نقد و گفتگوی سازنده را گشوده و قدمی کوچک در راستای همگرایی و اتحاد تمامی گروههای حاضر در صحنه، در این برهه حساس تاریخی برداشته باشیم.

به خواندن ادامه دهید

31/08/2011 Posted by | مقاله, مقاله ی اختصاصی | , , | بیان دیدگاه

سخنگویان خود خوانده؛ ترفند جدید دلالان سیاسی ولایت فقیه!

خلاصه : در جنبش آزادیخواهی ایران، علی رغم تعاریف بعضاً متضاد از چگونگی وقوع انقلاب 57 و حوادث و اتفاقات سی ساله گذشته در یک نگاه کلان با نگاه به آینده و با اشتراک و پافشاری بر آرمان آزادی و حق تعیین سرنوشت ، «ما همه با هم هستیم» و این پرقدرت ترین سلاح ما در برابر توحش حاکم بر ایران است، سعی نماییم با هشیاری، در دامهای رنگارنگ جمهوری ولایت فقیه نیافتاده و به دست خود ، خویش را خلع سلاح ننماییم.  در شرایط کنونی کشور همه نیرویهای مبارز و در صحنه از مجاهدین خلق گرفته تا چپ ها و مشروطه طلب ها و اصلاح طلبان اصیل و آنانی که در وادی عمل و به راستی مبارزه می کنند و زخم و درد دیکتاتوری را چشیده اند و هزینه داده اند، به هیچ عنوان آگاهانه در صدد تخریب دیگر گروههایی که در راستای هدف نهایی و مشترک  برچیده شدن استبداد ولایت فقیه  در کشور گام برمیدارند، نه قلم می زنند و نه به خط کشی می پردازند.

اعلامیه سبز: با آشکار شدن بیش از پیش اصلاح ناپذیری دستگاه استبدادی ولایت فقیه، نشانه های همگرایی بین فعالان و نیروهای حاضر در جنبش آزادیخواهی به مرور زمان بیشتر و بیشتر بروز می یابد. در واقع اتحاد و هماهنگی بین تمامی بخشهای جبهه آزادیخواهی برای نبرد نهایی با دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه یک ضرورت است و فعالین و نیروهای صادق و آنان که درد مردم دارند و در سودای آزادی این سرا هستند این حقیقت را به صورت ناخودآگاه و با آشکار شدن بیش از پیش توحش  سیستم ارتجاعی ولایت فقیه، درک کرده اند. وضعیت اسفناک کنونی و کشوری که در حال نابودی تدریجی است، نجات ایران را در اولویت دغدغه های همه گروهها و فعالین صادق قرار داده است. به عبارت دیگر آرمان آزادی و نجات ایران باعث شده است که خط کشی های سیاسی بین نیروهای صادق کم رنگ تر و در بعضی موارد محو شوند. چیزی که استبداد ولایت فقیه را به شدت به هراس انداخته است. دیگر مسله سبز، سفید و یا سرخ نیست، بلکه با سخت تر شدن شرایط و در اولویت قرار گرفتن مسله نجات ایران، رنگین کمان عقاید مردم ایران می رود تا در عین کثرت در وحدت پرچم ایران رنگ بازد.

به خواندن ادامه دهید

15/08/2011 Posted by | مقاله, مقاله ی واکنشی, مقاله ی اختصاصی, جنبش سبز | , , | بیان دیدگاه